چهل حدیث « گهرهاى علوى » علیه السلام‏

چهل حدیث « گهرهاى علوى » علیه السلام‏

مقــدمه

صفحه اختصاصی حدیث و آیات ۰

شناخت اجمالى امام على علیه السلام
حضرت مولى الموحدین امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلامامام اوّل شیعیان در روز جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل، درون خانه کعبه متولد شد (و جز او کسى در تاریخ بشریت چنین امتیازى ندارد) و در صبحدم روز دوشنبه ۲۱ ماه رمضان ۴۰ هجرى در کوفه شهید شد. مرقد منورش در نجف و عمر مبارکش ۶۳ سال است.
پدر بزرگوارش ابوطالب سرپرست و حامىِ جان نثار پیامبر و مادرش فاطمه بنت اسد و به تعبیر مورخین اولین هاشمى است که از دو هاشمى متولد شده است. در لیله المبیت با خوابیدن به جاى پیامبر و فدا کردن خود موجب نجات پیامبر شد و صداقت و تسلیم بى نظیرش او را به مقام برادرى رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلمممتاز نمود.
ذو الفقارش لبخند شادى و پیروزى را در لحظات حساس بر لبان پیامبر و یارانش مى نشاند. و درایت و تقواى بى انتهایش دوست و دشمن را به ستایش واداشت. پس از پیامبر با اعتراف همگان به حقانیّت او مدت ۲۵ سال خانه نشین شد و در ۵ سال حکومتش نیز ناکثین و قاسطین و مارقین لحظه اى او را به حال خود نگذاشتند. او که خداوند سخن بود و شهسوار میدانِ حکمت و عدالت و شهر علم رسالت را در بود و آشناى به راههاى آسمان، در صبحدمى خونین با شمشیر جهل و تحجر و ستم به آرزوى دیرین خود نائل شد.
در آستان چهل گوهر درخشان، از سخنان حضرت امام على علیه السلامقرار گرفته ایم.
با دلى سرشار از محبت و عشق
و با دستانى پر نیاز و تمنّا و طلب
هر ظرفى، با آنچه در آن ریزند، پر مى شود و ظرفیتش کمتر مى گردد؛ امّا قلب، ظرفى است که هر چه در آن ریزند، وسیعتر و با گنجایش تر مى شود.
و چه خوب، که ظرف دلمان را از معارف اهل بیت علیهم السلامو کلمات نورانى ائمّه هدى لبریز کنیم و روشن سازیم. چرا که کلامشان نور است. دلى هم که جایگاه سخن آنان گردد، نورانى مى گردد.
خوشا زبانهایى که تکرار کننده کلمات پر فروغ این عترت پاک و برگزیده است و خوشا دل و جانى که با احادیث پربار اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله انس بگیرد و آنها را حفظ کند.
این دودمان مطهّر، سرچشمه فضیلت بودند. روایاتشان هم عطر حقیقت و بوى صفا و معنویت مى دهد. نورانیّتى که در کلامشان است، در کلام دیگران نیست.
اینان با حقّند و حق با آنان است.
پس، راه حق و الگوى کمال را هم، باید از آنان و سخنانشان جست.
پیشوایانى که:
امامند وشهیدند و گواهند
مصون از هر خطا و اشتباهند
همه از اهل بیت آقتابند
گل جان محمّد صلی الله علیه و آله را گلابند
فدا کردند جان، تا دین بماند
به خون خفتند تا آیین بماند
همه شیرازه امّ الکتابند
همه میزان حق، روز حسابند
آنچه مى خوانید، تنها چهل مروارید برگزیده از دریاى پرگهر احادیث شیعه است، که تقدیم شما شیفتگان قرآن و عترت مى گردد.
در همین جا، بر عالمان و راویان پیشین درود و رحمت مى فرستیم که با تلاش و دقتى بسیار، احادیث أئمه را ثبت و ضبط و تدوین کردند و چون میراثى گرانبها، نسل به نسل در اختیار آیندگان قرار دادند. روحشان شاد و اجرشان با خدا.
از امام امت قدس سره نیز یاد کنیم، که زمینه ساز حاکمیت ارزشهاى دینى و حیات دوباره اسلام در این کشور گردید و به برکت جمهورى اسلامى و خون شهدا، معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام در میان همه مردم، بویژه نسل انقلاب و نونهالان کشور امام زمان علیه السلام منتشر گشت. یادش گرامى و انقلابش باقى باد.
گذشتگان، تکلیف مهمّ خویش را بخوبى انجام دادند. اینک ما رسالت حفظ و نشر و عمل به میراث ارزشمند امامان را بر عهده داریم.
* * *
چهل حدیثى که به شما شیفتگان اهل بیت علیهم السلام تقدیم مى گردد، از کلماتِ گهربار و پرمعناى پیشواى اول شیعه، حضرت امام على علیه السلام که سرچشمه علم و حکمت و فصاحت و بلاغت بود و تا دامنه قیامت، مردم از دریاى علم و حکمتش بهره مند مى شوند و ما در این مجموعه مختصر، با برخى از سخنان حکمت آمیز حضرتش آشنا مى شویم.
براى شما عزیزانى که خواننده این احادیث پرمعنایید، از خداى متعال توفیق و سعادت آرزو داریم.

فصل اول:

هستى شناسى

خـداى بى هـمانند

حضرت على علیه السلام فرمود: سپاس خداوندى را که تجربه ها او را دریافت نمى کند و در هیچ عرصه اى نمى گنجد، چشمها او را نمى بینند و پرده ها او را نمى پوشند. با آفرینش پدیدارها برقدیم بودن خود دلیل آورد و پدیده ها را دلیل هستى خود ساخت و همانندى آنها را گواه بى همانندى خود آورد.

کتــاب هسـتى

حضرت على علیه السلام فرمود: خورشید و ماه وگیاه و درخت و آب و سنگ را بادقت بنـگر، و نیز آمـد و شد شب و روز را و درهم خروشیدن دریاها و انبوهى کوهها و بلنداى قله ها را و نیز کثـرث واژگان و گوناگونى زبانها را در نظر آر.با این همه، واى بر آنان که تقدیر گر آفرینش را انکار مى کنند و مدبر نظام هستى را نادیده مى گیرند. اینان مى پندارند چون علفهاى هرز، کشاورزى ندارند و چهره هاى گونه گون آنان را نگارگرى نیست، بى آنکه براى پندار خود به دلیل و برهانى تکیه کنند و براى جنجال بیهوده شان پشتوانه تحقیق و پژوهشى داشته باشند.

فلسـفه بعـثت

حضرت على علیه السلام فرمود: ـ چنین بود که ـ خداوند فرستادگانش را در میان آنان ـ مردم برانگیخت و پیامبران خود را پى در پى به سوى آنها گسیل داشت تا: پایبندى به میثاق فطرت الهى را از آنان مطالبه کنند، و نعمتهاى از یاد رفته خداوندى را به یادشان آوردند، و با ابلاغ رسالت الهى حجت را بر آنان تمام کنند، و گنجینه هاى پنهانِ خِردها را بر آشوبند و شکوفا کنند، و آیات قدرت و حکمت الهى را بر آنان بنمایانند.

پـیامـبر نــور

حضرت على علیه السلام فرمود: گواهى مى دهم که محمد صلی الله علیه و آله بنده و فرستاده خـداوند اسـت که او را بـا آئیـنى پـر آوازه و پرچـمى برافـراشـته و کـتابى نـگاشته و فـروغى درخـشان و شـعاعى تـابان و فرمانى قاطع و برّان، گسیل داشت. تا شبهه ها را بزداید و با حقایق روشنگر برهان آورد و با آیات الهى هشدار دهد و با یاد آورى سنـّت هاى تـاریخ مـردم را بیـم دهـد.

هـمگام با ولایـت

حضرت على علیه السلام فرمود: خاندان پیامبرتان را به دقت بـنگرید و خود را به همسویى با آنان ملزم کنید و گام بـه گام از آنان پـیروى کنـید، زیـرا که آنان هرگز از راه هدایت بیرونتان نمى کنند و دیگر بار به پرتگاه جاهلیت شما را نمى افکنند. پس اگر نشستند، همراه آنان بنشینید و اگر برخاستند با نهضـتشان هماهنگ شوید، نه بر آنان پیشى گیرید که به گمراهى درافتید و نه از آنان واپس مـانید که هـلاک شـوید.

سخـنگوى صـادق

حضرت على علیه السلام فرمود: و نیز بدانید این قرآن تنها ناصحى است که نصیحت خود را به خیانت نمى آلاید، و تنها هدایتگرى است که هرگز بگمراهى نمى کشاند و تنها سخنگویى است که هیچگاه دروغ نمى گوید. کسى با قرآن هم نشین نشد مگر اینکه با فزونى و کاستى برخاست، فزونى هدایت و کاستى در کور دلى و ناآگاهى.

سیـنه‏هاى سیـنایى

حضرت على علیه السلام فرمود: ـ تبعیت و همراهى با ما و ـ پیام و امر ما دشـوار و پیچیده است، بر دوش کشیدن این بار سنگین را کسى نتـواند مگر آن بنـده اى که خداوند قلب او را براى ایمـان آزمـوده باشد. چـه اینکه جـز سینه هاى امـانتدار و اندیشـه هاى اسـتوار، ژرفـاى گـفتار و حـدیث مــا را در نیابنـد.

دنـیاى دیـن

حضرت على علیه السلام فرمود: بى گمان دنیا براى راستان سراى راستىو براى دنیاشناسان سراى عافیتو براى توشه گیران سراى بى نیازىو براى پند پذیران سراى پند و اندرز است.دنیا مسجد دوستان خداو نمازخانه فرشتگان اوو جایگاه فرود وحىو بازار اولیاء خداوند است.

دنـیا در دو نـگاه

حضرت على علیه السلام فرمود: دنیا، نگاه کور دلان را بن بستى است که فراسویش هیچ نمى بینند، و چشمان داراى بصیرت از دنیاگذشته، سراى هستى را در آن سوى دنیا مى یابد.چنین است که بینایان از دنیا ـ و با توشه اى که از آن گرفته اند ـ رخت سفر مى بندند و کوردلان به دنیا چشم دوخته اند، اهل بینش از دنیا و کور دل براى دنیا توشه مى گیرد.

تـمرین و مسـابـقه

حضرت على علیه السلام فرمود: اینک دنیا روى گردانده است و وداع مى کند و آخرت روى آورده است و طلایه هاى آن نمایان شده است. هشدار! که امروز زمان تمرین و آزمایش است و فردا هنگام مسابقه، مسابقه اى که بردش بهشت است و باخت آن، آتش.

فصل دوم:

انسان شناسى

عـقل و دیـن

حضرت على علیه السلام فرمود: هر که خصلتى از خصال نیک را به کار بندد و آن را در خود ملکه نماید او را با همان عادت پسندیده مى پذیرم و از اتصاف به خصلت هاى نیک دیگر چشم مى پوشم،اما هیچگاه نداشتن عقل و دین را نمى بخشم،زیرا نداشتن دین یعنى نداشتن امنیت و آسایش،و زندگى در سایه ترس و نگرانى گوارا نیست.چه اینکه نداشتن عقل بمعناى نداشتن خود زندگى است و حیات بدون عقل تنها به زندگى مردگان مى ماند.

مــلاک دیـندارى

حضرت على علیه السلام فرمود: مــلاک و مـیزان دیـندارىراستى و باور آگاهانه ـ یقین ـ است.

بـندگى و آزادى

حضرت على علیه السلام فرمود: گروهى خداوند را به سوداى ثواب و پاداش بندگى مى کنند، که نیایشى سودا گرانه است و گروهى دیگر از ترس کیفر و عذاب تن به بندگى مى دهند، که بندگى بردگان است و گروهى دیگر خداى را به انگیزه سپاس و ستایش مى پرستند و این عبادت آزادگان است.

خـودســازى

حضرت على علیه السلام فرمود: اى بندگان خدا بى گمان محبوب ترین بندگان در پیشگاه خداوند، کسى است که خدا او را در نبرد با نفس خویش یارى کرده است.او حزن ـ دورى از خداى خود ـ را جامه زیرین و ترس از ـ عذاب ـ او را جامه زبرین خود نموده و … خود به تنهایى کلید همه درهاى هدایت و قفل همه درهاى هلاکت و سقوط گردیده است.قرآن را رهبر و پیشواى خود قرار داده و زمام خود را به او سپرده است، هر جا که قرآن منزل کند او نیز فرود آید و هر جا که قرآن، برگزیند او نیز منزل کند.

دیـن بـاوران

حضرت على علیه السلام فرمود: چهره مؤمن شاد و دل او گریان است،گستره سینه او از هر پهنه اى وسیع تر و خود او از همه متواضع تر است، برترى را خوش ندارد و آوازه و اشتهار را زشت مى شمرد، غمش طولانى و اندوهش ژرف و سکوتش بسیار و وقتش مشغول به کار است.پرسپاس و پرشکیب و فرورفته در اندیشه است و نسبت به اظهار گرفتارى هاى خود براى دیگران بخل مى ورزد، نرمخو و انعطاف پذیر است و با آنکه جانى با صلابت تر از سنگ خارا دارد در رفتارش از بندگان نیز خاکسارتر است.

بـاربرى و دانشـورى

حضرت على علیه السلام فرمود: چون خبرى را شنیدید ـ همانند ژرف اندیشان و نه چون ظاهر بینان ـ ژرف در آن بیندیشید و تنها به شنیده خود بسنده نکنید زیرا که روایت گران دانش بسیارند و رعایت کنندگانش اندک.

دانشـمندان دیـن

حضرت على علیه السلام فرمود: فقیه کامل کسى است که نه مردم را از رحمت خداوند دلسرد کند و نه از مهر و لطفش نومید سازد و نه از مکر خداوندى ایمنشان سازد.

تعــهد آزادانـه

حضرت على علیه السلام فرمود: اى بندگان خدا! پیش از آنکه سنجیده شوید خویشتن را بسنجید و پیش از آنکه به حسابتان رسیدگى شود حساب خود را تسویه کنید، پیش از آنکه گلویتان بسته شود و نفس به شماره افتد تنفس کنید و قبل از آنکه شما را به زور برانند خود، به راه افتید.

فرصـت‏هاى طـلایى

حضرت على علیه السلام فرمود: هیبت و ترس، قرین ناکامى و شرم و حیاء، زمینه ساز محرومیت است و فرصتها چونان ابر در گذرند پس فرصتهاى نیک را دریابید. حدیث

ســبکبـالان

حضرت على علیه السلام فرمود: پایان راه فرا روى شماست و قیامت از پشت سر، شما را به پیش مى راند. سبکبار شوید تا به پیشتازان بپیوندید، چرا که اولین هاى این کاروان، آخرین نفرهایش را انتظار مى برد.

فصل سوم:

وظیفه شناسى

حــق و بـاطل

صفحه اختصاصی حدیث و آیات ۲۱ الراوی: قیلَ: إنَّ الْحارِثَ بْنَ حَوْطٍ أتاهُ فَقالَ: أتَرانی أَظُنُّ أصْحابَ الْجَمَلِ کانُوا عَلى ضَلالَهٍ؟ فَقالَ علیه السلام:یاحارِثُ،إِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ!إِنَّکَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ أَهْلَهُ،وَلَمْ تَعْرِفِ الْباطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتاهُ. حدیث وَ فى رِوایَهٍ: فَقالَ علیه السلام:یا حارِثُ إِنَّهُ مَلْبُوسٌ عَلَیْکَ وَ إِنَّ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ لا یُعْرَفانِ بِالنّاسِ وَلکِنِ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ وَ اعْرِفِ الْباطِلَ تَعْرِفْ مَنْ أَتاهُ. حدیث

راوی: آورده اند حارث بن حوط ـ در حادثه جمل ـ به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: آیا از نظر شما من باید اصحاب جمل را گمراه بدانم؟ حضرت فرمود:اى حارث! تو جز پیش پاى خود را نمى بینى و از بالا به مسائل نمى نگرى و در نتیجه به حیرت افتاده اى.تو حق را را نشناخته اى تا اهلش را بازشناسى، باطل را نیز نمى شناسى، تا هر که را که به آن روى کرد، بشناسى.و در روایت دیگر آمده است که حضرت فرمود:اى حارث! مسائل بر تو مشتبه شده است و بى گمان اشخاص نمى توانند ملاک و معیار حق و باطل باشند، بلکه اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسى، و نیز اول باطل را بشناس تا هر که را که به سوى آن گام نهاد بازشـناسى.

گسـتره حـق و تـکلیف

حضرت على علیه السلام فرمود: حق، مقوله ویژه اى است که به هنگام سخن و توصیف، گسترده ترین واژه و مفهوم ولى در عمل و ملاحظه انصاف ـ مفهومى دقیق و ـ تنگنایى بى همانند است، زیرا هرگاه بسود کسى جارى شود به ضرر او نیز به کار رود و اگر به ضرر کسى اجرا شود به سود او نیز جریان مى یابد. حدیث

سـیاست فـراگیر

از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدند که از داد و دهش کدام ارزشمندتر است؟ حضرت فرمود:عدل و داد همه چیز را در جایگاه خود مى نهد ـ امور را در مجراى خود جارى مى کند ـ در حالى که جود و بخشش، کار را از مسیر طبیعى خود بیرون مى برد. عدل، سیاستى فراگیر و، جود عارضه اى استثنایى است. در نتیجه: عدل برتر و بهتر از جود است.دهش وجود امور را از جهت طبیعى خود بیرون مى برد. عدل، سیاسیى فراگیر وجود، عارضه اى استثنایى است در نتیجه: عدل، اشرف و افضل از جود است.

فلسـفه انقـلاب

حضرت على علیه السلام فرمود: بـارخـدایا تو خود خوب مى دانى که تلاش و کوشش ما براى کشمکش قدرت و فزون خواهى ثروت و … نبود و انگیزه اى جـز بارگشت شعائر دین تو و ایجاد اصلاح در سرزمین هاى تو نبوده است، تا بندگان مظلومت، امنیت و آسـایش یـابند و حدود و حقوق به تعطیل کشیده شده ات به اجرا در آیند.

مشـروعیت حـکومت

حضرت على علیه السلام فرمود: بهوش باشید! سوگند به آفریدگارى که دانه را شکافت و به جنبنده ها جان بخشید اگر: حضور انبوه مردم در صحنه نبود و اگر وجود این همه یاران، حجت را تمام نمى کرد و اگر نبود آن تعهدى که خدا از دانشمندان گرفته است تا در برابر شکمبارگى سمتگر و گرسنکى مظلوم بى تفاوت نمانند، مهار شتر خلافت را بر کوهانش مى افکندم و آخرین شتر این کاروان را به کاسه اولین آن سیراب مى کردم.

آزادى بــیان

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در ضمن سخنرانى خود فرمود: و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقى گفته شود مرا گران مى آید و نیز گمان مبرید که من خواهان بزرگداشت خویش ـ تملق ـ هستم زیرا آن که از شنیدن حق و یا از پیشنهاد عدالت احساس سنگینى کند، عمل به آن دو، برایش سنگین تر خواهد بود. پس، از گفتن سخن حق و ارائه نظر عدل دریغ نکنید…واقعیت این است که من و شما همگى بندگان پروردگارى هستیم که جز او خدایى نیست و او بیش از آنچه ما نسبت به خود مالکیم بر ما تملک دارد.

کارگـزاران حـکومت

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به یکى از کارگزارانش نوشت: بى گمان کارى که به تو سپرده شده است، لقمه اى چرب نیست، بلکه بار امانتى برگردن تو است که در حـفظ آن بـاید در برابر ما فوق خودت پاسخگو باشى. تو را نرسد که درباره مـردم، خود سرانه تصـمیم بـگیرى و یا بدون مجـوز و پشتوانه اطمینان بخشى به کارهاى خطیر اقدام کنى.

مشـارکت و مشـورت

حضرت على علیه السلام فرمود: هرکس که فرمانروایى یابد خود را بر دیگران ترجیح دهـد و هرکه خودکامگى پیشه کند در گرداب نابودى درافـتد و هرکه با مردم مشورت کند در اندیشه آنان شرکت جـوید.

مسـؤولیت اجتـماعى

حضرت على علیه السلام فرمود: تمامى کارهاى نیک و حتى جهاد در راه خدا در مقایسه با امر بمعروف و نهى از منکر چیزى نیست مگر در حـدِّ دمـیدن انسـان در برابر دریـاى خروشـان. و نـیز ـ معلوم است که ـ امر بمعروف و نهى از منکر نه در نزدیک نمودنِ مرگ انسان تأثیر دارد و نه در کاستنِ روزى مؤثر است. و بالاترین مرتبه این کار ـ امر بمعروف و نهى از منکر ـ شعار عدالتخواهى در برابر رهـبرى ستم پیشه است.

استـقامت تا نـهایت

حضرت على علیه السلام فرمود: عمل، عمل! پس از آن: عاقبت، عاقبت! و نیز: استقامت، استقامت! و سپس : صبر، صبر! و: پارسایى، پارسایى!بى گمان هر یک از شما را نهایت و هدفى معین است، پس راه خود به آخر برید. و بى تردید براى شما پرچم و نشانى است، به دنبال پرچم خویش هدایت جویید، اسلام را نیز غایت و هدفى است، شما باید به سوى آن هدف نهایى به پیش روید.

پرینت احادیث

فصل چهارم:

آفت شناسى

آفـت و عـافـیت

حضرت على علیه السلام فرمود: بى گمان فقر و تنگدستى، نوعى بلاست و سخت تر از تنگدستى، بیمارى تن است و بدتر از آن، بیمارى قلب است. چه اینکه گشایش مادى نوعى نعمت است و بالاتر از ثروت مادى، تندرستى و بهتر از آن، تقواى قلبى است.

آغـاز انحـراف

حضرت على علیه السلام فرمود: اى مردم، دو چیز است که بیش از هر موضوع دیگر از گرفتارى شما به آنها نگران و بیمناکم: یکى تبعیت از هوى و هوس و دیگر آرزوى دور و دراز، زیرا پیروى از هوسها مانع ـ اجرا و عمل به ـ حق مى شود و آرزوهاى دراز، آخرت را به فراموشى مى سپارد.

رفـاه و غـفلت

حضرت على علیه السلام فرمود: خداى تبارک و تعالى اداى شکر خویش را از شما طلبیده است و وارث امر خود قرارتان داده است. او شما را در میدان زندگى فرصت تمرین و آزمایش داده است تا از یکدیگر گوى سبقت بربایید، پس کمر بندها را محکم ببندید شکم ها را از طعامِ افزون تهى نگه دارید، بدانید که هرگز عزمِ استوار با سور چرانى قابل جمع نیست! چه بسیار خواب شبانه، که اراده هاى روز را درهم مى شکند و چه بسیار سیاهى ها و تاریکى ها ـ ى گونه گون ـ که بریاد آورى و توجه به اهداف پرده مى پوشد.

جـفاى جـاهـلیت

حضرت على علیه السلام فرمود: مى باید کوچکترانتان از بزرگترانتان الگو گیرند و بزرگتران نیز با کوچکتران مهربان باشند. و هم چون جفاپیشگان جاهلیت نباشید که نه در دین ژرف مى نگرند و نه از خداوند اندیشه اى درست دارند، چونان تخمى مرموز در لانه مرغان، که شکستنش و بال است و اگر بماند چه بسا از درونش شرى برون آید.

مــرز آزادى

حضرت على علیه السلام فرمود: خداى بزرگ فریضه هایى را بر شما واجب شمرده است، پس تباهشان مسازید و مرزهایى تعیین کرده است، از آن حدود پا فراتر مگذارید و شما را از امورى نهى کرده است، حرمت این حریمها را نشکیند، در مواردى نیز سکوت کرده است که بى گمان از روى فراموشى آنها را واننهاده است پس خود را ـ با کاوش بیهوده در مورد آنها ـ به رنج و زحمت میندازید.

گذشته چراغ راه آینده

حضرت على علیه السلام فرمود: بى گمان کسى که حوادث عبرت آموز تاریخ، بازتاب هاى هشدار دهنده خود را فرا رویش نهاده باشد، پرهیزکارى ـ حاصل از تجربه هاى تلخ ـ او را از فرو افتادن در امواج فتنه ها و شبهات بازخواهد داشت.

فتــنه شـناسى

حضرت على علیه السلام فرمود: بى گمان، فتنه ها چون روى مى آورند فضا را به شبهه مى الآیند (فضا را مشتبه مى کنند) و چون پشت مى کنند، آگاهى مى بخشند. بهنگام روى آوردن ـ در آغاز ـ ناشناخته اند، امـا به گاه رفتن ـ و بروز آثـار ـ شناخته مى شوند هجومشان گردبادى کور را مى ماند که به شهرى فرود مى آیند و شهرى دیگر را نادیده مى گـیرند.

سـرچشـمه آلـودگى

حضرت على علیه السلام فرمود: رسوایانِ آلوده، پخش و شیوع عیبهاى مردم را دوست دارند تا براى بدنامى هاى خود زمینه عذرتراشى داشته باشند.

سـرآغـاز انحـطاط

حضرت على علیه السلام فرمود: چـهار چیز نشانه انحـطاط و ارتجـاع است: تدبـیر و مدیریـت بـد، ولخرجى هاى زشت و ناپسـند، از حـوادث روزگار کم عبرت گرفـتن و غـرور و فریب دنـیا را فـراوان خوردن.

عـوامل سـقوط دولتـها

حضرت على علیه السلام فرمود: چهار چیز نشانه سقوط و انحطاط دولت هاست:تباه ساختن ریشه ها و دست یازیدن به شاخ و برگهاو پیش انداختن فرومایگان و پس راندن فرزانگان.

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


هفت − 1 =

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی