اقدامات پیامبر (ص) برای اعلام جانشینی امام علی (ع)

اقدامات پیامبر (ص) برای  اعلام جانشینی امام علی (ع)

اقدامات پیامبر (ص) درخصوص رهبری امام علی (ع) تنها در جریان غدیر صورت نگرفت، بلکه آن حضرت جریان ولایت امام را بر مناسبت های مختلف مطرح نمود. پیامبر (ص) با بیان فضایل و ویژگی های علی (ع) بستر و زمینه ی رهبری آن حضرت را فراهم کرد

اقدامات پیامبر قبل از غدیر

در این جا نمونه ای از موارد بی شماری که در کتاب های مختلف علمای شیعه وسنی نقل شده حضورتان نقل می کنیم

یوم الدار

اولین بار آن یوم الدار بود. بعد از سه سال دعوت مخفیانه آیه(۲۱۴) شعرا نازل شدو از پیامبر خواسته شد وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ پیامبر ص نیز بستگان نزدیکش را به خانه ابو طالب دعوت کرد، آنها در آن روز حدود چهل نفر بودند، و از عموهاى پیامبر ص ابو طالب و حمزه و ابو لهب حضور داشتند، پس از صرف غذا هنگامى که پیامبر ص مى‏خواست وظیفه خود را ابلاغ کند، ابو لهب با گفته‏ هاى خود زمینه را از میان برد.

 

لذا فرداى همان روز پیامبر ص مجدادآنها را دعوت دیگرى به غذا کرد.بعد از صرف غذا چنین فرمود:

” اى فرزندان عبد المطلب! من به خدا سوگند هیچ جوانى را در عرب نمى‏شناسم که براى قومش چیزى به بهتر از آنچه من آورده‏ام آورده باشد، من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام، و خداوند به من دستور داده است که شما را دعوت به این آئین کنم، کدامیک از شما مرا در این کار یارى خواهید کرد، تا برادر من و وصى و جانشین من باشید؟.
جمعیت همگى سر باز زدند جز على ع که از همه کوچکتر بود برخاست و عرض کرد: اى پیامبر خدا! من در این راه یار و یاور توام، پیامبرسه بار این کار را تکرار کرد سپس پیامبر ص دست بر گردن على ع نهاد و فرمود:

ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم فاسمعوا له و اطیعوه:
” این برادر و وصى و جانشین من در شما است، سخن او را بشنوید و فرمانش را اطاعت کنید”.

حدیث منزلت

این حدیث به طور متواتر از طریق علماءشیعه واهل سنت نقل  شده است

رسول خدا به دفعات متعدد ودر محافل مختلف به حضرت علی (ع) فرمودند : آیا راضی نیستی که نزد من به منزله هارون از موسی باشی مگر آنکه بعد از من پیامبری نخواهد بود.((ابو عبدلله بخاری ج۳ص۵۴ازکتاب مغازلی در غزوه تبوک ،صحیص مسلم ج۲ص۲۳۶و۱۳۷چاپ مصر ،مسند احمد حنبل ج۱ص۹۸و۱۱۵و۱۱۹در وجه تسمیه حنین ،ابن حجرعسقلانی در کتاب الاصابه ج۲ص۵۰۷،ابن حجر مکی در صواعق المحرقه   باب۹ص۳۰و۷۴،مستدرک علی الصحیحین ج۳ص۱۰۹،جلال الدین سیوطی در ص۶۵ تاریخ خلفا ،استیعاب ج۲ص۴۷۳

از جمله پیامبر هنگام حرکت ‏به سوى جنگ تبوک به على(ع) فرمود
“انت منى بمنزله هارون من موسى الا انه لا نبى بعدی”
نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسى است، جز اینکه پس از من پیامبرى نخواهد بود.

پیامبر(ص) در این حدیث که در اصطلاح دانشمندان به آن «حدیث منزلت» می گویند تمام مناصبی که هارون داشت برای علی (ع) ثابت کرده جز نبوّت که باب آن برای ابد بسته شد.)با این سخن مقام وزارت، اختصاص در دوستى، برترى بر همگان و جانشینى در زمان حیات و پس از وفاتش را براى على(ع) ثابت کرد. زیرا قرآن کریم به تحقق همه این موارد هارون گواهى می ‏دهد.

جریان خاتم بخشی امیرالمومنین

حکایت: «روزی رسول خدا(ص) با اصحاب در مسجد به نماز ظهر مشغول بودند که شخصی به شکل درویشان، بین صف های نماز می گشت، ودرخواست کمک داشت  هیچ کس مرهمی بر جراحتش نگذاشت، روی به جانب خدا  کرده و گفت: الهی! تو واقفی که از مسجد پیغمبر تو محروم می روم! در این وقت مقابل جایگاه حضرت امیرالمؤمنین(ع) بود، سخن درویش به گوش آن حضرت رسیده، انگشت مبارکشان را  به طرف آن درویش حرکت دادندد. درویش فهمید که غرض چیست؛ انگشتر را از انگشت مبارک آن حضرت بیرون کرده وبیرون رفت وخدا را شکر کرد

حضرت رسول از بخشش امیرالمومنین  آگاه شد، از جواب سلام [نماز] که فارغ شد، دست دعا به جانب آسمان برداشته، فرمود که:

«الهی! چنانچه موسی ـ علیه السلام ـ التماس کرد که هارون، برادرش را خلیفه و وصیّ او گردانی که دینش به امداد او قوّت گیرد و تو دعای او را اجابت فرمودی و برادرش را به خلافت او نصب نمودی و دین موسی را به برکت او محفوظ گردانیدی، من نیز پیغمبر تواَم و استدعا می نمایم که علی را که برادر من است، خلیفه و جانشین من گردانی و در هدایت و ارشاد خلق شریک مَنَش سازی که وزیر و صاحب اختیار من باشد».

هنوز مناجات رسول خدا(ص) تمام نشده بود که جبرئیل امین نزول فرموده، به این آیه آن حضرت را بشارت داد»..

.إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ  سوره مائده آیه ۵۵ ( سرپرست شما فقط خداست و پیغمبر او و کسانی که ایمان دارند و کسانی که بر نماز ( مداومت ) کنند و در آن حال که رکوع می گذارند ، زکات دهند (حدیقه الشیعه، ج ۱، صص ۵۹ و۶۰

 

مباهله

در داستان مباهله نیز به این نکته اشاره شده است، زمانی که علمای نجران پیشنهاد مباهله را به رسول الله  دادند آیه ای ((فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَهُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ )) نازل شد که در این آیه شریفه اشاره شده :

به ابنائنا و ابنائکم  یعنی شما با فرزندان خود بیاید که منظو آقا امام حسن (ع) و حضرت ماما حسین (ع) هستند و منظور ازنسائکم  فاطمه زهرا (س) و انفسنا حضرت رسول و امیرالمونین غعلی بن ابیطالب (ع) است که جایگاه حضرت علی (ع) به عنوان  مولا و جانشین رسول خدا به وضوح دیده می شود.

 روایتی دیگر

روزى امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواند و سپس به خادم خود دستور داد تا صد نفر از قریش و هشتاد نفر از سایر عرب و شصت نفر از عجم و چهل نفر از اهل حبشه را جمع نماید. وقتى این عده جمع شدند دستور داد ورقه اى بیاورند.
سپس به آنان دستور داد مانند صف نماز در کنار یکدیگر بایستند و فرمود: ‘اى مردم، آیاقبول دارید که خداوند صاحب اختیار من است و به من امر و نهى مى نماید و من در برابر سخن خدا حق امر و نهى ندارم’؟
گفتند: آرى، یا رسول اللَّه. فرمود: ‘آیا من نسبت به شما از خودتان صاحب اختیارتر نیستم و به شما امر و نهى مى کنم و شما در برابر سخن من حق امر و نهى ندارید’؟ گفتند: بلى، یا رسول اللَّه.
فرمود: هر کس که خداوند و من صاحب اختیار اوییم این على صاحب اختیار اوست. او شما را امر و نهى مى کند و شما در برابر سخن او حق امر و نهى ندارید. خداوندا دوست بدار هر کس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و یارى کن هر کس او را یارى کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند. خداوندا تو شاهد من بر اینان هستى که من ابلاغ کردم و دلسوزى نمودم.
سپس دستور داد آن ورقه “که این مطالب در آن نوشته شده بود” سه بار براى آنان خوانده شود. بعد سه بار فرمود: چه کسى از شما مایل است این پیمان را باز پس گیرد؟ آنان سه مرتبه گفتند: به خدا و پیامبرش پناه مى بریم از اینکه گفته ى خود را باز پس گیریم.
بعد آن حضرت ورقه را بست و با مُهر یکایک آن جمع ورقه را مهر نمود و فرمود: اى على، این نوشته را نزد خود نگه دار، و هر کس این پیمان را شکست آن را برایش بخوان تا من در روز قیامت خصم او باشم. [ فیض القدیر: ص ۳۹۴٫ ]

حدیث ثقلین

حدیث ثقلین حدیثی مشهور و متواتر از پیامبر اسلام(ص) درباره لزوم پیروی از قرآن کریم و اهل بیت پیامبر(ص) پس از رحلت ایشان می باشد

شیعیان با تکیه بر این حدیث لزوم امامت و عصمت امامان(ع) و نیز دوام امامت در همه زمان‌ها را ثابت می‌کنند.

«…إِنِّی تَارِک فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی أَیهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکمْ سَتَرِدُونَ عَلَی الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَینِ وَ الثَّقَلَانِ کتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی‏…».

من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرا دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند.ای مردم بشنوید من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید؛ پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم.

سنن نسائی از صحاح سته اهل سنت این حدیث را چنین نقل می‌کند:

«… کأنی قد دعیت فاجبت، انی قد ترکت فیکم الثقلین احدهما اکبر من الآخر، کتاب الله و عترتی اهل بیتی، فانظروا کیف تخلفونی فیهما، فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض…»

زمان وفات من نزدیک شده است. من در میان شما دو شیء گران‌بها باقی می‌گذارم که یکی بزرگ‌تر از دیگری است، کتاب خدا و عترتم که همان اهل بیت(ع) است. پس بنگرید که چگونه با آن دو رفتار می‌کنید که آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا آنکه در کنار حوض بر من وارد شوند.

پیامبر با بیان این حدیث زمینه اطاعت از اهل بیت را که مصداق بارز آن امام علی (ع) است را فراهم نمود. نکته قابل توجه آن است که حضرت در آخر حدیث گوشزد نمود که مسلمانان در صورت عدم اطاعت از قرآن و عترت گمراه خواهند شد. متأسفانه مردم با کنار گذاشتن امام علی (ع) از صحنه سیاست، دچار خسران و زیان های فراوان و جدی شده و عملاً گمراه شدند

با همه ى این اقدامات، پیامبر صلى اللَّه علیه و آله اعلان و نصب و تعیین رسمى و عمومى را براى موقعیتى مهم از نظر زمانى و مکانى در نظر گرفته بود که در عظیم ترین اجتماع مردم در تاریخ حیات آن حضرت و در آخرین ماههاى عمرآن حضرت بود. پیامبراسلامدر بازگشت از آخرین حجخود همه مسلمانانیکه در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد ودر آنجا علی بن ابی‌طالبرا به‌عنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانبخدامعرفی کرد. وفرمود «هر آن‌کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست»

آن موقعیت زمانى و مکانى براى اعلان رسمى غدیر خم’ بود که بطوراساسى منافقین را فلج کرد و نقشه هاى چندین ساله ى آنان را نقش بر آب کرد و بر آنچه در خاطر شیطان صفت خود پرورده بودند خط بطلان کشید.

کلام رسول خدا(ص) در مورد نتایج سرپرستى على (ع )

هـر وقـت اصـحـاب دربـارهخـلـیفه رسول خدا(ص ) و رهبر جامعه اسلامى پس از آن حضرت , با حـضـرتش گفتگو مىکردند, حضرت ـ در حالى که طبق بعضى از روایات آه مى کشید ـ از نتایج و ثمراتسرپرستى على (ع ) سخن به میان مى آورد.

از جمله مى فرمودند:.

ان و لیتموهاعلیا وجد تموه هادیا مهدیا یسلک بکم على الطریق المستقیم , .

اگـر خـلافـت را بـه علىبسپرید, مى بینید که هدایت شده و هدایت کننده اى است , که شما را به راه راست مىبرد.

اما والذى نفسى بیده لئن اطاعوه لیدخلن الجنه اجمعین اکتعین ,.

قسم به آنکه جانم در دست اوست , اگر از على اطاعت کنند, همگى , همگى وارد بهشت مى شوند.

ان تستخلفوا علیا ـ و لااراکم فاعلین ـ تجدوه هادیا مهدیا یحملکم على المحجه البیضا,.

اگر على را خلیفه کنید ـ و گماننمى کنم چنین کنید ـ مى بینید که او راه یافته هدایتگرى است که شما را از راه اصلى مى برد

 

پیامبر اکرم (ص ) هر وقت با کسانى مواجه مى شد که بههر دلیل با على (ع ) ناسازگارى مى کردند, یاجاهلانه از او به پیامبر(ص ) شکایت مىبردند, مى فرمود:.

ما تریدون من علی ان علیا منى و انامنه و هو ولى کل مؤمن بعدى ,.

از على چه مى خواهید على ازمن است و من از او پس از من على سرپرست هر مؤمنى است .

هـر چـنـد کـلـمه (ولى) در لغت داراى معانى متعددى است , در این حدیث جز به معناى رهبر وسرپرست نیست , توجه

به کلمه (بعد از من ) در حدیث این نظر را تایید مى کند چون اگر منظور ازولـى ,دوسـتدار, دوست , یاور, همسایه , هم قسم و امثال این معانى باشد, اختصاصى بهزمان بعد ازپیامبر(ص ) نداشته در زمان حیات آن حضرت نیز صادق بود

اقدامات پیامبر بعد از غدیر

پیامبر صلی الله علیه و آله پس از واقعه غدیرخم، نیزمکرّر جانشینی علی علیه السلام و فضایل او را گوشزد می نمود و همواره درباره اهل بیت سفارش می کرد و در سخنانش مردم را از خطرات احتمالی پس از خود آگاه می کرد و با آنان اتمام حجّت می نمود.  یکی از نمونه های بارز این مورد، حدیثی است که بیشتر کتب تاریخی و روایی شیعه و سنّی آن را نقل کرده اند، که پیامبر صلی الله علیه و آله در اواخر حیات خود فرمودند:

«اقبلت الفِتَن کَقِطَعِ اللّیلِ المُظلم»؛«فتنه ها، همچون پاره های شب ظلمانی پی در پی در می رسند.» بسیاری از این روایات می گویند: پیامبر صلی الله علیه و آله این جمله را در آن شب های آخر، که برای استغفار اهل بقیع رفته بودند، فرموده اند. لذا پیامبر مرتب به دنبال این بودند که راه درست را برای عبور از فتنه های پس از خود به مردم نشان دهند

اما از اقدامات ایشات برای زمینه سازی وتشکیل حکومت امام علی که هر دو با کار شکنی عده ای با شکست مواجه شد

لشگر اسامه :

پیامبر اکرم در واپسین روزهای زندگی‏اش فرمان داد لشکری عظیم به فرماندهی جوانی نورس به نام اسامه بن زید به سمت دورترین مرزهای کشور اسلامی (مرزهای روم) رهسپار شودکالبد شکافی دقیق این جریان نشان می‏دهد رسول خدا (ص) در راستای تثبیت جانشینی حضرت علی (ع) به چنین اقدامی دست یازید

دقّت در ترکیب سپاه اسامه نشان می‏دهد تمام کسانی که احتمال داشت با جانشینی حضرت علی (ع) مخالفت ورزند، ملزم بودند در این سپاه شرکت جویند. و کسانی که به بهانه بیماری پیامبر اکرم (ص) از اردوگاه به مدینه باز می‏گشتند، با جمله تأکیدی «لعن الله من تخلف عن جیش اسامه »روبه رو می‏شدند. در مقابل، یاران و موافقان جانشینی حضرت علی (ع) چون عمار، مقداد و سلمان از حضور در این سپاه معاف گشتند و ملزم شدند در مدینه به سر برند .

نگارش وصیت:

پیامبراکرم (ص) که احتمالاً با بالاگرفتن زمزمه‏های مخالفت با جانشینی حضرت علی (ع) به شدت نگران اوضاع شده بود، دستور داد ابزار نوشتن آماده سازند تا سندی صریح و ماندگار برجای گذارد و از گمراهی امت جلوگیری کند. مخالفان که این دستور را با نقشه‏های چند ماهه خویش ناسازگار می‏دیدند، به شدت نگران شدند و با هزیان گو خواندن کسی که جز وحی چیزی بر زبان نمی‏راند، از نگارش این سند جلوگیری کردند.

گردآوری وتنظیم : سجاد سحر خوان

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


هشت × 6 =

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی