اهمیت اربعین چله نشین عاشورا… زیارت اربعین

اربعین در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
واژه اربعین‏ در متون دینی و مجموعه‏های حدیثی از ارزش والایی برخوردار است
آثار حفظ چهل حدیث، اخلاص عمل در چهل روز و دعای عهد در چهل صبح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن
شهادت چهل مؤمن برای میت آثار گناه تا چهل روز. اصلاح تا چهل سالگی. هشدار به چهل ساله‏ها! تغذیه و چهل روز پرهیز
برگزاری عبادت در چهل شب چهارشنبه برای دیدار حضرت ولی عصر عج و بعثت غالب انبیأ در چهل سالگی، از جمله مواردی است که ارزش و جایگاه این اصطلاح اسلامی و عرفانی را مشخص می‏سازد
اربعین‏ از اصطلاحات رایجی است که در متون اسلامی کاربرد زیادی دارد، مثلا در برخی از روایات به عنوان نماد کمال، حدی برای تصفیه باطن و... قلمداد شده و گاهی پیامهای اخلاقی و دستورهای الهی با آن همراه شده است

 

آیه ۲۷ سوره مائده ( قال فانها محرمه علیهم اربعین سنه ) رمزی را که در «اربعین» هم در لطف و هم در قهر الهی نهفته است القا می‌کند

حضرت موسی برای اخذ الواح تورات ۴۰ شب در کوه طور بسر برد و مدت تنبیه و سرگردانی قوم قدرنشناس گوساله ‌پرست، در بیابان تیه۴۰ سال است فاصله زمانی لازم برای انقراض نسل قدیم و اصلاح نسل جدید ۴۰ سال است اربعین سنه یتیهون فی‌الارض

در اعراف۱۴۲: و اذ واعدنا موسی ثلاثین لیله واتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله چنین القا می‌کند که در «اربعین» و عدد ۴۰ اسراری نهفته است.

در زمان حضرت نوح برای عذاب کفار ۴۰ روز باران بارید. پیامبراکرم(ص) ۴۰ روز از حضرت خدیجه(س) جدا شد و اعتکاف کرد تا غذای آسمانی نازل و مقدمات تولد حضرت فاطمه(س) فراهم شد. انسان تا ۴۰ سالگی زمینه کمال روحی و معنوی دارد. خواندن ۴۰ بار بعضی از سوره‌ها و دعاها برای فرج و رفع مشکلات سفارش شده است. پیامد بعضی از گناهان، پذیرفته نشدن ۴۰ روز اعمال از جمله نماز است. بعضی از کتب اخلاقی مانند کتاب ۴۰ حدیث، بر مبنای عدد ۴۰ تألیف شده است. زیارت حضرت اباعبدالله(ع) و شهدای کربلا از «اربعین» شروع شده است.

چهل روز عزای مؤمن
پیامبر ص : یا اباذر! ان الارض لتبکی علی المؤمن اذا مات اربعین صباحا; (مکارم الاخلاق، ص‏۴۶۵)
هنگامی که مؤمنی از دنیا می‏رود، زمین تا چهل روز برای فقدان او گریان و عزادار است
بعثت انبیأ در چهل سالگی
در روایت آمده که اکثر انبیأ در چهل سالگی به رسالت مبعوث شده‏اند (بحارالانوار، ج‏۱۳، ص‏۵۰)
حفظ چهل حدیث
پیامبر ص : من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما (الخصال ج‏۲،ص‏۵۴۱،ح‏۱۵)
هر کس از امت من چهل حدیث از احادیث دینی مورد نیاز جامعه را حفظ کند خداوند متعال او را در روز قیامت‏به عنوان فقیه و دانشمند محشور خواهد کرد
اربعین؛ عهد عاشقان عاشورا

چون حضرت موسی(ع) را قابل استماع کلام بی واسطه خداوند می کردند چهل روز به خلوت فرستاد و خداوند فرمود: و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات اربعین لیل

اربعین، بیعت دوباره با عاشوراست.
اربعین، بعثت جانهای ملتهب است و تکرار پیمان پایدار شیعه در غدیر.
اربعین، روز برائت از سلطه ستم و هنگامه عهد عاشقان شهادت است.
اربعین، یادمان روزهایی است که خورشید را فراز نیزه های
جهل دیدیم و بر مظلومیت فضایل، گریستیم.
اربعین، تذکار آناتی است که حق نمایان، سلاح باطل گرفتند و بر روشنای حقیقت شوریدند

 اربعین، فرصت مجدد فریاد رسای ستم سوزی است
فرصت هم آوا شدن با زینب کبری (س) که احیاگر امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح ناب حسینی بود و حراست از ارزشهای علوی، آموزه شکر و شکیبایی و رشادت اوست
ما درس استمرار ایثار ناب حسینی و عدل بی عدیل علی، از خروش زهرایی زینب آموخته ایم و بسان آن اسوه استقامت سرخ، تمامت هستی مان را فدای ساحت ولایت کنیم
زینب، صحیفه مصائب اولیای خدا، وارث فضایل صدیقین، ثمره رنج انبیا

 در اربعین چه گذشت؟
سال ۶۱  چهل روز از واقعه جانگداز می گذشت
هنوز از خاک کربلا عطر خون خدا به مشام می رسید و صدای محزون هل من ناصر فرزند رسول الله(ص) در میان دشت طنین انداز بود
کربلا تا پیش از حادثه بزرگ، کربلا بود و اکنون سرزمین بهشت است
و اگر صدای کودکی به العطش برمی خیزد، کمترین التماسی از دشمن در آن نیست
این شمشیر شکسته ها و نیزه شکسته ها و خیمه های سوخته همه نشانه اند
نشانه همان واقعه ای که از جبراییل به حضرت آدم(ع) و همین طور سینه به سینه گشت تا به روز واقعه رسید و تا قیامت هم ادامه خواهد یافت
شیعه در این روز خود را در غم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) شریک می‌شمرد و برای‌ زنده نگهداشتن یاد حسین(ع) و یاران باوفایش در سراسر جهان مجالس عزاداری برپا می‌نماید

 چهل روز از واقعه‌ای می‌گذشت که در آن عصاره‌ی تعالی فضائل یعنی فرزند زهرا(س) در مصاف با پلیدترین انسان روزگار قرار گرفت
بدون شک اربعین ابا عبدا…(ع)، با زیارت جابر بن عبدا… انصاری از قبر مطهر ان مظلوم توام است و در اربعین هر سال نام جابر زنده می‌شود
جابر از خاندان وحی نیست ولی پیوند زندگی او با اهل بیت آن‌چنان محکم‌ است که مرگ نیز نمی‌تواند این علقه را سست نماید.
جابر در زمان خروج ابا عبدا… از مدینه نابینا و ناتوان شده بود ولی ذره‌ای تردید در حقانیت قیام آن حضرت نداشت. جابر قدم به قدم در حالی که عصای او در دست عطیه بود پیش می‌آمد. به‌رغم‌ ناتوانی، مردانه گام برمی‌داشت.
رایحه‌ی خوش قبر مطهر ابا عبدا… مشام او را نوازش می‌داد در هر قدم نام خدا را زمزمه می‌کرد و اشک‌های جابر نگاهی بغض‌آلود به‌ فرات کرد. فراتی که نتوانسته بود به لب‌های پاکترین انسان‌های روزگار جرعه‌ای آب‌ هدیه دهد

روی قبر سالار شهیدان افتاد
السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک …..
اشکهایش سرازیر شد مولایش را صدا میزد

جابر چهل روز بعد از شهادت امام وارد کربلا شد و سنت زیارت اربعین امام به دست او تأسیس گردید فردی که به همراه جابر در این روز به کربلا آمده عطیه کوفی است
وی غلام جابر و مفسر قرآن و از بزرگان تابعین است
عطیه عوفی می‌گوید، به همراه جابر بن عبدالله انصاری به منظور زیارت قبر امام حسین(ع) وارد کربلا شدیم
جابر نزدیک شریعه فرات رفت. غسل کرد و لباس‌های نیکو پوشید … سپس به طرف قبر مطهر حرکت کردیم. جابر هیچ قدمی را بر نمی‌داشت، الا اینکه ذکر خدا می‌گفت. تا به نزدیک قبر رسیدیم. سپس به من گفت مرا به قبر برسان من دست او را روی قبر گذاشتم.
جابر روی قبر افتاد و غش کرد. سپس من مقداری آب روی صورتش پاشیدم وقتی به هوش آمد سه بار گفت: یا حسین

در اربعین چه گذشت؟
جابر گفت: ای حسین چرا جواب مرا نمی ‌دهی؟!
سپس گفت: چگونه می‌توانی جواب دهی در حالی که رگ های گلوی تو را بریده‌اند و بین سر و بدنت جدایی افتاده
شهادت می‌دهم که تو فرزند خاتم النبین و سید المؤمنین … و پنجمین فرد از اصحاب کساء هستی …
درود و سلام و رضوان الهی بر تو باد
سپس به اطراف قبر امام حسین(ع) حرکت کرد و گفت: السلام علیکم ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین … اشهد انکم اقمتم الصلاه و آتیتم الزکاه و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر…»
پس با ورود همزمان آنها به کربلا گریه و زاری کردند و ناله زده و بر صورت سیلی می‌زدند

 روز مراجعت اسرای کربلا از شام به مدینه
سیدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف: چون به بر تربت پاک امام حسین ع رسیدند، جابر بن عبداللّه‏ را با گروهی از طایفه بنی‏هاشم و مردانی از آل پیغمبر ص دیدند که به زیارت حضرت آمده‏اند
زنان قبایل عرب نیز که در آن اطراف بودند آنان شروع به عزاداری و نوحه سرایی کردند، زینب س دست‏ها را به دو طرف درب و سر را داخل مسجد قرار داد و گفت: یا جدّاه، خبر قتل برادرم حسین ع را آورده‏ام
سکینه، با صدای بلند فریاد کشید: ای جد گرامی از آنچه بر سر ما گذشته است پیش تو شکایت آورده‏ام به خدا قسم، سنگدل‏تر از یزید ندیدم و کافر و مشرکی بدتر از او سراغ ندارم.
با چوب خیزران بر لب و دندان پدرم حسین ع (همان جایی که شما می‏بوسیدید می‏زد و می‏گفت: حسین چوب‏ها را چگونه می‏بینی؟

 حضرت زینب(س) با ناله‌ای جانسوز فریاد می‌زد:
وا اخاه! وا حسیناه! وا حبیب رسول الله و ابن مکه و منی! و ابن فاطمه الزهرا! و ابن علی المرتضی! آه ثم آه و بعد از آن بیهوش شدند
حضرت سکینه با دیدن این ناله‌ها فریاد زد: وا محمداه، واجداه چه سخت است بر تو تحمل آنچه با اهل بیت تو کرده‌اند
آنان را از دم تیغ گذراندند و بعد عریانشان نمودند!
جابر با دیدن بدن پاک و مقدس امام حسین‌ع فریاد و ناله برآورد: گواهی می‌دهم که تو فرزند سلاله هدایت و تقوایی و پنجمین نفر از اصحاب کسا و عبایی، تو فرزند بزرگ نقیبان و فرزند سیده بانوانی و چرا چنین نباشد که دست سیدالمرسلین تو را غذا داد و در دامن پرهیزکاران پرورش یافتی و از سینه ایمان شیر خوردی و پاک زیستی و پاک از دنیا رفتی و دلهای مؤمنان را از فراق خود اندوهگین کردی

 اهل بیت به مدت ۳ روز در کربلا عزاداری دلخراشی کردند و به امر امام سجاد ع راهی مدینه شدند
چراکه اگر بیشتر در آنجا می‌ماندند بر اثر گریه و زاری، از دست می‌رفتند.
در هنگام وداع اهل بیت در دور قبر مقدس جمع می‌شوند و حضرت سکینه با ناله می‌خواند:
الا یا کربلا نودعک جسماً بلا کفن و لا غسل دفینا الا یا کربلا نودعک روحاً لاحمد و الوصی مع الامینا
ای کربلا بدنی را در تو به ودیعه گذاردیم که بدون غسل و کفن مدفون شد
ای کربلا کسی را به یادگار در تو نهادیم که او روح احمد و وصی اوست
پس کاروان اهل بیت به سوی مدینه حرکت کرد
و سرها را در کنار بدنهایشان در روز اربعین دفن نمودند

اهمیت اربعین
اساسا اهمیت‌ اربعین‌ در آن‌ است‌ که‌ در این‌ روز، با تدبیر الهی‌ خاندان‌ پیامبر(ص)، یاد نهضت‌ حسینی‌ برای‌ همیشه‌ جاودانه‌ شد و این‌ کار پایه‌گذاری‌ گردید
در این‌ روز، با تدبیر الهی‌ خاندان‌ پیامبر(ص)، یاد نهضت‌ حسینی‌ برای‌ همیشه‌ جاودانه‌ شد و این‌ کار پایه‌گذاری‌ گردید
از پیامبر اکرم(ص): زمین تا چهل روز بر مومن گریه می کند (بحار ج۲ص ۶۷۹)
امام صادق(ع): آسمان تا چهل روز بر حسین(ع) خون گریست و زمین چهل روز با سیاهی و تیرگی گریه کرد و خورشید چهل روز با کسوف و سرخی خود گریست و فرشتگان آسمان چهل روز گریه کردند (مستدرک الوسائل ص۲۱۵)
این روایات بر عظمت قیام حسین(ع) دلالت دارند و گویای این مسأله هستند که در شهادت سالار شهیدان نه تنها انسان ها، بلکه تمام مخلوقات عالم دچار تأثر و خون و غم شدند و این مسأله ای دور از ذهن و غیرقابل باور نیست، چه آنکه در قرآن می خوانیم یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض… (جمعه۱)

فلسفه یادآوری اربعین
اگرچه معصومین(ع) کشتی نجات محسوب می شوند اما کشتی نجات اباعبدالله(ع) وسیع تر و سریع تر از همه است
چرا که خون پاک آن حضرت اسلام ناب را بیمه کرد و آن حضرت به نوعی بزرگ ترین احیاگر اسلام حقیقی است.
از همین رو اربعین شهادت آن بزرگوار نیز بیش از سایر معصومین(ع) مورد توجه قرار می گیرد و حتی برای وجود مقدس پیامبر اسلام(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نیز مسأله اربعین رحلت و شهادت مورد توجه قرار نگرفته است
چرا که یادآوری اربعین شهادت حسین(ع) خونی تازه را در رگ های شیعیان به جریان می اندازد و همگان را به قیام برای خدا چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی دعوت می کند

 هدف امامان از بزرگداشت همه ساله روز اربعین
۱ . سیره امامان و بزرگان دین
در رأس بزرگان دین، ائمه بودند که اعمال مخصوصی را در این روز دستور دادند به عنوان این که مربوط به اربعین حسینی است نه صرف بیستم صفر بودن تا آخرین امام حاضر حضرت امام حسن عسکری ع که زیارت اربعین امام حسین ع را یکی از نشانه های مؤمن برشمردند
۲٫ زیارت مخصوصه در روز اربعین
بخاطر همین بسیاری از شیعیان از اقصا نقاط جهان سعی دارند در اربعین خود را به قبر امامشان در کربلا برسانند و آنهایی هم که شرائط سفر ندارند آرزوی چنین زیارتی در دل دارند
۳٫ عظمت مصیبت شهادت امام حسین ع
علت شدت مصیبت شهادت امام حسین ع که مصیبهً ما أعظمها و أعظم رزیتها فی الإسلام مصیبتی بوده که نه سابقه ای داشته و نه لاحقه ای
فرق این مصیبت با مصائب دیگر روشن است همانگونه که امام مجتبی ع به برادرش فرمود: لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه

از طرفی قیام امام حسین ع باید زنده می ماند تا خون مبارکش هدر نرود و لذا تمام تلاش ائمه بر آن بود که به نحوی یاد حضرت سیدالشهداء بر سر زبانها باشد
در این راه حتی از ابزار گریه و عزاداری به نحو احسن استفاده بردند

گریه های امام سجاد ع شاهد بر این مدعی است
و این که یکی از راههای زنده ماندن یاد و هدف قیام امام حسین(ع) زیارت حضرت است چه از دور و چه از نزدیک

اهمیت اربعین
مهم ترین نکته درباره اربعین
روایت امام حسن عسکری(ع) است که فرموده است: نشانه های مومن پنج چیز است :
۱٫ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (۱۷ رکعت نماز واجب + ۱۱نماز شب + ۲۳نافله)
۲٫ زیارت اربعین
۳٫ انگشتری در دست راست
۴٫ وجود آثار سجده بر پیشانی
۵٫ بلند خواندن «بسم الله» در نماز
این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده ، به اربعین امام حسین (ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده است

 اربعین، چرا فقط امام حسین)ع(؟
۱-‏‎ ‎فداکاری‎های امام حسین (ع)، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است
این فداکاری‎ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است و مبارزه با دشمنان دین است
۲- مصیبت حضرت امام حسین (ع)
امام حسین (ع)، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند
مصیبت امام حسین(ع)، از همه مصیبت‎ها بزرگ‎تر و سخت‎تر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد
چرا برای امام حسین(ع) بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام(ص) عزاداری می‎کنیم و مراسم متعددی برپا می‎کنیم
۳- نابود کردن دین اسلام
دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین (ع)، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند
تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین(ع) می‎آمدند، شکنجه می‎کردند و می‎کشتند

در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند

مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین (ع)، منع کردند.

شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‎کردند که یکی از این مناسبت‎ها، حادثه روز اربعین است‎

یکی از نشانه های مؤمن، زیارت امام حسین )ع( در روز اربعین است.

از حضرت امام حسن عسکری )ع( روایت شده است که علام تهای مؤمن پنج چیز است؛

پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن) ۱(و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده اند.

زیرا اولین زیارت در روز اربعین صورت گرفت. البته قبل از آن هم بطور مخفیانه زیارت محقق شده بود اما بصورت آشکارا و رسمی ظاهرا این اولین زیارت بوده است*

ائمه علیهم السلام برای ادامه این مسیر و از یاد نرفتن قیام خونین کربلا این روز را بزرگ شمرده و از اولین زائر حسینی یعنی جابر بن عبدالله انصاری – که در اولین اربعین خود را به قبر شهدای کربلا رساند – تجلیل کردند.

و کم کم روایات بسیاری در زمینه ثواب زیارت امام حسین ع در روزهای خاص و در تمام طول سال نقل شد. (کامل الزیارات ابن قولویه، وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل و نیز بحار الانوار)

امام‏ ابو جعفر محمّد بن علی ع فرمود: شیعه ما را به زیارت حسین بن علی ع امر کنید، زیرا که زیارت‏ او ویرانى و غرق و آتش‏سوزى و خورده شدن توسط درندگان را دفع میکند، و زیارت‏ او بر کسى که به امامت حسین از جانب خداى عز و جل معترف باشد فرض است. (من لا یحضره الفقیه ج‏۳، ص۴۹۴)

اگر در مقابل تبلیغات یزیدی، تبلیغات حق نبود

آیه الله خامنه‌ای

مهم‌ترین درس اربعین، زنده نگهداشتن یاد و حقیقت شهادت است. به همان اندازه که مجاهدت حسین‌بن‌على(ع) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب(ع) و مجاهدت امام سجاد(ع) و بقیه‌ى بزرگواران، دشوار بود

البته صحنه‌ی آنها، صحنه‌ى نظامى نبود؛ بلکه تبلیغى و فرهنگى بود

درسى که اربعین به ما مى‌دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره‌ى شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت

شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است.

چه تبلیغات و طوفانى که علیه جنگ به راه نیفتاد جنگى که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهداى عزیزى که جانشان – یعنى بزرگترین سرمایه‌شان – را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، در ذهن آدم‌هاى ساده‌لوح در همه جاى دنیا، چه تلقینى توانستند بکنند

نقش امام سجاد و حضرت زینب (علیهماالسلام)
– اگر زینب ‌کبری‌(س) و امام‌ سجاد(‌ع‌) در طول‌ آن‌ روزهای‌ اسارت‌ – چه‌ در همان‌ عصر عاشورا در کربلا و چه‌ در روزهای‌ بعد در راه‌ شام‌ و کوفه‌ و خود شهر شام‌ و بعد از آن‌ در زیارت‌ کربلا و بعد عزیمت‌ به‌ مدینه‌ و سپس‌ در طول‌ سال‎های‌ متمادی‌ که‌ این‌ بزرگواران‌ زنده‌ ماندند ـ مجاهدات‌ و تبیین‌ و افشاگری‌ نکرده‌ بودند و حقیقت‌ فلسفه‌ی‌ عاشورا و هدف‌ حسین ‌بن ‌علی‌ و ظلم‌ دشمن‌ را بیان‌ نمی‌کردند، واقعه‌ی‌ عاشورا تا امروز، جوشان‌ و زنده‌ و مشتعل‌ باقی‌ نمی‌ماند.
تلاش بازماندگان امام حسین (علیهالسلام)
– آنچه‌ این‌ یاد را زنده‌ کرد، تلاش‌ بازماندگان‌ حسین ‌بن ‌علی‌(ع‌) بود. به‌ همان‌ اندازه‌ که‌ مجاهدت‌ حسین ‌بن ‌علی‌ (ع‌) و یارانش‌ به‌ عنوان‌ صاحبان‌ پرچم‌، با موانع‌ برخورد داشت‌ و سخت‌ بود، به‌ همان‌ اندازه‌ نیز مجاهدت‌ زینب(ع‌) و مجاهدت‌ امام‌ سجاد(ع) و بقیه‌ی‌ بزرگواران‌، دشوار بود. البته‌ صحنه‌ آنها، صحنه‌ی‌ نظامی‌ نبود؛ بلکه‌ تبلیغی‌ و فرهنگی‌ بود.
تبلیغات دستگاه جبار یزید
– دستگاه‌ ظالم‌ جبار یزیدی‌ با تبلیغات‌ خود، حسین‌ بن ‌علی‌(ع) را محکوم‌ می‌ساخت‌ و وانمود می‌کرد که‌ حسین‌بن‌علی‌(ع) کسی‌ بود که‌ بر ضد دستگاه‌ عدل‌ و حکومت‌ اسلامی‌ و برای‌ دنیا قیام‌ کرده‌ است‌! بعضی‌ هم‌، این‌ تبلیغات‌ دروغ‌ را باور می‌کردند

بعد هم‌ که‌ حسین‌(ع‌)، با آن‌ وضع‌ عجیب‌ و با آن‌ شکل‌ فجیع‌، به‌ وسیله‌ی‌ دژخیمان‌ در صحرای‌ کربلا به‌ شهادت‌ رسید، آن‌ را یک‌ غلبه‌ و فتح‌ وانمود می‌کردند! اما تبلیغات‌ صحیح‌ دستگاه‌ امامت‌، تمام‌ این‌ بافته‌ها را عوض‌ کرد. حق‌، اینگونه‌ است‌.

– چرا امام‌ صادق‌(ع) ـ طبق‌ روایت ‌ـ فرمودند که‌ هر کس‌ یک‌ بیت‌ شعر درباره‌‌ حادثه‌‌ عاشورا بگوید و کسانی‌ را با آن‌ بیت‌ شعر بگریاند، خداوند بهشت‌ را بر او واجب‌ خواهد کرد؟ چون‌ تمام‌ دستگاههای‌ تبلیغاتی‌، برای‌ منزوی‌ کردن‌ و در ظلمت‌ نگهداشتن‌ مسأله‌ی‌ عاشورا و کلاً مسئله‌ اهل‌بیت‌، تجهیز شده‌ بودند تا نگذارند مردم‌ بفهمند چه‌ شد و قضیه‌ چه‌ بود

تبلیغ‌، اینگونه‌ است‌. آن‌ روزها هم‌ مثل‌ امروز، قدرت‎های‌ ظالم‌ و ستمگر، حداکثر استفاده‌ را از تبلیغات‌ دروغ‌ و مغرضانه‌ و شیطنت‌آمیز می‌ کردند. در چنین‌ فضایی‌، مگر ممکن‌ بود قضیه‌ی‌ عاشورا ـ که‌ با این‌ عظمت‌ در بیابانی‌ در گوشه‌یی‌ از دنیای‌ اسلام‌ اتفاق‌ افتاده ‌ـ با این‌ تپش‌ و نشاط باقی‌ بماند؟ یقینا بدون‌ آن‌ تلاشها، از بین‌ می‌رفت‌.

 واقعه‌ى جوشان، زنده و مشتعل عاشورا

اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهى خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حسینى براى همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذارى گردید

اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون – از قبیل شهادت حسین‌بن‌على(ع) در عاشورا – به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسل‌هاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده‌ زیادى نخواهند برد…

اگر زینب ‌کبرى ‌(س) و امام سجّاد(‌ع) در طول آن روزهاى اسارت – چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سال‎هاى متمادى که این بزرگواران زنده ماندند

اگر مجاهدات و تبیین و افشاگرى نکرده بودند و حقیقت فلسفه‌ى عاشورا و هدف حسین‌بن‌على و ظلم دشمن را بیان نمى‌کردند، واقعه‌ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‌ماند.
زیارت اربعین در ردیف نمازهای واجب

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است، بلکه طبق این روایت در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته
بر پایه این روایت، همان گونه که نماز ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است
براساس فرموده رسول خدا )ص( عصاره رسالت نبوی ،قرآن و عترت است: إنى تارک فیکم الثقلین… کتاب الله و… عترتى أهل بیتى

عصاره کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصاره عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری )ع( در کنار هم ذکر شده
امّا مهمّ آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین، انسان را چگونه متدین میکنند

مژده پیامبر اکرم به زائرین پیاده امام حسین (ع)

زیارت حسین با خستگی پیاده روی گویی مزه ای دو چندان دارد و اینجاست که پا و دل با هم ارتباط پیدا می‌کنند!

در طول مسیر هنگامی که پاهایمان خسته یا حتی در مواردی جراحتی کوچک پیدا می کند کافی است برای آماده شدن دل
کمی اگر مرغ دل را پرواز دهی به وضوح کاروانی را خواهی دید که از کربلا به سوی شام به اسیری می روند

و وقتی نگاهت را به طرفین بر میگردانی و میبینی این چنین با عزت در حال راه رفتنی و اینچنین از تو پذیرایی می شود، مطمئناً با خود می گویی این کجا و آن کجا؟ اینجاست که آدمی می گوید: لایوم کیومک یا اباعبدالله

چرا زیارت قبر اباعبدالله(ع) این‌قدر ارزش و اهمیت دارد؟ جدا از جنبه‌های اجتماعی و آثار عظیمی که زیارت کربلای اباعبدالله(ع) به ویژه در تجمع ایام اربعین، در عالم به جای می‌گذارد
نکته مهمی که زائرین و راهیان کربلای معلی باید مورد توجه قرار دهند، جنبه‌های معنویِ این زیارتِ بابرکت است

امام صادق(ع):

کسی که به قصد زیارت امام حسین(ع) از منزلش خارج شود اگر پیاده باشد، خداوند بابت هر قدمی که برای زیارت اباعبدالله بر می‌دارد، یک حسنه می‌نویسد و یک سیئه از او محو می‌کند
وقتی که به حرم می‌رسد، خداوند او را جزء صالحین برگزیده می‌نویسد. وقتی مناسک او تمام شد، خداوند نام او را جزء فائزین می‌نویسد

رسول خدا(ص) به شما سلام می‌رساند، و (مژده می‌دهد): عملت را از سر بگیر که تمام گناهان گذشته‌ات بخشیده شده
مَنْ‏ خَرَجَ‏ مِنْ‏ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ص، إِنْ کَانَ مَاشِیاً،…وَ یَقُولُ لَکَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى (کامل الزیارات/ص۱۳۲)

باید این سفر را سفرِ پاکی‌ها ببینیم تا بهره بیشتری از آن ببریم. در مورد امور معنوی هرچه معرفت و درکِ بیشتری داشته باشیم اثرِ بیشتری بر روح ما خواهند داشت

احساس شرمندگی نسبت به اباعبدالله(ع) است

اینکه بگوییم: یا اباعبدالله(ع) شما این همه زجر در راه خدا متحمل شدی و این همه شکنجه‌ای که بچه‌هایت شدند، در مقابل ما کاری برای تو و در راه خدای تو انجام نداده‌ایم، از طرفی ما را به واسطه محبت تو می‌بخشند برای شرمندگیِ ما تا ابد بس است

وقتی می‌بینیم که حسین(ع) برای هدایت ما چه هزینه سنگینی پرداخته است، شرمنده می‌شویم و این در حالی است که می‌بینیم ما هیچ کاری برای حسین(ع) نمی‌توانیم انجام دهیم
ما واقعاً به ثواب زیارت کربلا محتاج هستیم. وقتی در روز جزا، از کوچکترین گناهان هم نمی‌گذرند، وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَه؛زلزال)

و از سوی دیگر وقتی می‌بینیم هیچ پاک‌کننده‌ای مانند اشک بر اباعبدالله(ع) و زیارت قبر اباعبدالله(ع) نیست
واقعاً خودمان را به این زیارت و به این عزاداری محتاج می‌بینیم. انشاءالله این توجه معنوی بالا برود‏

پیاده‌روی اربعین حسینی اربعین سرمایه بزرگ اجتماعی جهان تشیع

وسط این اربعین یک سرمایه بزرگ اجتماعی برای جهان تشیع می‌توانید در شکستن حیطه استکبار ببینید در احساس هویت و عزت مندی پیدا کردن شیعیان و همه آنها ببینید

وجود یک روز به عنوان روزی که عزاداران حضرت ابا عبدالله حسین (ع) در کربلا تجمع کنند به عنوان یک میعادگاه بزرگ از نظر آثار اجتماعی و بین‌الملی قابل مقایسه با زیارت‌هایی که در طول سال انجام می‌گیرد نیست و نخواهد بود

وقتی ائمه الهدی (ع) به اربعین سفارش کردند لابد می‌دانستند زمانی خواهد رسید که میلیون‌ها نفر از مشتاقان علاقه‌مند هستند که زیارت اربعین را درک کنند

این سفارش‌ها توسط آخرین امامی که در بین شیعیان حضور داشتند مثل امام حسن عسگری (ع) انجام گرفته و آدم احساس می کند یک معنای ویژه ای در این سفارش بوده که گویی اهل بیت عصمت و طهارت خودشان علاقه مند و مصّر بودند برای اینکه اربعین را میعادگاه قرار بدهند برای کربلا ابا عبد الله الحسین(ع)

این میعادگاه به واسطه سفارش اهل بیت به طور طبیعی شکل گرفته

اساسا کسانی که عزادار ابا عبد الله الحسین(ع) هستند دوست دارند هرموقع که مشرف به کربلا شدند کربلا را در اوج شور و احساس ببینند
ائمه هدی(ع) به کرات در روایات پیاده روی را توصیه کردند از مسیر های چه بسا دور برای هر قدمش اجر و مغفرت ویژه‌ای در نظر گرفته‌اند

در روایات آماده کسی که به حرم ابا عبد الله الحسین (ع) برود به هنگام بازگشت ملائکه الهی با او مصاحفه می‌کنند و به او می‌گویند آنچه در گذشته زندگی تو بوده بخشیده شد و روز تازه‌ای در زندگی‌ات آغاز شده است

تاکید بر پیاده روی به صورت یک یا دو مورد یا با تاکید اندک نبوده است
معلوم می‌شود ائمه هدی(ع) تدبیری داشته‌اند برای زمانی که نفوس شیعیان زیاد می شوند قدرت و امکانات پیدا می‌کنند
بیابان‌های اطراف کربلا معلی مملو از خانه‌هایی می‌شود که زائران ابا عبد الله الحسین (ع) هستند چون ائمه الهدی به چشم انداز ها نگاه می کردند بعد توصیه می‌فرمودند

این گونه نبود که ائمه توصیه‌ای داشته باشند بعد در نظر نگیرید آن جمعیت های فراوان را و اجری هم برای کسانی که پیاده می روند به حساب بیاورند
البته اجر پیاده‌روی برای یک مکان زیارتی مثل مدینه منوره یا مکه مکرمه برای حج عمره قبلا ذکر شده و در روایات به صورت نمونه آمده است

همان زمانی که ائمه هدی پیاده‌روی را توصیه می‌کردند، چنانچه با مرکب می رفتند از جهت سرعت حرکت، فرق زیادی با پیاده روی نمی‌کرد، اما سیره اولیاالله این بود که مرکب را کنار می گذاشتند و با پای پیاده می‌رفتند

معلوم می‌شود این پیاده روی خیلی از نظر معنوی موضوعیت داره
آثار بسیار عمیقی در وجود انسان می‌گذارد هر کسی رفته این تجربه را احساس کرده است
انقلاب اسلامی ما از حادثه عاشورا نشأت گرفته و بحث اربعین در اربعین شهدای انقلاب نقش مهمی در پیروزی انقلاب داشت

به نظر شما فلسفه بزرگداشت اربعین چه نقشی می‌تواند در تداوم و حفظ نظام داشته باشد؟ ما در اربعین حسینی شعار حسینی خودمان را جهانی می‌کنیم
ما در این بزرگ ترین تجمع شیعیان حول حماسه ابا عبد الله حسین (ع) می توانیم به تعمیق ارزش های حسینی جامعه شیعی بپردازیم

وقتی که ارزش‌های حماسی ابا عبدالله الحسین (ع) در جامعۀ شیعی تعمیق پیدا کند و بیش از پیش تثبیت بشود آثار گرانبهای آن در ابعاد مختلف کاملا مشهود خواهد بود
یکی از آثار آن استکبار ستیزی است
یکی از آثار آن ظلم ستیزی است یکی از آن آثار اهتمام بیش از پیش دیدن داری است

وقتی انسان در مسیر اربعین، خودش را قطره‌ای از یک اقیانوس می‌بیند تجربه‌ای از فناء فی الله و فدای اهل بیت شدن را در جان انسان به نمایش می‌گذارد

وقتی انسان در مسیر کربلا ابا عبد الله الحسین(ع) پاهایش خسته می‌شود و خستگی را عمیقا با جسم خودش احساس می‌کند ارتباط روحی‌اش هم با حسین(ع) بیشتر می‌شود. اصلا تا شما خرج نکنی به حد کمال نخواهد رسید.

یکی از نشانه‌های ایمان برای مومن در زیارت اربعین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) دانستند چه توفیقاتی که این همه سفارش شده از زیارت ابا عبدالله؟
ما در روایات داریم اگر کسی اهل بهشت هم باشد ولی زیارت امام حسین (ع) نرود در طبقه پایین بهشت قرار می‌گیرد و او را در مراتب بالای بهشت راه نخواهند داد؛ اگر اهل بهشت باشد

شیعه نمی‌تواند بدون زیارت کربلای حسین(ع) به بهشت راه پیدا کند چون مستقلا تاکیدات فراوانی داریم بر زیارت ابا عبدالله الحسین(ع) و مستقلاً تاکیدات فراوانی بر پیاده روی و مستقلا یک تاکید ویژه داریم برای زیارت اربعین
اگر این ها را با هم شیعه باهوش جمع کند تبدیل می‌شود به یک میعادگاه بین‌اللملی
وسط این اربعین یک سرمایه بزرگ اجتماعی برای جهان تشیع می‌توانید در شکستن حیطه استکبار ببینید در احساس هویت و عزت مندی پیدا کردن شیعیان و همه آنها ببینید

این میعادگاه در چهره شیعیان اثری از غم و اندوه غربت و تنهایی نیست، هم احساس عزت می‌کنند هم احساس فرهمندی می‌کنند؛ می‌توانند مفتخر بشوند به ابا عبدالله الحسین(ع)

یک بخشی است برای درک هویت شیعی و دینی ، اگر کسی این هویت را لمس بکند واقعاً شیعه‌تر خواهد شد
هیچ کجا مثل زیارت اربعین هویت شیعه بودن و حسینی بودن به انسان به دست نمی‌دهد؛ همانطور که شما تا حج نروید هویت مسلمانی خودتان را دقیق نمی توانید تجربه و لمس کنید

در این میعاد گاه بزرگ وقتی انسان قرار می‌گیرد در یک هویت شیعی و حسینی برای انسان سهل می‌شود
ما عزاداران ابا عبد الله الحسین (ع) ما علاقه مندان به اهل بیت، ما شیعیان امیر المومنین هویتی داریم! این عمیقا در جان انسان می‌نشیند و مهمترین عامل تثبیت و توسعه معنویت شیعیان خواهد بود

حقایق عاشورا و اربعین

در عاشورا خون حسین و یارانش بر زمین ریخته شد و یزیدیان قصد خاموش کردن آن را داشتند ولی بازماندگان قیام حسینی، اسرای عاشورا با به انجام رساندن رسالت اسارت خود این پرچم را برافراشتند و لذاست که از ماذنه‌ها صدای اذان به گوش می رسد.

‏کسی پنج سال شاید هم بیشتر از حادثه کربلا گذشته خدمت امام سجاد(ع) می رسد، عرض می کند ای پسر رسول خدا در حادثه کربلا چه کسی پیروز شد؟

امام فرمودند:‌ (هنگام ظهر بود و موذن داشت اذان می گفت) گوش بده، اشهدان لااله‌الاالله، اشهدان محمد رسول الله(ص) چه کسی پیروز شد؟ قرار بود نام خدا و پیامبر را بنی امیه از جامعه حذف کنند ولی روزی پنج نوبت موذن بالای مناره ها اذان می گوید…*

یزید چوب خیزران بر لب و دندان فرزند رسول خدا می زند و می گوید وحی چی، قرآن چی، دین چی… اینها بازیچه بود، می خواستند دست ما را از حکومت کوتاه کنند

جام شراب را بر می دارد و حرف زشتی می زند و می گوید اگر اسلام شراب را حرام کرده من در این مسئله به کیش مسیحیت رجوع می کنم

یکی از آثار قیام امام حسین آزادی دین از اسارت جرثومه‌های فساد بود که بر گرده مسلمانان سوار شده بودند و تا اربعین توسط بازماندگان امام یعنی اسرا بخصوص امام سجاد(ع) و خانم زینب کبری سلام الله‌علیها برملا شد و این وظیفه همچنان بر دوش شیعیان ایشان می باشد

‏پیام امام این است؛ آن وقت که دین در خطر است نباید دست روی دست گذاشت و به عبادت و مناجات و ذکر پرداخت چرا که اینها ممکن است خود حجابی شوند چنانکه در عاشورا عده ای چنین کردند، سر برسجاده گذاشتند و سکوت کردند مفهوم “و من یطع الله و الرسول” بحث اطاعت است نه عبادت

اگر عبادت به اطاعت از خدا و رسول ختم نشود همان عبادت شیطان است که اطاعت نکرد و رانده شد*

 

پیامبر در روزهای آخر عمر شریف خود عده ای را به فرماندهی اسامه بن زید، آن جوان شایسته به جنگ اعزام می دارد و عده ای اطاعت امر رسول نمی کنند و می گویند او جوان است

همین تمردهای شیطانی منجر می شود به اینکه بازماندگان و دست نشاندگان همان متمردین دست خود را آغشته به خون دختر و داماد و فرزند رسول خدا کنند و در نهایت برای براندازی کامل دین، جنایت عاشورا را به پا می‌کنند

به خیال خام خود همه چیز خاموش می شود غافل از اینکه تا اربعین، آنچنان این نهضت زنده می‌شود که جز نام و نشان و ننگی برای یزیدیان باقی نمی‌ماند و به لطف خدا و عظمت عاشورا روزبه‌روز این نهضت عظمت بیشتری پیدا می کند.

و لعن الله امه سمعت بذلک فرضیت به، خدا لعنت کند آن‌کسانی را که در مقابل ظلمی که به تو شد سکوت کردند (مصباح الکفعمی، زیارت شب عرفه اقبال ۳۳۳ بحار ج۹۸ ص۳۶۱)

و لذا فرزند برومند ایشان امام خمینی می فرمودند محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر است

امام حسین(ع) در لحظات آخر عمر که راوی فکر می کند در حال نفرین است، می فرماید: ‌الهی رضا بقضائک، صبرا علی بلائک، تسلیمالامرک، لامعبود سواک یا غیاث المستغیثین،

و انگار نه انگار که عزیزانی را از دست داده، و این مقام فنا شدن است در خالق و از حقایق عاشورا است و ما بایستی با تفکر، خود را از عبارات عاشورا و اربعین به اشارات، و از اشارات به لطایف عاشورا و اربعین برسانیم تا وظیفه و دین خود را نسبت به قیام امام حسین(ع) که همانا زنده نگاه داشتن این انقلاب حسینی است که ان‌شاءالله وصل به قیام حضرت مهدی(عج) بشود، انجام دهیم.‏

امام صادق(ع) دعایی دارند؛ اللهم این اسالک ان تجعل و فاتی قتلا فی سبیلک تحت رایه نبیک مع اولیائک، خدایا از تو می خواهم مرگ مرا شهادت در راهت در زیر پرچم پر افتخار پیامبرت و همراه اولیاء و بندگان شایسته ات قرار بدهی. کافی ج۴ ص۷۴

    از اربعین حسینی تا اربعین خمینی

مؤمنان قم در ۴۰روز دوم پس از شهادت فرزند امام خمینی، به حدی از مراتب کمال رسیدند که به دفاع از اسلام ناب و منادی قهرمان آن، و حمایت از مرجعیت تشیع، حماسه سرنوشت‌ساز و شگفت «۱۹ دی قم» را خلق کردند

در پیوند اربعین حسینی و اربعین شهدای ۱۹ دی، و راز و نیاز و عزاداری ۴۰ روزه تا «اربعین» شهدای ۱۹ دی، که «اربعین حسینی» را در میان گرفته بود (۱۰ بهمن اربعین حسینی)

چه رموزی نهفته بود، که پیام شهدای ۱۹ دی، علی‌رغم ترفندها و دسیسه‌های دشمن، دروازه‌ها و حصارهای شهر قیام را پشت سر گذاشت و مؤمنان غیرتمند آذربایجانی را چنان برانگیخت، که با غافلگیر کردن دشمن آماده، در یک فرصت استثنائی- که شاید هرگز تکرار نمی‌شد- با اقدام بموقع، خطوط مستحکم دشمن تا بن دندان مسلح را قهرمانانه درهم شکستند و با عبور از موانع، معابر وصولی فتح را، به خیل عظیم فدائیان خمینی، در تمامی شهرها و در سراسر کشور پهناور اسلامی ایران، نشان دادند.

صبح روز ۲۹ بهمن، درحالی‌که مغازه‌ها، بازار، دانشگاه و مدارس تبریز یکپارچه تعطیل بود، مردم غیور و شجاع تمامی اقشار تبریز برای برگزاری مراسم باشکوه «اربعین شهدای مظلوم ۱۹دی» و همدردی با مردم رشید قم، که آگاهانه، قهرمانانه و مخلصانه، دست از جان شسته، با دست خالی، در تظاهرات سکوت شرکت کرده، با رگبار گلوله‌های دژخیمان، خون فرزندانشان برروی آسفالت خیابانهای قم جاری شده بود، از نقاط مختلف شهر به سمت مسجد قزللی به حرکت درآمدند.

در اعلامیه آیه‌الله قاضی طباطبائی و ده تن از علمای آذربایجان، از مردم دعوت شده بود برای برگزاری مراسم با شکوه «اربعین» شهدای ۱۹ دی قم، در ساعت ۱۰ صبح روز ۲۹بهمن، در مسجد قزللی تجمع نمایند. تمامی اقشار مردم غیرتمند تبریز، درپاسخ به این فراخوان، از منتهی‌الیه ضلع جنوبی تبریز تا صاحب‌الامر، سرخاب، دوه‌چی، مارالان، قونقاباشی، حیدرتکیه‌سی، ایستگاه راه آهن، وازال و از تمامی محلات تبریز، زن و مرد، پیر و جوان، کارگر و کارمند، طلبه و دانشجو و دانش‌آموز بازاری و کسبه اصناف مختلف، دسته‌دسته و گروه‌گروه، با شور و هیجان، سمت مسجد میرزایوسف مجتهدی (قزللی) به حرکت درآمده بودند

نیروهای انتظامی و امنیتی و کارگزاران رژیم مستقر در تبریز، که گمان نمی‌کردند، مذهب نفوذ چندانی در تبریز داشته باشد، با سیل جمعیتی مواجه شدند که نه تنها تبریز، بلکه قم، مشهد و تهران نیز تاکنون جمعیتی با وسعت و عظمت آن، به خود ندیده بودند. نخستین گروه‌های جوانان غیرتمند آذربایجانی سرشار از شور انقلاب، از اوائل صبح به خیابان آمده، پس از طی مسافت طولانی، قبل از ساعت ۹ خود را به مسجد رسانده بودند، تا در صفوف مقدم تظاهرکنندگان، ضمن گرامیداشت شهدای ۱۹ دی، حمایت و پیروی خود از امام خمینی(ره)، رهبر سازش‌ناپذیر نهضت اسلامی و مخالفتشان با سلطنت شاه دست‌نشانده را فریاد زنند، اما با در بسته مسجد مواجه شدند.

زیارت اربعین امام عارفان و حماسه سازان امام حسین(ع)، الگوی مصلحین

از امام زمان )ع( نیز نقل شده است که به امام حسین )ع( عرض میکنند: اگر اشک چشم تمام شود، برایت خون میگریم: و لأبکینّ علیک بدل الدموع دماً گفتنی است گرامیداشت یاد متوفا پس از مرگ او در همه ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز از متوفای خود تجلیل میکنند.

در زیارت اربعین، هدف قیام امام حسین )ع( همان هدف رسالت نبی اکرم )ص( دانسته شده

درباره نماز، ذات اقدس الهی، معارف فراوانی ذکر کرده فرموده: انسان، فطرتا موحّد است، ولی طبیعت او به هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شیرین از خیر جلوگیری میکند، مگر انسانهای نمازگزار که آنان میتوانند این خوی سرکش طبیعت را تعدیل کنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به درآیند و مشمول رحمتهای خاص الهی باشند: إنّ الإنسان خلق هلوعا إذا مسّه الشرّ جزوعاً و إذا مسّه الخیر منوعاً إلا المصلیّن

زیارت اربعین نیز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز میدارد و هدف اساسی سالار شهیدان نیز تعلیم و تزکیه مردم بوده است و در این راه، هم از طریق بیان و بنان اقدام کرد و هم از راه بذل خون جگر که جمع میان این را هها از ویژگ یهای ممتاز آن حضرت )ع( است.

گرد و غبار کربلا در روز عاشورا حاصل فضای مسموم خبری دستگاه مذموم بنی‌امیه بود، در زیارت عاشورا می‌خوانیم اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِساَّءِ الْعالَمینَ

در زیارت، به اینکه امام حسین از خاندان پیامبر اعظم ص است، مستقیم اشاره می‌کند، چرا که در آن فضای غبارآلود هر چشم و دلی نمی‌توانست حقایق را ببیند.
اما در زیارت اربعین اباعبدالله الحسین ع با واژه‌هایی چون اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ، اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ  بر می‌خوریم، علت اینکه زیارت اربعین مستقیم به سراغ القاب حضرت می‌رود، این است که در آن شرایط غبار از فضای جامعه رخت بر بسته بود و مظلومیت خاندان حسینی آشکار شده بود.

امام حسین(ع) نه تنها امامی از امامان دوازده گانه بلکه الگوی مصلحین جهان است. وی حرکت اصلاحی در امت جد خویش(ص) را آغاز کرد تا از سقوط و فساد امت جلوگیری نماید و با ایجاد بصیرت در امت اسلام، لایه های چندگانه فتنه ای که از سقیفه بنی ساعده پس از انکار غدیر علوی(ع) ایجاد شده بود، آشکار سازد و راه را به امت اسلام و دست کم بخشی از مؤمنان نشان دهد و به عنوان معیاری الهی، پرچم و علم اسلام و حقیقت شود.
از آن جایی که آیاتی چند در قرآن به صراحت از ویژگی های آن حضرت(ع) چون عصمت و طهارت سخن گفته و او را جزو اهل بهشت شمرده و بدان بشارت داده، هر کسی به طور طبیعی می بایست او را معیار حقانیت و حق بشمارد و به این نکته کلیدی برسد که: الحق مع الحسین و الحسین مع الحق یدور حیثما دار؛ حق همراه حسین و حسین همراه حق است و هر کجا ایشان بگردد حق در مدار وجودی ایشان می گردد

زیرا اگر کسی به نص آیات قرآنی از اهل عصمت و طهارت و هم چنین از اهل بهشت باشد و از نعمت های آن برخوردار گردد (احزاب، ۳۳ انسان) می بایست او را معیار حق دانست؛ زیرا انسانی که بر حق نباشد نمی توان از هم اکنون حکم کرد که وی اهل بهشت است.
در منابع روایی اهل سنت و تشیع این معنا اثبات شده که وی با برادرش سرور جوانان بهشت است و از آن جایی که همگان در بهشت، جوان خواهند بود می توان حکم کرد که وی سرور همه اهل بهشت از جن و انس می باشد. این سروری و سیادت از آن شاخه شجره طیبه نور محمدی(ص) به حکم وحدت و یگانگی نور می باشد.

در حقیقت هرگاه ما سخن از حقانیت حضرت محمدی(ص) می گوئیم، به حکم آیه مباهله که حضرت امیرمؤمنان(ع) را نفس و جان آن حضرت(ع) دانسته و نیز روایات معتبر بسیار نبوی که از وحدت نوری خود با امیرمؤمنان(ع) سخن گفته می توان دریافت که حقانیت همواره با این خاندان بوده است.

بر این اساس می توان گفت که: الحق مع علی و علی مع الحق یدور حیثما دار؛ چنان که می توان گفت: الحق مع الحسن و الحسن مع الحق یدور حیثما دار؛ و یا الحق مع المهدی و المهدی مع الحق یدور حیثما دار

زیرا کلکم من نور واحد، یعنی همه آنان از یک نور هستند. همین وحدت و یگانگی نوری و حقانیت ایشان است که آنان را شاخص حق قرار می دهد و هر کسی که می خواهد نسبت خود را با خدا بسنجد باید نسبت خود را با این معیار و میزان بسنجد؛ زیرا علی(ع) و اهل بیت(ع) میزان حق و باطل هستند و هر کسی را باید با علی(ع) و اهل بیتش (ع) سنجید

از این رو او را فاروق اکبر (جدا کننده بزرگ) و قسیم النار و الجنه (تقسیم کننده مومنان و کافران و بهشتیان از دوزخیان) نامیده اند.
خداوند در قرآن به صراحت بیان می کند که هر کسی که دنبال صراط مستقیم هدایت باشد باید به صراط پیامبر (ص) و اهل بیت او در آید و محبت اهل بیت و ولایت و اطاعت ایشان است که آدمی را به حق و بهشت می رساند. کسی که محبت و اطاعت و ولایت اهل بیت (ع) را ندارد، از همه عباداتش سودی نمی برد، زیرا عبادت بی ولایت پیامبر (ص) و اهل بیتش همانند عبادت کافر است که منکر اسلام می باشد و سودی برای او نخواهد داشت.
امام حسین (ع) به عنوان یکی از شاخه های درخت طوبی هدایت الهی، معیار و میزان سنجش حق و باطل است. آن حضرت (ع) با توجه به جایگاهی که خداوند در قرآن و پیامبر (ص) در سیره سنت خویش برای ایشان تعریف کرده، در چنان جایگاهی بلند و رفیع ایستاده بود که هر کسی به سادگی می توانست با الگو قرار دادن آن بزرگوار راه حق را بشناسد و در مسیر بهشت گام بردارد

آن حضرت (ع) هنگامی که دید امت به بیراهه رفته و نظام ولایی را کنار گذاشته و به نظام دروغین و خود ساخته خلافت سقیفه گرایش یافته اند، همانند پدر و برادر بزرگوارش (ع) تلاش کرد تا راه حق را با بلند کردن پرچم وجود خویش نشان دهد.
با این همه، مردم دنیا زده، در دریای فتنه چنان گرفتار آمده بودند که قدرت تشخیص حق از باطل را با وجود معیار و میزان قرآنی یعنی امامان (ع) نداشتند

فتنه، همه لایه ها را پوشانده و حق و عدالت را نهان ساخته بود. در این جا بود که باحرکتی انقلابی به جراحی عمیق امت می پرداخت و نهیبی چون خشم صاعقه الهی برسرشان می زد تا پرده ها فرو افتد و حق خودنمایی کند.

از اینرو در روایات بر این نکته تاکید شده که ان الله شاء ان یراک قتیلا و ان الله شاء ان یراهن سبایا خواست خداوند این است که تو را کشته و زنان خاندان اهل بیت (ع) را اسیر ببیند

به این معنا که بیداری امت مسلمان و یا بخشی از آن تنها با خون قربانی خاندان عصمت و طهارت امکان پذیر است و درخت اسلام و ایمان جز به خون شهدا نمی تواند آبیاری شود و جان تازه ای به کالبد مرده امت بدهد.
هر پیامبر و امامی یک خصوصیت برجسته دارد که در زندگی ایشان خودنمایی می کند. آن چه در امام حسین (ع) خودنمایی می کند و در زندگی اش برجسته است، مصلح کل بودن است لذا به صراحت در هنگام تبیین راهبردهای اساسی حرکت انقلابی و نهضت خونین خود می فرماید: انی ما خرجت اشرار و لابطرا و لامفسدا و لاظالما انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی الطالب؛ من از روی خودخواهی و یا برای خوش گذرانی و یا برای فساد و ستمگری از مدینه خارج نشدم، بلکه طالب اصلاح امت جدم و خواستار امر به معروف و نهی از منکر، و عمل به سیره جدم رسول خدا و پدرم علی بن ابی طالب هستم.
تاکید بر اصلاح امت، به معنای آن است که امت در مسیر خود به سوی ظلم و فساد گرایش یافته و خوش گذرانی و دنیا طلبی را هدف خود قرار داده اند و آخرت و قیامت را فراموش کرده اند

این گونه است که دیگر عدالت و معروف، جایگاهی در میان امت ندارد و به جای آن، ظلم و بیداد و منکر نشسته است. از این رو، جامعه نیازمند اصلاحات بنیادین است تا معروف زنده و منکر نابود شود و باطل برود و حق جایگزین آن شود.

نقش و فضیلت زیارت امام حسین(ع)

در روایتی امام صادق(ع) می فرماید: من اتی قبر الحسین (ع) عارفا بحقه کان کمن حج مائه حجه مع رسول الله، هر که نزد قبر امام حسین(ع) بیاید و به حق او آشنا باشد، مانند کسی است که یکصد حج با پیامبر خدا(ص) انجام داده باشد. (بحار ج۱۰۱، ص۴۲)

دست یابی به عرفان درباره امام حسین(ع)، شناخت اهداف و انگیزه های حرکت و مقام و منزلت آن بزرگوار است

بنابراین کسی که به زیارت ایشان می رود و به ندای «هل من ناصر ینصرنی» وی پاسخ می دهد و علیه ظلم و ستم قیام و برای عدالت جهاد و تلاش می کند، کسی است که با رسول الله (ص) همراه شده و قصد خدا و خانه اش را نموده است که نتیجه آن لقاءالله می باشد

آن چه در این روایت آمده، تأکید بر عرفان و شناخت امام حسین(ع) و اهداف وی از حرکت خونین قیام عاشورایی است که نتیجه آن صد حج با پیامبر خدا(ص) است.
در برخی روایات بر این مطلب تأکید می شود که زیارت امام حسین(ع) به اندازه حج مقبول و مبرور ارزش دارد (همان، ص۳۱ و ۲۳۲)

زیرا این گونه می خواهند توجه را به امام حسین(ع) و اهداف الهی ایشان جلب کنند؛ زیرا هدف از حج آن است که انسان نسبت به توحید و اهداف آن آگاهی یابد و از آن جایی که من تمام الحج لقاء الامام، تمام و کمال حج با دیدار امام تحقق می یابد، دیدار امام حسین(ع) همان کمال و تمام حج و زیارت الهی است

چون امام حسین (ع) تجلی تمام و کمال اسلام است و اهداف حرکت های انسان را مشخص می سازد. به این معنا که اگر کسی بخواهد هدف نهایی زندگی اش را مشخص کند، باید به امام حسین (ع) به عنوان اسوه کامل و نیک بنگرد.

ایشان با حرکت خویش نشان داده است که زندگی، تنها زمانی ارزش دارد که سایه سار عدالت باشد و یا برای آن فدا شود؛ زیرا عدالت الهی، مظهریت الوهیت و ربوبیت اوست

خون جاری بر خاک کربلا، همانند دارویی، شفابخش جسم و جان بشر است؛ یعنی چنان که قرآن شفا و داروی بیماری های جسمی و جانی است، قرآن ناطق نیز این گونه است. در روایات بسیاری آمده که طین قبر الحسین علیه السلام، من کل داء، خاک قبرش شفای هر دردی است. (همان ص ۱۲۳)

به این معنا که اگر خوردن هر خاکی حرام چون خوردن مردار و خون می باشد، خوردن خاک قبر امام حسین (ع) شفای هر درد جسمی و روحی است. (همان ص ۱۲۰) در روایتی آمده ان الجزع و البکاء مکروه للعبد فی کل ما جزع ما خلا البکاء علی الحسین بن علی ع) فانه فیه ما جور؛ گریه و بی تابی درهر چیزی که جزع آور است برای بنده ناپسند است مگر گریه برحسین بن علی(ع) که بنده در آن پاداش خواهد داشت. (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۹۱).

دراین روایات کوشش بر آن است تا مردم به مقام امام حسین (ع) و حرکت الهی او متوجه شوند و زمینه را برای بهره برداری از آن قیام به عنوان موتور محرکه قیام های دیگر اصلاحی امت پدید آورند. از این رو از امت خواسته می شود با پشتوانه قیام حسینی (ع) به سوی عدالت جهانی مهدوی حرکت کنند و قیام های خویش را این گونه سامان دهند

در اربعین بود که حرکت های بیدار بخش خاندانی که به اسارت رفته بودند، به شکل دیگری خودنمایی کرد و با حضور در سر قبر امام حسین(ع) و زیارت آن آرامگاه نیکان جهان، گروهی از مردم از جمله یاران صادق پیامبر (ص) چون جابر بن عبدالله انصاری (زاده ۱۶قبل از هجرت- درگذشت ۷۸پس از هجرت) مردم را به سوی مزار، جلب و جذب کردند تا هدف قیام فراموش نشود و آن را پایگاه جهانی و ابدی برای ظلم ستیزی و عدالت خواهی و اصلاحات دایمی قرار دهند.

اگر کعبه، خانه توحید و زیارت و حج آن یادآور توحید و اسلام است، زیارت مقتل امام حسین (ع) زیارت مصلح کل و عدالت خواه و ظلم ستیزی است که جز برای خدا گامی بر نداشت

بنابراین هر کس که می خواهد درس آزادگی و بندگی بیاموزد در و مکتب عدالت خواه حسینی شمشیر بزند می بایست به زیارت آن شهید کربلا برود و از ایشان برای حرکت خویش استمداد جوید

این گونه است که زیارت ایشان زیارت حج مقبول می شود و زیارت عارفانه برابر با یکصد حج دانسته می شود. باشد با عرفان نسبت به امام حسین (ع) و حرکت آن حضرت (ع) مسیر خود را به سوی دولت جهانی مهدوی (عج) به درستی بیابیم و بر معیار حق گام برداریم.

از عاشورا تا اربعین فرازهایی از زیارت اربعین

امام صادق ع فرموده‏اند: در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت می‏کنی و می‏گویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده او، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آقایی که در میان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است

آن‏گاه امام صادق ع فرمودند: علیه آن حضرت هم دست شدند کسانی که دنیا فریبشان داده بود و بهره خود را در ازای بهایی ناچیز فروختند و آخرت خویش را به قیمت ناچیز حراج کردند

در چاه هوی و هوس فرو رفتند و تو و پیامبرت را به خشم آورده و مطیع بندگان شقی گردیدند؛ امام حسین ع در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکیبایی به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ریختند و اهل بیتش را به اسارت بردند.

                                                 خون جاری حسین(ع) در طول زمان

قیام خونین آن حضرت(ع) تنها یک واقعه در زمانی یا حکمی مقطعی نیست، تا تنها به عنوان یک گزارش تاریخی مطالعه شود و بر رفتار گذشتگان گریست، بلکه قیام جاری در طول تاریخ بشریت است

به این معنا که موتور حرکت تاریخ امت اسلام است؛ چنان که فلسفه قیام جهانی حضرت مهدی(عج) نیز مقصد و مقصود حرکت های تاریخی بشر را تبیین می کند

بنابراین امت اسلام با پشتوانه و موتور محرکی به نام وجوب اصلاحات دایمی و قیام خونین و شهادت طلبانه، حرکت خود را به سوی عدالت جهانی آغاز می کند.

فلسفه وجودی امام زمان(ع) ایجاد انگیزه قوی برای حرکت به سوی عصر طلایی عدالت جهانی در امت اسلام است

این حرکت، نیازمند موتوری است تا بتواند مشکلات را از پیش رو بردارد و از سربالایی های مخالفان و سنگ اندازان در این راه بالا رود

این جاست که امت مصلح، جان بر کف حرکت می کند و با هر دشمن و مخالفی می جنگد و خون خویش را هدیه عدالت الهی می کند.

مردم اهل بصیرت می دانند که هیچ چیزی به ارزش خون حسین(ع) در پیشگاه الهی ارج و ارزش نداشته است و هیچ چیزی محترم تر از این خاندان نبود، با این همه آنان خون و جانشان را دادند و همه مال ایشان را به غارت بردند و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفتند

بنابراین هر کسی از امت اسلام به پیروی از امام حسین(ع) و خاندانش، باید خود را فدای عدالت الهی نماید و در این راه از هر چه دارد بگذرد.
این گونه است که کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلا، هر روزی عاشورا و هر زمینی کربلاست

زیرا خون جاری امام حسین(ع) در همه تاریخ روان است و مردم را به اصلاحات دایمی نسبت به انحرافات امت از معروف و گرایش به منکر می خواند و عدالت خواهی و قیام برای آن را فریاد می زند

این که امام حسین(ع) در واپسین دم فریاد می زند: هل من ناصر ینصرنی، کیست مرا یاری کند؟ خطاب به تاریخ است تا برای یاری و دست یابی به هدف بزرگ عدالت خواهی و ظلم ستیزی او را یاری کنند

و اصلاحات دایمی را در هر دوره ای و در هر منطقه جغرافیایی داشته باشند و از مسیر حق و عدالت دور نشوند و به پای آن از خون و مال و جانشان مایه بگذارند.

‎‎                                                   اربعین حسینی چله نشین عاشورا..

آرام تر زینب! تو که این گونه با داغ فرود می آیی نبض خورشید سقوط می کند. کاش راه آمدنت از این مسیر، میسر نمی شد تا داغ غریب غروب عاشورا را دوباره مویه کنی. قافله اشک بی صداتر، اما پرشتاب تر از آب فرات، نوحه می خواند و بر روی گونه هایت دسته می رود. چهل روز بغض، هر روز در گلویت متولد شد و تو با آیه های صبر آن را فرو نشانده ای. چهل روز بود که آب خوردن هم برایت دیگر به آسانی آب خوردن نبود که دردی بود به اندازه همه تاریخ که تشنگی غیرت را به دوش می کشید.

آرام باش ای عالمه بی معلم! اینجا که دیگر غربت برای تو غریب مانده است که تو بوی خون حسین(ع) را در لایه های این خاک که باد از پراکنده نمودنش شرم داشت استشمام می نمایی. صدای التماس خاک را بنگر که تاب به دل گرفتن اشک هایت را ندارد و آب را که تا ابد مجرم بی گناه قصه کربلاست.
زینب! اینجا کربلاست! اما غار حراء تو برای مبعوث شدن به رسالت عاشورا نیست که تو از دل عرفه آغاز شده بودی و در نگاه حاجیانی که به صوت حسین(ع) در دعای عرفه دل سپرده بودند نه بصیرت آن، حکایت غریب را از بر نموده بودی. عاشورای تو، آن هنگام بود که حاجیان فریاد «هل من ناصرا ینصرنی» را به پشت گوش جهالت خویش افکنده بودند و از همه فلسفه حج، به جای خدای کعبه به سنگ کعبه دخیل بستند. اما تو آمدی و در زیر خیمه سبز برادرت نه، ولی زمانت، معتکف شدی تا راوی مثنوی عطش بار کربلا شوی.

همه پرده های آن نمایش الهی پس از طی چهل وادی عشق، یک به یک از مقابل چشمانت دوباره می گذرد. کاش فرات برای همیشه تاریخ، از جریان بازمی ایستاد تا صدای شرشرش باز دلت را شرحه شرحه نسازد. هر چند تاریخ، سقای تشنه کامت را نه به فرات، که به هیهات مناالذلّه می شناسد آن گاه که زانوی ادب در مقابل ولایت حسین بر زمین نهاد.
زینب! خاک خون دل خورده کربلا، در دریای سکوت تو دارد جان می سپارد. از شکستن آینه پلک هایت، قصه دلت را می خواند که صدای غزل خوانی شمشیرها گویا پس از چهل روز باز هم گوش هایت را می نوازد و تو نیز زبان ناله های شان را هنوز می شنوی و می شناسی. این ناله شمشیر عباس است که در غزوه عشق، غزل غیرت می خواند و با خون بر صفحه علقمه، سبوی دلدادگی را مصور می سازد.

و اشک و مشک می شوند واژه قریب کربلا، تصویر ظهر عاشورا در نگاهت جان می گیرد آنگاه که فریاد مؤذن برخاسته بود و گویا بلال بود که در آخرین روز حیات مادرت از مأذنه مسجد مدینه اذان سرمی داد و تو حسین را درنماز دیده بودی که مجنون معشوق ازلی شده بود و نیز لیلای دل بیقرارت.
این دشت اکنون آرام است اما نگاه ناآرام تو هنوز درغبار جنگ عاشورا مانده است. در وسعت آشوب دلت به حضور و غیاب پروانه ها که مشغول می شوی بغض ات از پیمانه صبرت سرریز می شود. بند بند انگشتان پاهایت این خاک را می شناسد آنگاه که شمر، خنجر برگلوی برادرت فرو می برد و تو نیز از سر درد، پای بر دل این خاک می فشردی، چشم هایت کفاف دلتنگی ات را نمی دهد و خاک به خون نشسته کربلا، از آتش اشک تو خاکستر می شود. نی نوای دلتنگی می نوزاد. آیه صبر تلاوت می کنی. صدای گریه زنان و کودکانی که چهل وادی اسارت را به تو اقتدا کرده بودند تو را به طواف ۷۲ پروانه می کشاند.

ندای اللهم لبیک تو، دل عرش را می لرزاند و تو، به رمی جمرات خویش در کوفه و شام می اندیشی آنگاه که طعنه های گزنده سیه اندیشان سبزنشین، دلت را به درد آورد و کاسه صبرت را شکست تو حسین شده بودی در آینه تأنیث. خطبه هایت چون شمشیر بر فرق مردم شام فرود می آمد. غیرت های یخ زده شان با شعاع خورشید کلامت آب می شد. اما تو این قبیله قبله برگشته را بهتر می شناسی. آنانی که همه زندگی خویش را در سراب مانده بودند از آب چه می فهمند؟ تو انتظار تسلا از مردم کوفه و شام نداشتی که تو سر سلامت شان گفته بودی که مردانگی خود را در پس قبرهای متعفن درون خود دفن کرده بودند

تسلیت با تو تناسبی نداشت که خدا تسلایت داد وقتی در زبانت ما رایت الاجمیلا را جاری ساخت. در میان هلهله شامیان و کوفیان، معادله سکوت را بر هم زده بودی و طنین تپیدن خطبه های علی وار از حنجره ات، روزگاری را به خاطر مردم کوفه آورده بود که تو دختر امیر بوده ای نه اسیر. دراین چهل صباح، خواب خوش اهالی کوفه و شام را پریشان نمودی که به شوق غلتیدن در انبان های سیم وزر، طعمه زهر حکومت یزید شدند. کار تو، نبش قبر هر روزه مردمی شده بود که شرافت قی می نمودند

و خنجر بر حنجره ولایت زمان خویش نهاده بودند، و تو درسال ۶۱ هجری، تفسیری روشنی از حج را دردل تاریخ نگاشتی. اکنون باید برخیزی. باید تا آن هنگام که قصه تل زینبیه، تار و پود صبر دلت را از هم نگسست، برخیزی که بشیر خبر برگشتنت را به مردم مدینه داده است.

شهری دل به امید صبر تو بسته است که در نبود حسین (ع) چگونه تسلایشان خواهی داد. برخیز و بگذار دامنه روضه خوانی کاروان عاشورا تا دل شهری کشیده شود که قلاب دستان عباس (ع)، تو را برپشت جهاز شتر نشاند. بگذار مدینه غرق ناله هایی شود که از نهانخانه جانت بر بستر تاریخ جریان خواهد یافت. برخیز و مابقی اشک هایت را بگذار درخلوت حرم جدت که تو را درآغوش خدا بنشاند و تسلایت دهد…!

 ‏

قال الحسین(ع) : کتاب الله عز و جل علی اربعه علی العباراه و الاشاراه و اللطائف و الحقایق. کتاب خدا بر چهار رکن است.               ۱- عبارات    ۲- اشارات     ۳- لطایف     ۴- حقایق- فالعباره للعوام و الاشاراه بلخواص و اللطائف للأولیا و الحقایق الحقایق للانبیاء “بحار عوالی اللالی ج۴ ص۱۰۵ نقل از امام علی(ع) و امام حسین(ع)”‏

قرآن عباراتی دارد که همه آشنا هستیم و برای عموم مردم است که قرآن را می خوانند و اشاراتی دارد که فراتر از عبارات است و برای خواص است‏

و قرآن لطایفی دارد که بالاتر از اشارات است، لطیفه های خاص که نکته سنج ها و اهل لطیفه ها هستند که می توانند ظرایف آن را کشف کنند. و بعد از لطایف، قرآن حقایقی دارد که بالاتر از لطایف است که مخصوص انبیاء و معصومین و ائمه اطهار(ع) است

همان طور که قرآن دارای چهار رکن است تمام اشیاء و کل آفرینش هم بر چهار رکن است. یعنی آفرینش هم عباراتی دارد که افراد در آن سیر می کنند، و اشاراتی دارد و آن، این است که انسان شب چشمش به ستاره ها می‌افتد و توده مردم هم این را می بینند اما چشمک زدن ستارگان، اشاراتی دارد که همه متوجه آن نمی شوند.‏

غیر از این مجموعه اشارات، لطایفی در ستارگان است که اهل اشارات نمی فهمند. یک منجم ورزیده و توانا می تواند حرکت سیارات را دقیق ارزیابی کند، چگونگی، حجم و… اسراری هم در سیارات است که کار اولیاء است و متخصصین این فن، آن اسرار و حقایق را می فهمند که کار منجم هم نیست.‏

یک دریا هم همین طور است؛ عده ای به جهت تفریح یا در مسیر سفر به دریا می روند، دریا را می بینند، داخل آب می‌شوند و تنی به آب می زنند، آب و ساحلی و موجی و… این عبارات دریاست اما اشارات دریا را یک شناگر می فهمد که می تواند دو یا سه کیلومتر شناکنان جلو برود، متوجه عمق دریا بشود و لجه دریا را متوجه می شود، با ماهیان دریا برخورد می کند، موجهای بلند وعجیب را می بیند و…

ولی دریا غیر از اشارات، لطایفی هم دارد و آن اینکه در درون دریا ماهیهای گوناگون، جنگل های زیبا در ته دریا و اسرار زیادی در دل این جنگل ها، نهنگ های بزرگ دریایی و… این را کسی می‌فهمد که غواصی بداند و با اکسیژن کافی برود در عمق دریا

اینها اولیاء هستند و گروه چهارمی هستند که غیر از شناگری و غواصی، مسلط به علوم دریایی هم هستند که وقتی ماهیان را می بینند، می فهمند چند گروهند، کدام بخش دریا چه نوع ماهیانی دارد، جنگلهای دریایی و در و مرجان و صدفهای دریایی و ویژگی های هر یک را می شناسند و… که این از حوزه سه گروه اول خارج است و این حقایق دریاست.‏

پس اشارات قرآن برای کسی است که شنا بلد است، همین طور که می خواند اشارات را می فهمد و هرچه مهارتش بیشتر، درکش بهتر است و اشارات بیشتری به‌دست می آورد و دسته دیگر اهل ولایت است، اهل عشق است و عشق، فن نیست، خیلی قدرت ایجاد می کند، عشق یعنی باختن خویش در راه معشوق، کسی که این رمز و راز جان باختن، سرباختن را بلد است شروع می کند به در آوردن لطایف قرآن، کسی که با زبان عشق جلو می آید لطایف بسیاری از قرآن را درک می کند. و لذا این لطایف را اهل ولایت می فهمند ولی حقایق، دیگر کار اینها نیست حتی عاشقان هم نمی فهمند، فقط کار معصوم است، و آن خواص بسیاری است که در آیات قرآن وجود دارد.‏

یکی از آیات الهی، کربلاست، عاشوراست و اربعین عاشورا، که این هم از همان چهار رکن برخوردار است؛ کربلا عبارتی دارد که عموم مردم می فهمند. محرم آمد باید عزاداری کنند، بر سر و سینه بزنند، اشک بریزند و از برکات این ماه بهره مند شوند و بسیار خوب و بجاست چون شروع ورود به اشارات عاشوراست.‏

و لذا وقتی محرم می شود مردم وارد این دریا می شوند و شنا می کنند و ارتباط با حماسه سرای این ماه برقرار می کنند و با دستی که امام حسین(ع) بر سر آنها می کشد بهره خود را از عاشورای حسینی می برند و پاکیزه می شوند، آلودگی های خود را در این دریای طهارت پاک می کنند. نه تنها خود پاک می شوند بلکه پاک کننده هم می شوند مثل نجاستی که وارد دریا شود نه تنها پاک می شود بلکه پاک کننده می شود یعنی خود نیز کر می شود

و اما عده ای هستند علاوه بر طی مرحله اولیه به اشارات عاشورا می رسند یعنی در ضمن ورود و عبور از عبارات می‌گویند این داستان،‌ داستان ساده ای نیست، باید شنا کرد یاد می گیرد چگونه شنا کند،‌ تمرین می کند، حالا یاد گرفته چگونه شنا کند، وارد می شود در دریای عاشورا شنا می کند و درک اشارات می کند و این‌گونه به این مهم می رسد که کمی تفکر می کند، می بیند هر روز حداقل ده بار فقط در نمازهای یومیه دعا می کند خدایا مرا به راه راست هدایت فرما (اینها عبارات نماز است) راه کسانی که به آنها نعمت دادی “اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم” خدایا به چه کسانی نعمت داده‌ای؟

(اینجا ورود به اشارات است با یک تفکر سالم) باز وارد بر عبارات قرآن می شود که این “انعمت علیهم” چه کسانی هستند؟ می بیند خداوند آنها را در آیه ۶۹ سوره نساء معرفی می فرماید: و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبین والصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقا و هر که اطاعت کند خدا و رسول را، آنها با کسانی خواهند بود که خدا موهبتشان داده (انعم الله علیهم) پیامبران، راستی پیشگان و شاهدان (الشهداء) و صالحان و آنان چه خوب همدمانی هستند. در این آیه تفکر می کند،

از عبارات (مرحله اول) وارد اشارات (مرحله دوم) می شود. می اندیشد که خدا می فرماید: اطاعت خدا و رسول، عبادت بدون طاعت، مسیر شیطان است که سی هزار سال عبادت کرد ولی فرمان خدا را که سجده بر آدم کن اطاعت نکرد و رانده شد

پس وقتی من نعمت را بشناسم وارد شکر نعمت می شوم.‏ از عبارات به اشارات. وقتی پی به مفهوم اطاعت ببرم و اطاعت کنم خدا و رسول را نعمت و راه انعمت علیهم را به دست می آورم. تدبر در رهروان این صراط می کنم، نتیجه می گیرم که راه میانبر راه شهداء‌ است.‏

اینها اشارات است وقتی من بخواهم گامی به جلو بردارم خداوند خود راه را باز می کند سوره یونس آیه ۲۵: و یهدی من یشاء الی صراط مستقیم– و خداوند به سرای سلامت می خواند و هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند. تدبر در مقام شهداء راه میانبر را نشان می دهد “آل عمران ۱۶۹:‌ ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون– گمان نبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، اینها زنده اند و در نزد خدای خود متنعمند به نعمتهای بیکران الهی

و در آیه بعد می‌فرماید:‌ آنان به آنچه خدا از فضل خود ارزانی شان داشته خوشحالند و از (سرنوشت) همرزمانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند شادمانند که نه بیم بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند. پس با تفکر در نمازی که می خوانم و دعایی که در نماز می کنم و تفکر در آیات قرآن وارد اشارات نماز و قرآن می شوم و راه شهدا را می شناسم و می بینم عجب معامله ای است. خریدار خداست، فروشنده مومنین به خدا و رسول و اطاعت کنندگان آنها مورد معامله

مال و جان و تمام تعلقات دنیایی، وجه معامله بهشت است و سایه عرش الهی و نه تنها این بلکه “عند ربهم یرزقون” نزد خدا روزی می خوری، سند معامله تورات و انجیل و قرآن است و پشتوانه این سند عهد تخلف ناپذیر خداوند است و نتیجه،‌سود عظیم است.

و اما سند آن سوره توبه آیه ۱۱۱- ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التورات و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا بیعکم الذی بایعتم به و ذلک هوالفوز العظیم– همانا خدا از مومنان، جان و مالشان را به بهای بهشت خرید، آنان در راه خدا می جنگند و می کشند و کشته می شوند، این در تورات و انجیل و قرآن وعده حقی بر عهده خداست و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله ای که با خدا کرده اید شاد باشید و این همان کامیابی بزرگ است.‏

و لذاست وقتی ضربت بر فرق مبارک علی(ع) وارد می شود می فرماید: فزت و رب الکعبه – قسم به خدای کعبه رستگار شدم (بحارالانوار- جلد ۷۰ ص ۵۹)‌ این رستگاری چیست؟ دیدار خداست، رفتن به جوار رحمت حق است

پیامبر(ص) در هنگام رحلت رو کردند به علی(ع) و فرمودند علی جان به هنگام شهادت صبرت چگونه است؟ عرض کردند یا رسول الله جای صبر نیست، جای شوق و شادمانی است، زمان وصال است، وقت رسیدن به یار است… و لذا می فرماید رستگار شدم “فزت و رب الکعبه”. ‏

بالاترین و ارزشمند ترین آرزوی یک انسان مومن به خدا و رسول کدام است؟ اینکه روزی لیاقت پیدا کند خلیفه و جانشین خدا روی زمین باشد. اما موقعی که شهید می شود به مقامی می رسد که خدا خلیفه او می شود. و یقول الله عز و جل انا خلیفته فی اهله و من ارضا هم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی… و گفت خدای بلند مرتبه من خلیفه شهیدم در بین اهلش و هر کس خانواده شهید را خشنود کند مرا خشنود کرده است و هر کس دل خانواده شهید را (پدر، مادر و فرزندان) بیازارد بداند دل جانشین شهید را که من خدا هستم آزرده است. (بحارالانوار ج۹۷ ص۱۲)

پس باید دقت کرد با کمی تفکر وارد بر اشارات آیات و روایات می شویم و درها به‌ رویمان باز می شود. با باز شدن درهای اشارات قرآن و روایات، بسیاری از سئوالها برایمان پاسخ داده می شود، معماهایی که در طول تاریخ برایمان مجهو ل بوده حل می شود؟ چگونه است در روز عاشورا هر چه به غروب نزدیکتر می شویم چهره امام حسین(ع) برافروخته‌تر می‌گردد؟

چگونه است که شب عاشورا امام به یارانش می فرماید بیعتم را از شما برداشتم، از تاریکی شب بهره برید اما آنها محکم‌تر از کوه ایستادند؟ چگونه است که به برادرزاده‌اش می فرماید قاسم جان کشته شدن در راه حق در نظر تو چگونه است؟ و این نوجوان سیزده ساله در دنیا می گردد از عسل شیرین تر پیدا نمی کند، عرض می کند عموجان از عسل شیرین تر است. آن جوان تازه داماد هجده ساله در شب عروسی، عروسش را رها می کند و به خدمت پیامبر(ص) می رسد و در جنگ شرکت می کند و حنظله غسیل الملائکه می شود و چه بسیار معماها…‏

چگونه است آن نوجوان ۱۶ ساله بسیجی در جنگ تحمیلی علیه انقلاب اسلامی ایران در جبهه جنگ در شب جمعه دست به دعا بر می دارد، به پهنای صورت اشک می ریزد و با حال تضرع می گوید: اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک؟ چرا آن پیرمرد دماوندی (شهید سید حمزه سجادی) چهار جوانش به شهادت رسیده اند، خود نیز به جبهه می رود و در کربلای ۵ به شهادت می رسد؟ پاسخ این معماها همین آیات و روایات است به شرط تفکر در آنها یعنی رسیدن به اشارات قرآن و روایات.

علی(ع) می فرماید می خواهید انسانهای متقی را بشناسید عظم الخالق فی انفسهم فصغر مادونه فی اعینهم… آن‌قدر خدا در دل انسانهای متقی بزرگ جلوه کرده است که هر چیز دیگری به چشمان آنها کوچک می‌آید (نهج البلاغه خطبه همام). همین جا هم باید تدیر کرد، فقط به عبارات توجه نکرد، رد شد و به اشارات رسید. می فرماید: خدا در دل انسانهای متقی، آنجا که سخن از خداست، عشق به خداست‌ “فی انفسهم” چرا که “القلب حرم الله”  قلب جایگاه خداست و هیچ غیر خدایی را نباید وارد کرد و آنجا که سخن از غیر خداست “فی اعینهم” یعنی عشق های دیگر (دوست داشتنی ها) باید چشمی باشد، نباید ورود به قلب پیدا کند و با این تفکرات است که وارد به اشارات می شویم.

و لذا با این نگاه به شهید و شهادت می توان اشاراتی از عاشورا را به دست آورد و هر چه ورود کنی عمق این دریای بی کران بیشتر می شود و نیاز به مهارت های بیشتری دارد، باید غواص بود. دیگر با شناگری نمی شود پی به لطایف عاشورا برد و عاشورا حقایقی هم دارد که ما نمی فهمیم، در حد معصومین(ع) است که اگر پرده کربلا کنار برود هر زائری قالب تهی می کند و این عنایت الهی است که حجابی بر مصیبت عاشورا کشیده که ما تحمل زیارت را داریم و گرنه بر اهل آسمانها و زمین سنگین است.‏ اولین روضه خوان عاشورا خود خدا بود که برای حضرت آدم(ع) و سایر انبیا(ع) روضه خواند، برای بعضی خود و برای عده ای حضرت جبرائیل روضه خواند و حقایق عاشورا را برای آنها گفت.

                                        

                                               فرصت محرم برای توجه به رزق حلال

روز عاشورا زمانی که امام حسین (‌ع)، نوه پیامبر اسلام (ص) و فرزند دختر رسول الله و امیرالمؤمنین (ع)، همان که مردم از زبان رسول خدا (ص) شنیدند که فرمود: او و برادرش حسن (ع) سرور جوانان اهل بهشت هستند، این چنین شخصیتی با سپاه یزیدیان سخن گفت و آنان را دعوت به حق کرد، در حالی که این سپاه دشمن، هم اهل نماز و قرآن بود و هم معتقد به پیامبر (ص)، ولی باز هم پیام امام حسین (ع) را درک نکرد تا مصداق صمٌ بکمٌ قرآن باشد. در این زمان بود که امام حسین (ع) رو به سوی دشمن، اتمام حجت کرد و گفت: علت اینکه سخن من در شما تأثیر نمی گذارد این است که شکم هایتان از لقمه های حرام پر شده است.

اگرچه ریشه های عاشورا در بی بصیرتی برخی خواص، عدم ولایتمداری بسیاری از مدعیان، دنیاپرستی و جاه طلبی آن عده هواپرست و نیز غفلت و خیانت برخی مردم از جمله کوفیان رقم می خورد، ولیکن ریشه های اصلی این صفت ها که یکی از آنها مال حرام است، به ندرت مورد توجه قرار می گیرد. اینکه رزق حرام می تواند انسان را تا آنجایی پست کند و خوی توحش و حیوانیت و هواپرستی بدهد که امام حسین (ع) را سر ببرند! باید در ماه محرم که توجه همه به این حادثه بزرگ تاریخ بشریت متوجه است، بیان شود تا تأثیر چند برابری داشته باشد.

برگرفته شده از m5736z.blog.ir زارع پور

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


× 8 = سی دو

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی