شرح حکمت ۱۰۱

۱۰۱ و قال علیه السلام  لَا یَسْتَقِیمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ، وَبِاسْتِکْتَامِهَا لِتَظْهَرَ، وَبِتَعْجِیلِهَا لِتَهْنُؤَ.

برآوردن حاجات مردم کامل نمى‏شود مگر به سه چیز: کوچک شمردنش تا بزرگ گردد، و مکتوم داشتنش تا آشکار شود، و تعجیل در آن تا گوارا گردد.[۱]

شرح و تفسیر سه شرط خدمت به مردم‏

مى‏دانیم برآوردن حوایج نیازمندان و حل مشکلات مردم از مهم‏ترین مستحبات و بهترین طاعات است تا آنجا که در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم:

«مَنْ سَعَى فِی حَاجَهِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ طَلَبَ وَجْهِ اللَّهِ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَسَنَهٍ یَغْفِرُ فِیهَا لِأَقَارِبِهِ وَ جِیرَانِهِ وَ إِخْوَانِهِ وَمَعَارِفِه؛

کسى که براى برآوردن حاجت برادر مسلمانش تلاش و کوشش کند براى جلب رضاى پروردگار، خداوند متعال هزار هزار حسنه در نامه اعمال او مى‏نویسد و حتى به سبب آن بستگان و همسایگان و برادران دینى و آشنایانش مشمول غفران الهى مى‏شوند».[۲]

امام علیه السلام در این گفتار نورانى‏اش شرایط کمال قضاى حوایج را در سه چیز خلاصه کرده، مى‏فرماید: «برآوردن حاجات مردم کامل نمى‏شود مگر به سه چیز کوچک شمردنش تا بزرگ گردد و مکتوم داشتنش تا آشکار شود و تعجیل در آن تا گوارا گردد»؛

(لَا یَسْتَقِیمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ: بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ، وَبِاسْتِکْتَامِهَا لِتَظْهَرَ، وَبِتَعْجِیلِهَا لِتَهْنُؤَ)

. بسیارند کسانى که وقتى حاجت نیازمندى را بر مى‏آورند آن را بزرگ مى‏شمرند و همه جا عنوان مى‏کنند و گاه براى انجام دادن آن امروز و فردا دارند،به گونه‏اى که حاجتمند، خسته و شرمنده مى‏شود. این‏گونه قضاى حاجات ارزشى ندارد؛ انجام خواسته‏هاى مردم در صورتى ارزش پیدا مى‏کند که انسان آن را کوچک بشمرد و این نشانه بزرگى شخصى است که حاجت را برآورده است. هنگامى که او در نظرها بزرگ شد کار او نیز بزرگ شمرده مى‏شود.

همچنین در صورتى ارزشمند است که آن را پنهان دارد تا آبروى تقاضا کننده نزد همه محفوظ بماند؛ ولى از آنجا که حس کنجکاوى در مردم زیاد است، سرانجام این‏گونه خدمات آشکار مى‏شود و با اهمیت از آن و صاحبش یاد مى‏کنند و او را به فضایل اخلاقى مى‏ستایند.

اضافه بر این اداى حاجتى ارزشمند و گواراست که به سرعت انجام گیرد، زیرا در غیر این صورت حاجتمند ناچار است بارها به در خانه کسى که به او نیاز دارد برود و هر بار رنج تازه‏اى را بر روح خود تحمیل کند. در این هنگام چنانچه حاجت او برآورده شد برایش گوارا نخواهد بود.

لام در جمله «لِتَعْظُمَ» و «لِتَظْهَرَ» و «لِتَهْنُؤَ» به اصطلاح لام عاقبت است نه لام علت؛ یعنى این سه کار، این سه نتیجه را در پى دارد.

گفتنى است که در دستورات اسلامى نه تنها مسئله قضاى حوائج از بزرگ‏ترین کارهاى خیر شمرده شده، بلکه چگونگى آن از جهات مختلف نیز تعلیم داده شده است تا قضاى حوائج به صورت کاملًا انسانى و گوارا صورت گیرد.

شبیه همین کلام به تعبیر دیگرى از امام صادق علیه السلام نقل شده است؛ آنجا که مى‏فرماید:

«رَأَیْتُ الْمَعْرُوفَ لَایَصْلُحُ إِلَّا بِثَلَاثِ خِصَالٍ تَصْغِیرِهِ وَتَسْتِیرِهِ وَتَعْجِیلِهِ فَإِنَّکَ إِذَا صَغَّرْتَهُ عَظَّمْتَهُ عِنْدَ مَنْ تَصْنَعُهُ إِلَیْهِ وَ إِذَا سَتَّرْتَهُ تَمَّمْتَهُ وَإِذَا عَجَّلْتَهُ هَنَّأْتَهُ وَإِنْ کَانَ غَیْرُ ذَلِکَ سَخَّفْتَهُ وَنَکَّدْتَهُ؛

چنین دیدم که کارهاى نیک جز به سه خصلت اصلاح نمى‏پذیرد: کوچک شمردن و پنهان داشتن و تعجیل کردن در آن، زیرا هنگامى که آن را کوچک بشمرى نزد کسى که به او نیکى کرده‏اى بزرگ خواهد بود و زمانى که پنهانش دارى آن را به کمال رسانده‏اى و چون در آن تعجیل کنى گوارایش ساخته‏اى و اگر غیر از این باشد آن را سخیف و بى‏ارزش کرده‏اى».[۳]

البته در قرآن مجید دستور به انفاق‏هاى پنهان و آشکار هر دو داده شده و کسانى را که اموال خود را در شب و روز به صورت پنهان و آشکار انفاق مى‏کنند اجر الهى وعده داده شده و هرگونه ترس و غم (از عذاب‏هاى آخرت و مشکلات دنیا) از ایشان نفى شده است. «الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ».[۴]

ولى این دستور با آنچه در بالا آمد منافاتى ندارد، زیرا گاه انفاق آشکار سبب تشویق دیگران مى‏گردد و سرمشقى براى سایرین است و در نتیجه انفاقى انفاق‏هاى دیگر را در پى دارد و از این نظر مطلوب است افزون بر این تظاهر به انفاق سوء ظن مردم را به اشخاص در مورد صفت بخل و خسیس بودن و عدم اداى واجبات از میان مى‏برد و این خود هدف مهم دیگرى است؛ ولى در هر حال اصل و اساس بر این است که انفاق و قضاى حوایج مکتوم باشد جز در موارد استثنایى مثل آنچه در بالا آمد.

از این رو در حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است که‏

«إِنَّ صَدَقَهَ السِّرِّ فِی التَّطَوُّعِ تَفْضُلُ عَلَانِیَتَهَا بِسَبْعِینَ ضِعْفاً وَصَدَقَهَ الْفَرِیضَهِ عَلَانِیَتُهَا أَفْضَلُ مِنْ سِرِّهَا بِخَمْسَهٍ وَعِشْرِینَ ضِعْفاً؛

صدقه مستحب اگر پنهان باشد از صدقه آشکار هفتاد مرتبه بالاتر است و صدقه واجب اگر آشکار باشد از صدقه پنهان بیست و پنج بار افضل است».[۵]

[۱] . سند گفتار حکیمانه:

یعقوبى( متوفاى ۲۸۴) پیش از مرحوم سیّد رضى در تاریخ خود این کلام حکمت‏آمیز را با اضافاتى فراوان و تفاوت‏هایى در تعبیر ذکر کرده است و احتمال دارد کلام سیّد رضى یا کلام یعقوبى نقل به معنا شده باشد. از دیگر کسانى که پیش از سیّد رضى آن را در کتاب خود نقل کرده‏اند، ابوطالب مکى در کتاب قوت القلوب است. و آمدى نیز آن را در غررالحکم با تفاوتى نقل کرده؛ ولى زمخشرى در ربیع الابرار عین عبارت نهج‏البلاغه را آورده است.( مصادر نهج‏البلاغه، ج ۴، ص ۹۴).

[۲] . کافى، ج ۲، ص ۱۹۷، ح ۶٫

[۳] . کافى، ج ۴، ص ۳۰، ح ۱٫

[۴] . بقره، آیه ۲۷۴٫

[۵] . مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۱۳۳، ح ۳٫

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


هشت − 6 =

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی