شرح حکمت ۱۰۹

۱۰۹ و قال علیه السلام  نَحْنُ النُّمْرُقَهُ الْوُسْطى‏، بِهَا یَلْحَقُ التَّالِی، وَإِلَیْهَا یَرْجِعُ الْغَالِی.

ما تکیه‏گاه میانه هستیم؛ (باید) عقب افتادگان به آن ملحق شوندو تندروان به سوى آن باز گردند.[۱]

شرح و تفسیر ما از افراط و تفریط دوریم‏

امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه، موقف خود و خاندانش را در برابر «مقصران» و «غالیان» روشن ساخته است، مى‏فرماید: «ما تکیه‏گاه میانه هستیم؛ (باید) عقب‏افتادگان به آن ملحق شوند و تندروان به سوى آن باز گردند»؛

(نَحْنُ النُّمْرُقَهُ الْوُسْطَى، بِهَا یَلْحَقُ التَّالِی، وَإِلَیْهَا یَرْجِعُ الْغَالِی)

. این تعبیر کنایه زیبا و دلنشینى است، زیرا «نُمْرُقه» در اصل به معناى پشتى یا متکایى است که بر آن تکیه مى‏کنند؛ پشتى وسط و میانه، پشتى ممتازى بوده که در صف پشتى‏هاى مجلس مورد توجه و جایگاه افراد شریف‏تر بوده است.

مى‏فرماید: آنها که پایین‏ترند باید رو به سوى ما کنند و آنها که بالاترند باید نگاه خود را به ما باز گردانند (و همگى راه اعتدال را پیش گیرند).

اشاره به اینکه مورد قبول در اسلام و آیین الهى امورى است که در سر حد اعتدال و دور از افراط و تفریط باشد، همان‏گونه که قرآن مجید مى‏گوید: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطاً»[۲] و در جاى دیگر درباره انفاق مى‏فرماید: « «وَالَّذینَ إذا أنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتَرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً»؛ کسانى که هنگامى که انفاق مى‏کنند نه اسراف مى‏کنند و نه سخت‏گیرى و در میان این دو حد اعتدال را رعایت مى‏کنند».[۳]

منظور از «تالى» کسانى هستند که اوصاف برجسته امامان اهل بیت علیهم السلام را انکار مى‏کردند و آنان را در حد فردى معمولى قرار مى‏دادند و منظور از «غالى» کسانى که آنان را از حد امام معصوم بالاتر برده و صفات خدایى برایشان قائل مى‏شدند و حتى گاهى به الوهیت آنها رأى مى‏دادند. امام علیه السلام مى‏فرماید: ما هیچ یک از این دو گروه را نمى‏پسندیم نه تالى و نه غالى.

بعضى از شرّاح نهج‏البلاغه «وسطى» را به معناى ممتاز و عالى گرفته‏اند نه به معناى میانه، همان‏گونه که در آیه ۲۸ از سوره «قلم» مى‏خوانیم: «قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَّکُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ» که اوسط در اینجا به معناى افضل و برتر است.

ولى با توجه به تالى و غالى که در ذیل این کلام حکیمانه آمده چنین احتمالى بسیار بعید است و مناسب همان معناى وسط است که طرف افراط و تفریط دارد.

پیروى از حد اعتدال و پیمودن خط میانه نه تنها در مسائل اعتقادى مورد توجه است که در مسائل اخلاقى و اجتماعى نیز غالباً چنین است، زیرا افراط و تفریط در این امور نیز زیانبار بوده و حد وسط و حالت اعتدال داراى آثار و برکات روشنى است.

خوشبختانه پیروان مکتب اهل بیت با هدایت‏هاى آنها در همه جا حد اعتدال را برگزیدند؛ در حالى‏گروهى گرایش به جبروگروهى تفویض را انتخاب مى‏کردند، پیروان این مکتب شعار «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین» را برگزیدند و در جایى که جمعى قائل به تشبیه (اعتقاد به جسمیت خداوند) و گروهى معتقد به تعطیل (کسانى که مى‏گویند ما از ذات و صفات خدا هیچ چیز نمى‏فهمیم) در میان مسلمانان بودند، پیروان این مکتب نه تشبیه را پذیرفتند و نه تعطیل را بلکه معتقد شدند کنه ذات خدا و صفات او گرچه براى انسان‏ها قابل درک نیست؛ ولى او را مى‏توان از طریق آثارش در پهنه جهان هستى به خوبى شناخت.

آخرین سخن این‏که تعبیر به «نحن» گرچه به معناى امامان اهل بیت است‏ولى از بعضى از روایات استفاده مى‏شود که پیروان راستین آنها نیز همین گونه‏اند.

چنان‏که در حدیثى از امام باقر علیه السلام مى‏خوانیم فرمود:

«یا مَعْشَرَ الشّیعَهِ- شِیعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ- کُونُوا النُّمْرُقَهُ الْوُسْطى‏ یَرْجَعُ إلَیْکُمُ الْغالى‏ وَ یَلْحَقُ بِکُمُ التَّالى‏؛

اى جمیعت شیعه شما هم جایگاه حد وسط و معتدل باشید که غلو کننده به سوى شما باز گردد و عقب‏مانده به شما ملحق شود» در این هنگام مردى عرض کرد:

فدایت شوم، منظور از غالى چیست؟ فرمود:

«قَوْمٌ یَقُولُونَ فینا ما لا نَقُولُه فى‏ أنْفُسُنا فَلَیْسَ أولئکَ مِنّا وَ لَسْنا مِنْهُمْ؛

گروهى هستند که درباره ما مطالبى مى‏گویند که ما درباره خود نمى‏گوییم (آنها راه غلو و افراط را مى‏پویند) آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم». سپس امام علیه السلام رو به مردم کرد و فرمود:

«وَاللَّه ما مَعَنا مِنَ اللَّهِ بَرائَهٌ وَلا بَیْنَنا وَبَیْنَ اللَّهِ قِرابَهٌ وَلا لَنا عَلَى اللَّهِ حُجَّهٌ وَلا نَتَقَرَّبُ إلَى اللَّهِ إلَّا بِالطَّاعَهِ؛

به خدا سوگند ما برات آزادى (از آتش دوزخ براى کسى) نداریم و میان ما و خداوند خویشاوندى نیست و حجت خاصى در برابر او نداریم و جز از طریق اطاعت به او تقرب نمى‏جوییم». سپس افزود:

«فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مُطیعاً لِلَّهِ تَنْفَعُهُ وِلایَتَنا وَ مَنْ کانَ مِنْکُم عاصِیاً لِلَّهِ لَنْ تَنْفَعَهُ وَلایَتَنا وَیَحْکُمْ لا تَغْتَرُّوا وَیَحْکُمْ لا تَغْتَرُّوا؛

هر کس از شما مطیع خدا باشد ولایت ما براى او سودبخش است و هر کس از شما معصیت خدا کند ولایت ما به او سودى نمى‏بخشد. واى بر شما (به ولایت ما) مغرور نشوید، واى بر شما مغرور نشوید».[۴]

[۱] . سند گفتار حکیمانه:

قبل از مرحوم سیّد رضى ابن عبد ربه( متوفاى ۳۲۸) در عقد الفرید آن را با کمى تفاوت آورده و ابن قتیبه( متوفاى ۲۷۶) در عیون الاخبار و یعقوبى( متوفاى ۲۸۴) در تاریخ خود و همچنین ابن شعبه( متوفاى ۳۳۲) در تحف العقول و مرحوم مفید در مجالس با تفاوتى در بعضى از الفاظ این کلام حکمت‏آمیز را آورده‏اند. از آنچه طبرى در بشاره المصطفى نوشته بر مى‏آید که امام علیه السلام این گفتار حکیمانه را ضمن سخنانى که بین او و بین« حارث همدانى» رد و بدل شد بیان فرمود.( مصادر نهج‏البلاغه، ج ۴، ص ۱۰۲).

[۲] . بقره، آیه ۱۴۳٫

[۳] . فرقان، آیه ۶۷٫

[۴] . کافى، ج ۲، ص ۷۵، ح ۶٫

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


4 − = یک

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی