روایت ائمه اثنی عشر در منابع اهل سنت و شیعه :

روایت ائمه اثنی عشر در منابع اهل سنت:

همانگونه که اشاره شد،راه اثبات حقانیت شیعه دوازده امامی تنها از طریق شیعه بمعنای عام و یا شیعه اثنی عشر به معنای خاص نیست. بلکه در کتب روائی و سنن اهل سنت نیز به امامت دوازده گانه بعد از رسول خدا(ص) تصریح شده است. بر اساس روایات زیادی که از رسول الله(ص) بر دوران امامت حضرت مهدی(ع) و استمرار آن تا قبل از قیامت آمده است این موضوع را آشکار می سازد که امامت حضرت مهدی در دایره معتقدات شیعه اثنی عشر می گنجد. برای روشن شدن مسئله به بعضی از روایاتی که در کتب عامّه در مورد ائمه اثنی عشر آمده است اشاره می کنم:

بخارى و مسلم و تمام محدثین اهل سنت روایت خلفای دوازده گانه را آورده اند.

حدیث امامان اثنی عشر از گروهی از صحابه پیامبر (ص) نقل شده است که بیشترین اسناد آن به «جابر بن سمره» می‏رسد، و سپس به «عبداللّه بن مسعود» و «عبداللّه بن عمر» و «عبداللّه بن عمر و بن عاص» و «عبدالملک بن عمیر» و «ابی‏ الجلد» و «ابی جحیفه» (و حداقل هفت نفرند) ولی حفاظ و ناقلان حدیث که آن را در کتابهای خود نقل کرده‌‏اند بالغ بر دهها کتاب می‏شود، اکنون به قسمتی از آن که در منابع معتبر اهل سنّت آمده است توجه فرمائید:

۱ ـ در صحیح مسلم از جابر بن سمره نقل شده که می‏گوید «سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ (ص) یَقُولُ لایَزالُ الاِسلامُ عَزیزاً اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلیفَهً – ثُمَّ قالَ کَلِمَهً لَمْ اَفْهَمْها! فَقُلْتُ لاَبی ما قالَ؟ فَقالَ کُلُهُمْ مِنْ قُریْشٍ!؛[۱] اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حکومت کنند، سپس سخنی فرمود که من نفهمیدم ، پس به پدرم (که در آنجا حاضر و از من به پیامبر(ص) نزدیکتر بود) گفتم پیامبر (ص) چه فرمود؟ گفت، فرمود (تمام آنها از قریشند)»

در همین کتاب با سند دیگری از «جابر» تعبیر دیگری نقل می‏کند و به جای «لایَزالُ هذا الدّینِ عَزیزاً»، «لایَزالُ هذا الاَمْرُ» آمده است.
و در تعبیر سومی با سند دیگری «لایَزالُ هذَا الدّینُ عَزیزاً مَنیعاً» آمده است.

و در تعبیر چهارمی از عامر بن سعد بن ابی‏وقاص نقل می‏کند که به جابر بن سمره نامه‏ای نوشتم که بعضی از اخباری را که خودت از پیامبر(ص) شنیده‌‏ای برای من بنویس، او چنین نوشت که من از پیامبر (ص) شنیدم می‏فرمود «لایَزالُ الدّینُ قائِماً حَتی تَقُومُ السّاعَهُ ، اَوْ یَکُونُ عَلَیْکُمْ اِثْنی عَشَرَ خَلیفَهً کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ؛ دین اسلام بر پا است تا قیام قیامت ، یا اینکه بر شما دوازده خلیفه حکومت می‏کنند که همه از قریشند»
و در طریق دیگری در همان صحیح مسلم از «جابر» آمده است «لایَزال هذَا الدّینُ عَزیزاً مَنیعاً اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلَیفَهً؛ این دین قدرتمند و شکست ناپذیر خواهد بود تا دوازده خلیفه بر آن حکومت کنند» و در آخر این حدیث نیز همان جمله «کُلُّهُمْ مِنْ قُریْشٍ» دیده می‏شود.[۲]

۲ ـ همین حدیث در صحیح بخاری با عبارت مشابهی آمده است، جابر می‏گوید از پیامبر خدا (ص) شنیدم می‏فرمود
«یَکُونُ اِثْنی عَشَرَ اَمیراً فَقالَ کَلِمَهً لَمْ اَسْمَعْها ، فَقالَ اَبی اِنَّهُ قالَ کُلُّهُم مِنْ قُرَیْشٍ؛[۳] بعد از من دوازده امیر خواهد بود، سپس سخنی فرمود که آن را نشنیدم ، پدرم گفت فرمود همه آنها از قریشند»

۳ ـ همین معنی در صحیح ترمذی نیز با تفاوت جزئی ذکر شده و ترمذی بعد از نقل آن می‏گوید «هذا حَدیثَ حَسَنٌ صَحیحٌ؛[۴] این حدیث نیکوی، صحیح است»

۴ ـ در صحیح ابی‏ داود نیز همین معنی با تفاوت مختصری آمده است ، و لحن حدیث نشان می‏دهد که پیامبر (ص) آن را در حضور جمعیت فرموده، زیرا در آن وارد شده است وقتی پیامبر (ص) فرمود «همواره این دین نیرومند و عزیز است تا دوازده خلیفه» مردم با صدای بلند تکبیر گفتند.[۵]

۵ ـ در مسند احمد حنبل نیز در چندین مورد این حدیث ذکر شده است که بعضی از محققان شماره طرق آن را در این کتاب به جابر، سی و چهار طریق ذکر کرده‌‏اند![۶]
در یک مورد می‏خوانیم که مسروق می‏گوید ما نزد عبداللّه بن مسعود نشسته بودیم، و او برای ما قرآن می‏خواند، کسی از او سؤال کرد آیا از رسول خدا (ص) هرگز سؤال کردید که چند خلیفه بر این امت حکومت می‏کنند‏؟ عبداللّه بن مسعود گفت از زمانی که به عراق آمده‌‏ام، قبل از تو کسی این سؤال را از من نکرده است! سپس افزود آری ما از رسول خدا (ص) سؤال کردیم فرمود «اِثْنی عَشَرَ کَعِدَّهً نُقْباءِ بَنی اِسْرائیلَ؛[۷] دوازده نفر به تعداد نقبا و رؤسای بنی اسرائیل»!

پی نوشتها:

[۱]. صحیح مسلم ۳/۱۴۵۳٫
[۲]. صحیح مسلم ۳/۱۴۵۳٫
[۳]. صحیح بخاری، ج ۳، جزء نهم، ص ۱۰۱٫
[۴]. صحیح ترمذی ۴/۵۰۱٫
[۵]. صحیح ابی‏ داود/۴٫
[۶]. منتخب الاثر، ص ۱۲ و احقاق الحق ج ۱۳٫
[۷]. مسند احمد، ج ۱، ص ۳۹۸٫

حدیث دوازده خلیفه در منابع شیعی:

در منابع شیعی ده ها روایت در رابطه با خلفای اثنی عشر با تعیین مصادیق آن آمده که ما به ذکر چند روایت اکتفا می کنیم:

۱- شیخ صدوق روایت می کند:

حدّثنا جعفر بن محمد بن مسرور، قال: حدّثنا الحسین بن محمد بن عامر، عن المعلى بن محمد البصری، عن جعفر بن سلیمان، عن عبد اللّه بن الحکم، عن أبیه، عن سعید بن جبیر، عن عبد اللّه بن عباس قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: «إن خلفائی و أوصیائی، و حجج اللّه على الخلق بعدی اثنا عشر: أولهم أخی و آخرهم ولدی. قیل: یا رسول اللّه و من أخوک؟ قال: علی بن أبی طالب قیل: فمن ولدک؟ قال المهدی الذی یملأها قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما، و الذی بعثنی بالحق نبیا لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول اللّه ذلک الیوم حتى یخرج فیه ولدی المهدی، فینزل روح اللّه عیسى ابن مریم فیصلّی خلفه، و تشرق الأرض‏بنوره، و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب»؛

ابن عبّاس می گوید:

رَسُول‏ خدا «صلى الله علیه و آله»فرمودند: حقّاً که جانشینان من بعد از من و اوصیاى من دوازده نفرند، اول آنها برادر من است و آخرین آنها فرزند من است. سؤال کردند: یا رَسُول الله برادر شما کیست؟ فرمود: علىّ بن أبى طالب. گفته شد: پس فرزند شما کیست؟ فرمود: مهدى، همان کسى که زمین را از عدل و داد پر کند همچنان که از جور و ستم پر شده باشد. سوگند به آن خدائى که مرا به حقّ بشیر و نذیر قرار داده است اگر از عمر دنیا نماند مگر یک روز خداوند آن روز را آنقدر طولانى خواهد نمود تا آنکه فرزند من مهدى خروج کند و روح الله عیسى ابن مریم از آسمان پائین آید و در پشت سر او نماز گزارد، و زمین به نور پروردگار خود درخشان و نورانى گردد، و سیطره مهدى شرق و غرب عالم را فرا گیرد».[۱]

۲- امام علی‏«علیه السلام» در حدیثی طولانی چنین فرمودند:

«…فانّ لهذه الأمه اثناعشر اماماً هادین مهدیین، لایضرّهم خذلان من خذلهم»؛ «… همانا برای این امّت دوازده امام هدایت‏گر هدایت شده است کسی که در صدد خواری آن‏ها باشد به آنان ضرر نمی‏ رساند».[۲]

۳- شیخ صدوق به سندش از رسول خدا«صلی الله علیه وآله» نقل کرده که فرمود: «انا سیّد النبیین وعلی بن ابی طالب سیّد الوصیین، وانّ اوصیائی بعدی اثنی عشر، اوّلهم علی بن ابی طالب‏ علیه السلام وآخرهم القائم‏ علیه السلام»؛ «من سید انبیا وعلی بن ابی طالب سید اوصیا است. و همانا اوصیای بعد از من دوازده نفرند: اوّل آن‏ها علی بن ابی طالب و آخر آن‏ها قائم است»[۳]

۴-عن أبی سعید رفعه عن أبی جعفر علیه السّلام قال: قال رسول اللّه«صلّى اللّه علیه و آله و سلّم»: «من ولدی اثنا عشر نقیبا، نجیبا، محدثون، مفهمون، آخرهم القائم بالحق، یملأها عدلا کما ملئت جورا».[۴]

مرحوم کلینی نیز در کافی روایت می کند:

۵- و عن الحسین بن محمد عن معلى بن محمد عن الوشاء عن أبان عن زراره قال: سمعت أبا جعفر«علیه السّلام»‏ یقول:«نحن‏ اثنا عشر إماما منهم حسن و حسین، ثم الأئمه من ولد الحسین علیه السّلام»؛«ما دوازده امام هستیم ، حسن و حسین«علیهم السلام» از جملۀ ائمه اند و امامان از نسل حسین علیه السلام اند».[۵]

۶- حدثنا محمد بن موسى بن المتوکل رضی الله عنه قال : حدثنا محمد بن یحیى العطار ، عن أحمد بن محمد بن عیسى قال : حدثنا الحسن بن العباس بن الحریش الرازی ، عن أبی جعفر محمد بن علی الثانی علیهما السلام أن أمیر المؤمنین علیه السلام قال : لابن عباس : «إن لیله القدر فی کل سنه وأنه ینزل فی تلک اللیله أمر السنه ، ولذلک الامر ولاه بعد رسول الله صلى الله علیه وآله فقال ابن عباس : من هم ؟ قال : أنا وأحد عشر من صلبی أئمه محدثون»؛ امام علی«علیه السلام» به ابن عباس فرمودند:«به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل می شود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است بعد از رسول خدا«صلی الله علیه وآله»ابن عباس عرض کرد:آنان چه کسانی هستند؟ فرمود:من و یازده [امام] از نسل من که [همه] امامانی محدث می باشند [که ملائکه را نمی بینند ولی صدای آنها را می شنوند].[۶]

۷- امام سجاد«علیه السلام» می‏فرماید: «انّ اللَّه خلق محمداً وعلیاً واحد عشر من ولده من نور عظمته، فاقامهم اشباحاً فی ضیاء نوره یعبدونه قبل خلق الخلق، یسبحون اللَّه ویقدّسونه وهم الائمه من ولد رسول اللَّه‏ صلی الله علیه وآله»؛ «همانا خداوند محمّد و علی و یازده نفر از اولاد او را از نور عظمت خود خلق نمود. آنان را در شبه‏ هایی در پرتو نور خود قرار داد که خدا را قبل از خلقت خلق، عبادت می‏کردند. او را تسبیح گفته و تقدیس می‏نمودند، و آنان‏اند امامان از اولاد رسول خداصلی الله علیه وآله».[۷]

۸- جابر بن عبداللَّه انصاری می‏گوید: «دخلت علی فاطمهعلیها السلام وبین یدیها لوح فیه اسماء الاوصیاء من ولدها، فعددت اثنی عشر احدهم القائم، ثلاثه منهم محمّد واربعه منهم علیّ علیهم السلام»؛ «بر حضرت فاطمه‏علیها السلام وارد شدم در حالی که مقابل او لوحی با اسمای اوصیای از فرزندانش مکتوب قرار داشت، آن‏ها را شمردم دوازده نفر بودند، یکی از آن‏ها قائم ‏علیه السلام بود، و سه نفر محمّد و چهار نفر علی»[۸]

پی نوشتها:

۱ . کمال الدین: ۱/ ۲۸۰٫

۲ . کمال الدین..،صدوق،ص۲۹۸٫

۳٫ عیون اخبار الرضا،شیخ صدوق،ج۲ص۶۶٫به همین مضمون،کمال الدین،صدوق،ص۶۶٫

۴٫ همان ،ص۵۳۴٫

۵ . الکافی: ۱/ ۵۳۳ ،ح ۱۶٫

۶ . الکافی، ج۱،ص۲۴۷،ح۲٫

۷ .الکافی،ج۱،ص۵۳۱،ح۶٫

۸ .الکافی،ج۱،ص۵۳۲،ح۹؛خصال شیخ صدوق،ص۴۷۸،ح۴۲،من لا یحضره الفقیه،شیخ صدوق،ج۴،ص۱۸۰،ح۵۴۰۸٫

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


3 − دو =

تمام حقوق این سایت برای © 2018 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی