حقیقت دنیا از دیدگاه امیرمؤمنان علی(ع)

دنیا ظاهری فریبنده دارد، ولی محتوای آن رنج و سختی است و حرکت و دگرگونی (تغیّر) بر آن حاکم و انسان همواره در معرض این تغیّرات می‏باشد. خداوند درباره‏ی ماهیت زندگی دنیا می‏فرماید: بدانید که زندگی دنیا بازیچه و لهو و زینت و تفاخر بین شما و تکاثر در اموال و اولاد است…

۱ ـ معانی لغوی و اصطلاحی
 
فیما سال یزید بن سلام النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، سأله عن الدنیا لم سمیت الدنیا.
یزید بن سلام از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پرسید: برای چه دنیا را دنیا نامیدند؟
قال: لان الدنیا دنیه خلقت من دونه الاخره، ولو خلقت مع الاخره، لم یفن اهلها کما لا یفنی اهل الاخره…۱
پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله درباره‏ی علت نام‏گذاری دنیا فرمودند:
چون دنیا پست است و به غیر از آخرت خلق شده است و اگر با آخرت خلق می‏شد، اهل آن فانی نمی‏شدند، هم‏چنان که اهل آخرت فانی نمی‏شود.
حضرت علی علیه‏السلام نیز در این باره فرمودند:
انّما سمیت الدنیا دنیا، لانها ادنی من کل شی، و سمیت الاخره، آخره لان فیها الجزاء و الثواب.۲
دنیا، دنیا نامیده شد؛ زیرا پست‏تر از هر چیزی است و آخرت، آخرت نامیده شد؛ زیرا ثواب و عقاب در آخرت داده می‏شود.
«دنیا» مونث «ادنی» است. اگر آن را از «دنی» و «دنائت» بدانیم به معنی پست‏تر و اگر از «دنو» به حساب آوریم به معنی نزدیک‏تر است و به معنای کمتر هم آمده است.۳ و آن پیوسته وصف است و احتیاج به موصوف دارد مثل حیات دنیا ـ عذاب دنیا ـ سعادت دنیا.
و زندگی دنیا را دنیا می‏گوییم یا از این جهت که نسبت به زندگی آخرت، پست‏تر و ناچیزتر است و یا از آن رو که این زندگی از زندگی آخرت به ما نزدیک‏تر است.
از آیات شریفه بر می‏آید که معنای دوم مورد نظر است و اصل آن «دنوّ» می‏باشد؛ زیرا در آیات زیادی با آخرت مقابل آمده است.
واژه‏ی دنیا در قرآن، ۱۱۵ بار تکرار شده و در تمام آن‏ها، صفات زندگی کنونی است مگر در چهار محل که صفت آسمان و در کنار بیابان آمده است.۴
جوهری در صحاح می‏گوید: دنیا به دلیل نزدیک بودنش دنیا نامیده شده است و در قاموس و اقرب الموارد، دنیا را نقیض آخرت می‏داند. در نهایه نیز می‏گوید: دنیا اسم این زندگی است که آخرت از آن دور است.۵
شاید حکمت این که دنیا را به معنی پست گرفته‏اند، این باشد که انسان را به لجن می‏کشد و به رسوب می‏افکند. چنین انسان‏هایی به زمین چسبیده، خشک، سفت و سخت‏اند؛ بی‏جنبش و خیزش و جهش؛ انبانی هستند از شکم و کیسه‏ای از شهوت. سامریانی طلاخوار و طلاپرست، و گوساله پرستانی، سکه‏باز و این‏هایند طرفداران دنیای پست.
معنای دیگر دنیا، نزدیک است، یعنی دم دست است، دست‏ها آن را لمس می‏کند و دیدگان نزدیک‏بین آن را می‏بیند؛ چشم‏هایی که از دیدن آفاق دوردست حیات و پشت پرده‏ی دنیای سود و پروازگاه ارزش‏های والای انسانی، خود را محروم کرده‏اند.۶
علامه مجلسی در این باره می‏گوید:
بدان که دنیا بر معانی گوناگونی اطلاق می‏شود. یکی از آن معانی، زندگی دنیا است. اگر کسی زندگانی دنیا و بقا و عمر را برای منظورهای ناروا بخواهد، این ناپسند و مذموم است و کسی که بقا را برای طاعات و عبادات و کسب کمال و تحصیل سعادت بخواهد، پسندیده و ممدوح و عین آخرت است. به همین جهت، انبیا و اوصیا، طول عمر و بقای در دنیا را می‏خواستند.۷
و باز درباره‏ی دنیا گفته‏اند:
هرآن چه انسان را از خدا باز دارد، دنیاست خواه مال و فرزند باشد خواه مقام و تدریس و تألیف کتب و…
گاهی انسان می‏پندارد که در مسیر اللّه است و دوست دارد در جامعه مطرح شود سخنش در دل‏ها بنشیند، این دنیاست؛ زیرا از اقبال مردم لذت می‏برد از ادبار مردم نگران می‏شود،… خوش دارد مردم حرف او را بشنوند و سخن او را بپذیرند… . بنابراین هر آن چه انسان را از اللّه باز می‏دارد، دنیاست. اگر آن چیز علم بود، دنیا بودن و حجاب بودن آن، غلیظ‏تر، ستبرتر و محکم‏تر است.۸
گاهی در گفت و گوی روزانه، کلمه‏ی دنیا به کار می‏رود و منظور، کیهان، کهکشان و زمین و اشجار و حیوانات است که درباره‏ی آن اختلافی نیست، اما گاه منظور از دنیا، فضایی است که انسان در آن زندگی می‏کند. این فضا ترکیبی است از محیط، جامعه، تاریخ، خانواده، غرایز درونی، تأثیرات طبیعی و محتوای فکری و روحی انسان‏ها. برای چنین معنایی، کلمه «روزگار»، «دهر»۹ و همانند آن آورده می‏شود. آن چه برای بشر اهمیت دارد و سرنوشت ساز است، نحوه‏ی نگرش او به همین فضاست. برداشت‏های انسان از دنیا با این محتوا، بسیار مهم و زیربنای تصمیم‏های بعدی او هستند.۱۰ دیدگاه‏های گوناگون درباره‏ی دنیا نیز از همین جا ناشی می‏شود که در فصل‏های آینده به تفصیل بحث می‏شود.

۲ ـ ماهیت حیات دنیوی
 
بندگان خدا! شما را به پرهیزکاری و پیروی خدا سفارش می‏کنم و از دنیا برحذر می‏دارم «مثل الدنیا کظلک، ان وقفت وقف و إن طلبته بعد»۱۱؛ زیرا دنیا سرای کوچ کردن و جای کدورت و ناخوشی است. ساکن آن رونده و مقیم آن جدا شونده است. اهل خود را به جنبش می‏آورد و در کشاکش می‏اندازد مانند جنبانیدن کشتی که بادهای سخت در میان دریا، آن را به حرکت و اضطراب درآورده باشد. (یعنی تغیّرات دنیا هم چون حرکات کشتی در دریا است و حوادث روزگار مانند احوال کشتی در وقت امواج و اضطرار).
پس بعضی از مسافران غرق و هلاک می‏شوند و برخی رهایی یافته، به روی موج‏ها دست و پا می‏زنند و باد، آنان را از این سو به آن سو می‏برد و به ترس و نگرانی مبتلا می‏سازد. آن که غرق شد، بازیافت او ممکن نیست و آن که رهایی یافت، به سوی تباه شده می‏رود (خلاصه مردم در دنیا مانند کشتی شکستگان دریا بعضی از بین رفته‏اند و از ایشان خبری نیست و بعضی گرفتار خواهش‏های نفس شده‏اند و در راه نابودی سیر می‏کنند).۱۲
بنابراین دنیا ظاهری فریبنده دارد، ولی محتوای آن رنج و سختی است و حرکت و دگرگونی (تغیّر) بر آن حاکم و انسان همواره در معرض این تغیّرات می‏باشد. خداوند درباره‏ی ماهیت زندگی دنیا می‏فرماید:
بدانید که زندگی دنیا بازیچه و لهو و زینت و تفاخر بین شما و تکاثر در اموال و اولاد است. مثل آن بارانی است که کافران از روییدن گیاهانش به شگفت در آیند و گیاهان به منتهای درجه‏ی رشد برسند. در آن هنگام به زودی گراییده، خشک می‏شوند. دنیا کافران نیز چنین است. البته در آخرت عذاب شدیدی است و هم مغفرت و رضوانی از ناحیه‏ی خداست و زندگی دنیا چیزی جز گول زنکی فریبنده نیست.۱۳
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می‏نویسد:۱۴
زندگی دنیا عرضی است زایل و سرابی است باطل که از یکی از خصال پنج‏گانه‏ی زیر خالی نیست:

۱ ـ لعب و بازی؛
۲ ـ لهو و سرگرم کننده (که انسان را از کاری مهم و حیاتی باز می‏دارد)؛
۳ ـ زینت؛۱۵
۴ ـ تفاخر (مباهات کردن به حسب و نسب)؛
۵ ـ تکاثر (فخرفروشی به مال و فرزند بیشتر).
و این‏ها همان موضوعاتی است که نفس آدمی بدان علقه می‏بندد؛ اموری خیالی و زایل که برای انسان باقی نمی‏ماند.

مَثَل زندگی در بهجت و فریبندگی و سپس در زوال و از دست شدنش، مانند بارانی است که به موقع می‏بارد و گیاهان و زراعت‏ها را می‏رویاند و کشاورزان از روییدن آن‏ها خوشحال می‏شوند آن زراعت و گیاه هم‏چنان رشد می‏کند تا به حد نهایی رشد خود برسد و رفته رفته رو به زردی می‏گذارد. سپس گیاه خشکیده و شکسته می‏شود که بادها از هر سو به سوی دیگرش می‏برند.
در برخی آیات، وقتی سخن از دنیا و آخرت است، از حیات دنیوی صحبت می‏شود. در این‏گونه آیات، بی‏تردید مقصود از حیات دنیوی، «حیات طبیعی محض» است که در برابر حیات طیبه و حیات هدف‏دار قرار می‏گیرد.۱۶
ویژگی دیگر دنیا این است که هر اندازه انسان تشنه به سوی آن می‏رود، می‏خواهد بیش از پیش برخوردار گردد، حریص‏تر و تشنه‏تر می‏شود و برای کسی که از دیدگاه هدف بودن مورد توجه قرار دهد، در پایان کار جز ا ین نخواهد بود که:
دنیا چون حباب است ولکن چه حباب
نه بر سر آب بلکه بر روی سراب
آن هم چه سرابی که ببیند به خواب
آن خواب چه خواب، خواب بدمست خراب۱۷
مردم بر اساس جهان بینی و شناخت خویش از دنیا و آخرت، زندگی‏های گوناگونی دارند. به چند نمونه‏ی آن اشاره می‏شود:۱۸

۱ ـ زندگی ناآگاهانه و بدون استقلال شخصیت و آزادی و اختیار.
این زندگی، صورتی بی‏معنی از زندگی است که از حقیقت و معنای حیات فقط دو چیز دارد:
ـ حرکت و تولید مثل و…
ـ نام زندگی است که به چنین انسان‏ها هم زنده می‏گویند. اینان نه معنای زندگی دنیوی را می‏فهمند و نه می‏توانند از زندگی معنوی و اخروی درکی داشته باشند. همه چیز برای آنان در همان حال که نسبی هست، مطلق هم می‏باشد (مردگان زنده نما).
۲ ـ زندگی دنیوی برای دنیای محض و به عبارت دیگر زندگی مادی برای زندگی مادی.
۳ ـ زندگی معنوی برای بعد لطیف روح یا برای آخرت محض۱۹٫
۴ ـ زندگی دو عنصری (دنیوی و اخروی) که هر یک هدف‏های جداگانه هستند (هم دنیا را می‏خواهند و هم آخرت را).
۵ ـ زندگی معنوی نما برای زندگی مادی.
این زندگی برای آنانی است که از فهم حقیقت حیات ناتوان‏اند و با نادانی رسوا کننده و چهره‏های تصنعی با واقعیت‏های حیات مبارزه می‏کنند و یا این که تا حدودی حقیقت حیات را فهمیده‏اند، ولی بی‏شخصیتی و ضعف اراده، آنان را به این زندگی کشانده است.
۶ ـ زندگی دنیوی در مسیر حیات اخروی که «حیات هدف‏دار» نامیده می‏شود.
پیامبران این نوع زندگی را برای بشریت عرضه و تبلیغ می‏کنند. در این زندگی، دنیا برای بهره‏گیری از قیامت به کار گرفته می‏شود و بر اساس این دیدگاه، هر فردی مسؤول عمل و دستاوردهای خویش خواهد بود.
حضرت علی علیه‏السلام حیات دنیا را چنین توصیف می‏فرماید:
فانها عند ذوی‏العقول کفی‏ء الظّل بینا تراه سابغا حتی قلص و زائدا حتی نقص.۲۰
دنیا نزد خردمندان مانند برگشتن سایه است. در همان هنگام که آن را در حال گسترش می‏بینی، رو به جمع شدن و زوال است و در همان هنگام که آن را رو به افزایش می‏بینی به نقصان و کاهش می‏گراید.
همه‏ی مردم می‏دانند که مرگ هر لحظه نزدیک‏تر می‏شود و دنیا در گذر است و هیچ شیرینی ندارد، مگر این که تلخی نیز به دنبال دارد و هیچ آسایشی برای انسان نمی‏آورد، مگر این که رنج و مشقتی در آن نهفته است. اگر دنیا کسی را از طراوت خود نشاط بخشید، از ناگواری‏هایش نیز خسته و درمانده می‏نماید. با این حال کمتر کسی است که از زندگی در این دنیا و ادامه‏ی آن شادمان نباشد. مردم دنیا معمولاً از فراق دنیا احساس وحشت می‏کنند و زیبایی‏ها و خوشی‏های دنیا همه‏ی سطوح روحی آنان را می‏خرد.۲۱
روزگار دو روز است. روزی که گذشت و روزی که در گذر است. در حلال آن، حساب است و در حرامش عذاب شدید. جمع مال می‏کنی تا وارثان از آن استفاده کنند در حالی که تو در قبر تنها و یگانه می‏مانی. لذت‏ها و خوشی‏های دنیا مایه‏ی دردسر و سختی عقلاست. پس در پی کسب چیزی نباشید که هدف اصلی نیست.۲۲

۳ ـ زینت‏های دنیا
 
 اما بعد فانی احذّرکم الدنیا فانها حلوه خضره، حفّت بالشهوات و تحبّبت بالعاجله و راقت بالقلیل، و تحلّت بالامال و تزینت بالغرور قد تزینت الدنیا بغرورها و غرت بزینتها.۲۳
پس از حمد خدا و درود بر پیغمر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، شما را از (دل بستن به) دنیا بر حذر می‏دارم؛ زیرا دنیا (به کام دنیاپرستان) شیرین و (در نظر آنان) سبز و خرّم است. به شهوت‏ها و خواهش‏های بیهوده، پیچیده است و به وسیله‏ی متاع‏های زود از بین رونده (با خواهان) اظهار دوستی می‏کند. به زیورهای اندک، (مردم را) به شگفتی آورده، شاد می‏نماید و برای آرزوها(ی بی‏جا که اطمینان به آن نیست) و فریب (نادانان) خویش را آرایش نموده است.۲۴
بنابراین زینت‏های دنیوی سبب:
۱ ـ آرزوهای بی‏جا
۲ ـ فریب نفس آدمی می‏باشد.
زینت در لغت:
۱ ـ به زیبایی محسوس.
۲ ـ زیبایی معقول.
۳ ـ جمال ربوبی
گفته می‏شود و در لغت اعم از جمال است. هم‏چنین در قرآن به معنای زیبایی محسوس هم آمده است.

 انسان در مقابل آرایش‏ها و نمایش‏های جالب دنیا

از آن رو که بیشتر مردم هم‏چنان که در برابر امتیازهای دنیوی مانند فرزندان، مقام، شهرت و ثروت خود را می‏بازند و نمی‏توانند از آن امور بهره‏برداری مناسب کنند، در برابر نمود زیبایی‏ها نیز به سرعت از خود بی‏خود شوند. این ضعف شخصیت از یک سو و ناآگاهی از ماهیت، و علل، لوازم و نتایج آن امتیازات و زیبایی‏ها از سوی دیگر مانع از آن می‏شود که انسان به عمق ماهیت و لوازم و نتایج آن‏ها پی ببرد.۲۵
بنابراین زینت‏های دنیوی فریبنده است و با جمال و زیبایی خود، آدمی را می‏فریبد.

۴ ـ اقبال و ادبار دنیا
 
به دنیا بنگرید مانند نگاه کسانی که از آن اعراض و دوری کرده‏اند؛
انّک ان اقبلت علی الدنیا أدبرت۲۶٫
بدرستی که اگر به دنیا رو آوری از تو دوری می‏جوید.
زیرا به خدا سوگند! دنیا به روزی ساکن‏اش را دور می‏کند و نعمت دار، دولت‏مند و امنیت‏جو را مصیبت‏زده و اندوهناک می‏سازد.۲۷
خوشی آن به اندوه آمیخته است و قوت و توانایی و جوانی مردان آن به ضعف و ناتوانی و پیری می‏رسد. پس فراوانی آن چه در دنیا از آن خوشتان می‏آید، شما را فریب ندهد؛ زیرا بهره‏ی شما در دنیا از آن چه به آن دسترسی دارید، کم است.۲۸
نوش بی‏نیش و قدرتی که رو به ضعف نرود، در این دنیا وجود ندارد.
ألا انما الدنیا بلا و فتنه
علی کل حال أقبلت أوتولت۲۹
همواره و در هر حال دنیا، بلا و مایه‏ی آزمایش و فتنه می‏باشد؛ چه اقبال داشته باشد و چه ادبار داشته باشد و روی برگرداند. بنابراین اقبال دنیا، اقتضای شکر را دارد و ادبار دنیا، اقتضای صبر را.
لاینال امروء من غضارتها رغبا إلا أرهقته من نوائبها تعبا ولایمسی منها فی جناح أمن إلا اصبح علی قوادم خوف.۳۰
هیچ کس از خوشی آن به مراد نمی‏رسد مگر این که از مصایب و اندوه‏های آن رنج و سختی را دریابد، و در بال امن و آسودگی، شبی را به سر نبرد مگر این که بامداد، بال‏های خوف و ترس پیش روی اوست.
برای کسانی که دنیا مورد رغبت و خشنودی ذاتی است، بین شکوفایی و پژمردگی آن، یک به به و یک آه فاصله است.
این دنیا جایگاهی است که اگر طراوت دوران جوانی را به انسان‏ها می‏بخشد، در مقابل، خستگی و فرسودگی روزگار پیری را هم نصیب‏اش می‏سازد. مبدّل ساختن بهار به خزان، کار دیرینه‏ی این دنیا است.۳۱
چو دنیا رو کند با کس، دهد خوبیش از هر کس
چه بر گردد، برد زیبایی و سازد و را چون خس۳۲
شاید در این دنیا کمتر کسی باشد که با اندک توجه نفهمد که شادی‏های این دنیا نه تنها عمیق نیست، بلکه از نظر مدت نیز کمتر از غم و غصه‏هایی است که در این دنیا انسان را احاطه می‏کند و این امر به خاطر آن است که مردم با غرق شدن در شادی‏ها و لذایذ از هدف بسیار مهمی که در پیش دارند، غافل نشوند.۳۳
امام علی علیه‏السلام می‏فرماید:
هیچ مردی از متاع دنیا مسرور و شادمان نبوده مگر آن که در پی آن، گریه‏ی گلوگیر (با غم و اندوه) به او رو آورده است و از خوشی‏هایش رو نیاورده، مگر این که از بدی‏هایش به او زیان رسانده است (هیچ کس از دنیا به دلخواه شکمی سیر نکرد و به آرزوی خود نرسید مگر این که دنیا پشت کرد و نعمت از او باز گرفت) و دنیا او را باران فراخی و خوشبختی‏تر نساخت مگر این که ابر بلا پی در پی بر او بارید (چون رفتار دنیا این گونه است).۳۴

۵ ـ دنیا سرای آزمایش
 
 مولای پرواپیشه‏گان می‏فرماید:
انتم مختبرون فیها، و محاسبون علیها۳۵
مَثَل کسی که دنیا را با آزمایش شناخته است مانند مَثَل مسافرانی است که در جای قحط و تنگی ـ که موافق ایشان نیست ـ جای پر آب و گیاه و گوشه‏ی سبز و خرّمی را قصد کنند، و رنج راه و دوری یار و سختی سفر و ناگواری خوراک را بر خود هموار سازند تا به فراخی سرای خویش و جایگاه‏شان برسند. پس از آن سختی‏ها، درد و آزادی نمی‏یابند و در صرف اندوخته‏ی خویش در آن راه، غرامت و تاوان نبیند و نیست چیزی خوشایندتر نزد ایشان از آن چه آنان را به منزل و جایگاه‏شان نزدیک کند.۳۶
هرچه آید می‏رود از دست تو
می‏نشاند بودنش دلبست تو
حضرت علی علیه‏السلام درباره‏ی آزمایش مردم در این دنیا می‏فرماید:
مردم به دنیا به سبب امتحان و آزمایش گرفتار شده‏اند (مردم در این فتنه‏ها آزمایش می‏شوند) پس آن چه از دنیا برای دنیا فراهم آورند، از کف‏شان می‏رود و در آخرت، حساب آن را از آنان می‏طلبند و آن چه از دنیا برای غیر دنیا (آخرت) تهیه کنند، برایشان می‏ماند و همیشه با آن‏هاست.۳۷

۶ ـ مال دنیا
 
 فما متاع الحیوه الدنیا فی الاخره الاقلیل۳۸
متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.
ان المال والبنین حرث الدنیا و العمل الصالح حرث الاخره و قد یجمعهما اللّه تعالی لاقوام.۳۹
مال و فرزندان کشتگاه دنیا است و عمل صالح، محصولی از کشتگاه دنیا برای آخرت است و گاهی خداوند هر دو را برای اقوامی فراهم می‏آورد.
مال و فرزندان محصولاتی از کشتگاه این دنیا هستند که به نوبت خود به عنوان بذرهایی در این زراعت‏گاه بزرگ پاشیده می‏شوند.
بعد دیگر مال و فرزندان، وسیله بودن آن‏هاست. وسیله برای امکان‏پذیر ساختن «حیات طیبه» و «زندگی هدف‏دار» در کره‏ی خاکی با این بعد است که اشتغال و فعالیت در راه تولید و تنظیم مواد معیشت و دیگر وسایل زندگی و هم‏چنین علاقه به فرزندان و تعلیم و تربیت آنان، جنبه‏ی «عبادت» به خود می‏گیرد.۴۰
حضرت علی علیه‏السلام می‏فرمایند:
خذ من الدنیا ما اتاک و تول عما تولّی عنک فان انت لم تفعل فاجمل فی الطلب.۴۱
از دنیا بگیر آن چه (از راه حلال) به سوی تو می‏آیدو رو بگردان از آن چه رو می‏گرداند (دستت نمی‏رسد) و اگر تو (این کار) نکنی، پس در طلب و خواستن زیاده‏روی مکن.
در طلب مال دنیا مردم سه گروهند:
گروه اول، کسانی که مال دنیا را از وجه حرام گرد آورند و هرچه دستشان رسد، به غضب و قهر به خود می‏کشند و سرانجام آن را نیندیشند.
ایشان اهل عقابند و سزاوار عذاب.
گروه دوم، کسانی هستند که دنیا را از راه حلال چون بازرگانی و کشاورزی به دست آرند. اینان اهل حسابند و در مشیّت حق و درگاه خداوندی گناه‏کار نیستند.
گروه سوم، کسانی هستند که از دنیا به سدّ جوع و ستر عورت قناعت کنند. ایشان را نه حساب است و نه عقاب.۴۲
علامه مجلسی، درباره‏ی مال دنیا می‏گوید:
دینار و درهم و اموال دنیا و کالاهای آن، به کلی ناپسند نیست، بلکه آن دسته از مال دنیا ناپسند است که:
ـ از حرام یا شبهه به دست آید یا وسیله‏ی این دو شود.
ـ از یاد خدا باز دارد.
ـ مانع عبادت خدا باشد.
ـ یا انسان چنان به آن‏ها دل بندد که در حقوق واجب و مستحب، بذل و انفاق نکند.۴۳ 
 
تمثیل دنیا به آب باران
 
 انما مثل الحیوه الدنیا کماء انزلناه من السماء۴۴
همانا زندگانی دنیا مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم.
پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:
چون از خدا چیزی خواهید، قدر کفایت خواهید تا طاغی و بی‏راه نشوید؛ زیرا این دنیا هم چون آب است و خداوند آن را به آب مثل زد، که چون آب به اندازه بُوَد، سبب صلاح و سعادت خلق باشد و چون از حد اندازه‏ی خویش درگذرد، باعث فساد و خرابی گردد.
همین گونه است مال که چون به قدر کفایت و حاجت باشد، نعمت است، ولی چون از حد بگذرد سبب طغیان و کفران نعمت است. آب هم تا وقتی روان است، پاک و پاکیزه است و چون راکد شود تغییر کند. مال هم به همین منوال است، اگر انفاق شود و جریان یابد و در راه صحیح صرف گردد، صاحبش محمود و پسندیده است و اگر امساک شود و روی هم انبار گردد، صاحبش مذموم و ناپسندیده است.
چنان که گفته‏اند: هرگاه آب پاک باشد، شایسته‏ی آشامیدن و پاکیزه کردن است و اگر ناپاک باشد، شایسته نباشد. همین گونه مال، اگر از راه
حلال به دست آید، شایسته‏ی بهره مندی است و اگر نه، ناروا باشد.۴۵
امام علی علیه‏السلام در بیشتر خطبه‏ها با سفارش به زهد و تقوا، همواره درباره‏ی مال‏اندوزی هشدار می‏دهند که مال‏اندوزان عاقبت خوبی ندارند و با چه مشقت‏هایی (مال را) می‏اندوزند و نمی‏خورند، با چه زحماتی بنا می‏کنند و در آن مسکن نمی‏گزینند و سپس به سوی خدا می‏روند، نه مالی را با خود حمل می‏کنند و نه بنایی را با خود منتقل می‏سازند. نظر به این ندارند که این مال موقعی برای انسان معنی دارد و دارای ارزش است که برای رفع نیازمندی‏ها باشد.۴۶
ملکیت مال دنیا
المال و البنون، زینه‏الحیوه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا.۴۷
مال و فرزندان زینت زندگانی دنیاست و بازمانده‏های شایسته نزد پروردگار تو بهتر است به پاداش و بهتر است در آرزو.
این آیه، حقیقت مالکیت آدمی را بر اموال و اولاد ـ که زخارف زندگی و زینت‏های فریب‏دهنده و فناپذیرند و آدمی را از یاد پروردگار غافل می‏سازند ـ بیان می‏کند و می‏فهماند که این امور جز واهمه و خیال چیز دیگری نیست. به شهادت این که، وقتی بلایی از ناحیه‏ی خداوند سبحان آمد، همه را به باد فنا می‏دهد و برای انسان جز خاطره‏ای که بعد از بیداری از عالم رؤیا به یاد می‏ماند و جز آرزوهایی کاذب، باقی نمی‏گذارد.
بنابراین هرچند آدمی به مال و فرزندان علاقه‏مند است و به آن مشتاق و متمایل و از آن انتظار انتفاع دارد و آرزوهایش بر محور آن می‏گردد، ولی زینتی زودگذر و فریبنده هستند که آن منافع و خیرات مورد نظر را ندارند و همه‏ی آرزوهای آدمی را بر نمی‏آورند بلکه صد یک آن را نیز واجد نیستند.۴۸
حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:
پس کسی که خداوند ثروتی به او عطا فرموده است، باید با آن مال: خویشان را یاری دهد. مهمانی شایسته کند. اسیر و گرفتار را رهایی بخشد. به درویش و وام دار عطا کند. بر ادای حقوق و دفع حوادث و پیش‏آمدها شکیبایی ورزد و تمامی این‏ها را برای به دست آوردن ثواب و پاداش الهی انجام دهد. پس پیروزمند شدن به این بخشش‏ها در دنیا، سبب بزرگی و خوش نام بودن و نیکی و در آخرت، وسیله‏ی رسیدن به درجات عالیه است، اگر خدا بخواهد.۴۹
بنابراین انسان می‏تواند با مال حلال، شرافت و بزرگی در دنیا و فضیلت و رستگاری روز قیامت را به دست آورد.
و ما المال والاهلون الا ودیعه
ولابد یوما ان ترد الودائع
سرمایه‏ها و خانواده، امانتی بیش نیستند و امانتها به ناچار روزی برگردانده می‏شوند.۵۰

۷ ـ دنیا سرای گذر (کوچ)
 
 الدنیا ظلّ زائل۵۱
دنیا سایه‏ایست زایل شونده.
مولای متقیان می‏فرماید:
آگاه باشید این دنیا که شما آن را آرزو کرده و به آن علاقه دارید و شما را گاه به خشم می‏آورد و زمانی خشنود می‏سازد، نه سرای اقامت و باقی ماندن شما است و نه جایی که برای آن آفریده شده و نه محلی که به آن دعوت گشته‏اید.۵۲
فلا الدنیا بباقیه لحیّ
ولاحیّ علی الدنیا بباق۵۳ نه دنیا برای انسانی باقی می‏ماند و نه انسان در دنیا.
امام باقر علیه‏السلام دنیا را به سایه‏ی بعدازظهر تشبیه می‏نمایند.
لانها عند أهل اللّب والعلم باللّه کفیی‏ء الظلال۵۴
دنیا در نظر خردمندان و خداشناسان همانند سایه‏ی بعدازظهر است.
حضرت علی علیه‏السلام نیز می‏فرمایند:
ما أسرع الساعات فی الیوم، أسرع الایام فی الشّهر، و أسرع الشهور فی السنه و أسرع السنین فی العمر.۵۵
چه بسیار به شتاب می‏گذرد ساعت‏ها در روزها و چه زود سپری می‏شود روزها در ماه و چه شتابنده است ماه‏ها در سال و چه با تندی می‏گذرد سال‏ها در عمر.
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است
مصطفی فرمود: دنیا ساعتی است۵۶

خلاصه و جمع بندی

معانی اصطلاحی و لغوی دنیا
لغوی: دنیا مؤنث ادنی و به معانی نزدیک، پست‏تر، کم‏تر می‏آید.
اصطلاحی: هرآن چه انسان را از یاد خدا باز دارد، دنیاست (خواه مال و فرزند باشد یا مقام و تدریس و…).
ـ منظور از حیات دنیوی، «حیات طبیعی محض» در برابر حیات طیبه است. دنیا نزد خداوند همانند برگشتن سایه است. حرکت و تغییر و دگرگونی بر آن حاکم است. ظاهری فریبنده دارد، ولی محتوای آن رنج و سختی است (ظاهر و محتوایش یکسان نیست) آغازش مشقت و پایانش فنا و نابودی است. در حلالش، حساب و در حرامش، عقاب است. اگر به دنبالش بروی، از تو خواهد گریخت. اگر اعتنایش نکنی، مطیع تو خواهد گشت. از نظر قرآن (حیات دنیا) لعب و بازی، سرگرمی، زینت، تفاخر و تکاثر می‏باشد. زینت‏های دنیا فریبنده است. اقبال و ادبار دنیا همه بلا و آزمایش است. اقبال دنیا، اقتضای شکر را دارد و ادبار دنیا، اقتضای صبر را. مردم در این دنیا با فتنه‏ها آزمایش می‏شوند و در آخرت به حساب آن چه در این دنیا انجام داده‏اند، رسیدگی می‏شود. مال دنیا و فرزندان، زینتی زودگذر و فریبنده هستند. اگر مال از راه حلال به دست آید، شایسته‏ی بهره‏مندی است. مال و فرزندان و دیگر امتیازها، وسیله‏ای برای امکان‏پذیر ساختن حیات طیبه می‏باشد. اموال و کالاهای دنیا جایی حرام است که: از حرام به دست آید، وسیله‏ی امر حرامی باشد، از یاد خدا باز دارد، مانع عبادت خدا باشد و انفاق و بذل و بخشش نکند.
طریقه‏ی مصرف مال دنیا برای به دست آوردن ثواب و پاداش الهی کمک به خویشاوندان، مهمان کردن، رهایی بخشیدن اسیر و گرفتار، عطا کردن به درویش و وام‏دار و ادای حقوق.
ـ ویژگی‏های دنیا:
دنیا سرای گذر و کوچ می‏باشد و در نظر خردمندان همانند سایه‏ی بعدازظهر است.
فناپذیری، محل لغزش و خطا، قطعی بودن کیفر اعمال دنیا در زمینه‏ی گناهان (قانون‏مندی دنیا)، محل آزمایش و امتحان، زوال پذیری متاع دنیا، کوتاه بودن عمر دنیا نزد خردمندان، زودگذر بودن دنیا (همانند سایه)، دنیا، محل تعیین سرنوشت جاودانه، سرای کوچ و گذر و جذّاب و اغواگر و فریبا.

___________________________________________________________________________________________
پی نوشت :
۱ـ بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۳۵۶٫
۲ـ همان، ص ۳۵۵٫
۳ـ قاموس نهج البلاغه، ج ۲، ص ۴۳٫
۴ـ لفظ دنیا بیش از پنجاه بار در خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار نهج‏البلاغه آمده است.
۵ـ قاموس قرآن، ج ۱ و ۲، صص ۳۶۲ و ۳۶۳٫
۶ـ شگفتى‏هاى نهج البلاغه، ص ۶۶٫
۷ـ موازنه‏ى اسلامى، دنیا از دیدگاه علامه مجلسى، صص ۲۵۵ و ۲۵۶٫
۸ـ حکمت نظرى و عملى در نهج‏البلاغه، صص ۱۵۱ ـ ۱۶۵ تلخیص.
۹ـ دهر: زمان مطلق نام مدت عالم از اول تا آخر.
۱۰ـ ارزش تاریخ در نهج البلاغه، صص ۴۰ ـ ۴۱٫
۱۱ـ غررالحکم، ج ۶، ص ۱۳۴٫ مثل دنیا مثل سایه توست اگر بایستى، مى‏ایستد و اگر بخواهى آن را به دست بیاورى، دور مى‏شود.
۱۲ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۱۸۷، فراز ۲ و ۳٫
۱۳ـ حدید، ۲۰٫
اعلموا انّما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فى الاموال و الاولاد کمثل غیث أعجب الکفّار نباته ثم یهیج فتریه مصفرا ثم یکون حطاما و فى الاخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ماالحیوه الدنیا الاّ متاع الغرور.
۱۴ـ تفسیر المیزان، ج ۱۹، صص ۳۳۸ ـ ۳۴۱ تلخیص.
۱۵ـ بنابر اصطلاح علم صرف، بناى نوع است یعنى مى‏فهماند که فلانى به شیوه‏اى خاص خود را آراسته است و چه بسا منظور از آن، وسیله‏ى آسایش باشد و به این منظور استعمالش کنند.
۱۶ـ أرضیتم بالحیاه الدنیا من الاخره؛ آیا به همین حیات دنیوى در عوض جایگاه ابدى رضایت دادید. توبه، ۳۸٫
۱۷ـ ترجمه و شرح نهج البلاغه تألیف محمدتقى جعفرى ج ۲۱، صص ۱۸۵ ـ ۱۵۱ (تلخیص).
۱۸ـ همان، ج ۱۰، صص ۶۸ ـ ۷۰٫
۱۹ـ زندگى مرتاضان حرفه‏اى و هم‏چنین نوعى گرایش‏هاى معنوى که حالت حرفه‏اى دارد زندگى افرادى که مشى صوفى‏گرى دارند.
۲۰ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۶۲٫
۲۱ـ ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج ۱۰، صص ۵ ـ ۲۷ تلخیص.
۲۲ـ منهاج البراعه، ج ۵، ص ۳۳۸ و شرح ابن ابى الحدید، ج ۶، ص ۲۳۹٫
الدهر یومان فیوم مضى عنک بما فیه و یوم جدیدحلال یومیک حساب و فى حرام یومیک عقاب شدیدتجمع ما یاکله وارث و انت فى القبر وحید فریدحلاوه‏الدنیا و لذاتها تکلف العاقل مالایرى
۲۳ـ غررالحکم، ج ۴، ص ۴۸۴٫
۲۴ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۱۱۰، فراز ۱٫
۲۵ـ تفسیر نهج‏البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۴۸، تفسیر ج ۱۱۰٫
۲۶ـ غررالحکم، ج ۳، ص ۵۴٫
۲۸ـ انظروا الى الدنیا نظر الزاهدین فیها، ألصارفین عنها، فانها والله عما قلیله تزیل الثاوى الساکن، و تفجع المترف الامن. سرورها مشوب بالحزن و جلد الرجال فیها الى الضعف و الوهن، فلا تعرنکم کثره ما یعجبکم فیها، لقله ما یصحبکم منها.
۲۹ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۱۰۲، فراز ۱ و ۳٫
۳۰- منهاج البراعه، ج ۴، ص ۳۸۹٫
۳۱-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۱۱۰، فراز ۶٫
۳۲-ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۴۸٫
۳۳-منهاج البراعه، ج ۲۱، ص ۲۴٫
۳۴-ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج ۲۱، صص ۱۸۵ ـ ۱۵۱٫
۳۵-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱۱۰، فراز ۴٫
لم یکن امروء منها فى حبره الاّ اعقبته بعدها عبره، و لم یلق من سرائها بطنا الا منحته من ضرائها ظهرا و لم تطله فیها دیمه رخاء الاهنت علیه مزنّه بلاء.
۳۶-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۸۲، فراز ۵٫
۳۷-همان، نامه‏ى ۳۱، فراز ۲۶٫
انما مثل من خبرالدنیا کمثل قوم سفر نبابهم منزل جدیب، فامّوا منزلا خصیبا و جنابا مریعا فاحتملوا و عثاء الطریق، و فراق الصدیق، و خشونه السفر و حشوبه المطعم لیاتوا سعه دارهم، و منزل قرارهم، فلیس یجدون لشى‏ء من ذلک ألما و لایرون نفقه فیه مغرما، و لا شى‏ء احبّ الیهم مما قربهم من منزلهم و ادناهم من محلهم.
۳۸-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۶۲، فراز ۲٫
ابتلى الناس بها فتنه فما أخذوه منها لها أخرجوا منه و حوسبوا علیه و ما أخذوه منها لغیرها قدموا علیه و اقاموا فیه.
۳۹-توبه، ۳۸٫
۴۰-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۲۳، فراز ۴٫
۴۱-ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج ۵، صص ۶۰ ـ ۶۲ تلخیص.
۴۲-نهج البلاغه فیض الاسلام، کلام ۳۸۷٫
۴۳-خلاصه کشف الاسرار، ج ۲، صص ۲۲۰ ـ ۲۲۱٫
۴۴-موازنه اسلامى بین دنیا و آخرت، صص ۲۵۵ ـ ۲۵۶٫
۴۵-یونس، ۲۴٫
۴۶-خلاصه تفسیر کشف الاسرار، ج ۱، صص ۴۲۸ ـ ۴۲۹٫
۴۷-ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج ۲۱، صص ۱۵۱ و ۱۸۵ تلخیص.
۴۸-کهف، ۴۶٫
۴۹-تفسیر المیزان، ج ۱۳، صص ۵۱۹ ـ ۵۴۰ تلخیص.
۵۰-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۱۴۲، فراز ۲ و ۳، فمن آتاه اللّه مالا فلیصل به القرابه، ولیحسن فیه الضیافه، و لیفک به الاسیر والعانى ولیعط منه الفقیر و الخادم، و لیصبر نفسه على الحقوق و النوائب ابتغاء الثواب. فان فوزا بهذه الخصال شرف مکارم الدنیا، و درک الفضائل الاخره ان شاءا…
۵۱-از لبید بن ربیعه، محاضرات الادباء، ج ۴، ص ۳۸۸٫
۵۲-غررالحکم، ج ۱، ص ۸۴٫
۵۳-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۱۷۲، فراز ۸٫
ألا و ان هذه الدنیا التى أصبحتم تتمنونها و ترغبون فیها، و أصبحت تغضبکم و ترضیکم، لیست بدارکم و لامنزلکم الذى خلقتم له، ولا الذى دعیتم الیه.
۵۴-منهاج البراعه، ص ۱۶۳٫
۵۵-اصول کافى، ج ۳، صص ۲۰۰ ـ ۲۰۱، حدیث ۱۶٫
۵۶-نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى ۲۳۰، فراز ۷٫
۵۷-ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج ۲۴، ص ۱۶۹٫

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


− هفت = 2

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی