شرح حکمت ۱۲۸

۱۲۸ و قال علیه السلام  تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی أَوَّلِهِ، وَتَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ؛ فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْأَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْأَشْجَارِ، أَوَّلُهُ یُحْرِقُ، وآخِرُهُ یُورِقُ.

از سرما در آغاز آن (در پاییز) بپرهیزید و در آخرش (نزدیک بهار) از آن استقبال کنید، زیرا در بدن‏هاى شما همان مى‏کند که با درختان انجام مى‏دهد؛آغازش مى‏سوزاند و آخرش مى‏رویاند و برگ مى‏آورد.[۱]

شرح و تفسیر سرماى زیانبار و سرماى مفید

امام علیه السلام در این کلام حکیمانه خود دستور طبى مهم و کارسازى را بیان مى‏کند که مراعات آن مى‏تواند از بسیارى از بیمارى‏ها پیش‏گیرى کند و بر نشاط و نمو جسم و روح انسان بیفزاید، مى‏فرماید: «از سرما در آغاز آن (در پاییز) بپرهیزید و در آخرش (نزدیک بهار) از آن استقبال کنید، زیرا در بدن‏ها همان مى‏کند که با درختان انجام مى‏دهد؛ آغازش مى‏سوزاند و آخرش مى‏رویاند و برگ مى‏آورد»؛

(تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی أَوَّلِهِ، وَتَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ؛ فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْأَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْأَشْجَارِ، أَوَّلُهُ یُحْرِقُ، وَآخِرُهُ یُورِقُ)

. پاییز آغاز سرما است؛ سرمایى آمیخته با خشکى هوا که از گرماى تابستان و نبودن باران سرچشمه گرفته و به همین دلیل برگ‏هاى درختان پژمرده مى‏شوند و مى‏ریزند و به اصطلاح، مرگ طبیعت فرا مى‏رسد. همان مرگى که مولود خشکى و سردى است؛ ولى در آغاز بهار هوا رو به گرمى مى‏رود و معمولًا باران‏هاى پربارى مى‏بارد. آن رطوبت و گرمى دست به دست هم مى‏دهند و سبب شکوفه کردن درختان و برگ آوردن آنها و حیات طبیعت مى‏شوند.

همان‏گونه که قرآن مجید مى‏فرماید: «وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَهً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ»؛ و همچنین زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده مى‏بینى و هنگامى که آب باران بر آن فرو مى‏فرستیم، به جنبش درمى‏آید و رویش مى‏کند و از هر نوع گیاهان بهجت‏انگیز مى‏رویاند».[۲]

بدن انسان‏ها نیز جزئى از این طبیعت و متأثر به آثار آن است؛ سرماى خشک پاییز بدن‏ها را ضعیف و نحیف و آماده بیمارى‏ها مى‏کند، بنابراین باید خود را پوشانید و از آن دور داشت؛ ولى سرماى ملایم آغاز بهار بعد از فصل زمستان که آمیخته با حرارت کم و رطوبت بسیار است به انسان نشاط و نیرو مى‏دهد و مایه نموّ و رشد بدن مى‏گردد، ازاین‏رو باید به استقبال آن رفت.

از آن گذشته در آغاز پاییز چون انسان به گرماى تابستان عادت کرده و باران کمتر باریده هوا آلوده است و انتقال انسان از آن گرما به سرما هرچند تدریجى است در بدن تأثیر مى‏گذارد و میکروب‏هاى بیمارى‏زا در آن نفوذ مى‏کند و ازاین‏رو آگاهان مى‏گویند: اگر آغاز پاییز باران‏هایى ببارد بیمارى‏ها کم مى‏شود؛ اما در پایان زمستان و آغاز بهار، بدن در مقابل سرما مقاوم شده، عوامل بیمارى‏زا بر اثر سرما و باران بسیار کم شده و استقبال از سرماى بهار نه تنها ضررى ندارد بلکه عامل نمو جسم و جان مى‏شود.

بوعلى سینا در کتاب طبى خود، قانون‏ نیز به همین نکته اشاره کرده مى‏گوید:

«بدن‏ها از سرماى بهار آن احساسى را ندارند که از سرماى پاییز مى‏کنند، زیرا هنگام سرماى بهار، بدن عادت به سرماى زمستان کرده و ازآن‏رو از آن آزار نمى‏بیند؛ ولى به هنگام سرماى پاییز بدن که عادت به گرما دارد از آن آزار فراوان مى‏بیند».[۳]

البته خداوند ورود در فصول مختلف را تدریجى قرار داده تا مشکلات انتقال به حداقل برسد.

نکته: مسائل بهداشتى و طبى در قرآن مجید و روایات‏

امروزه کتاب‏هایى به نام‏ طب النبى صلى الله علیه و آله‏ و طب الائمه و طب الرضا علیه السلام‏ در اختیارداریم که در آنها سخن از یک رشته دستورات طبى و بهداشتى نقل شده از معصومین علیهم السلام است، گاه نیز اشاراتى از قرآن مجید در آنها دیده مى‏شود؛ مثلًا امروز دانشمندان غذاشناسى آثار فوق العاده‏اى براى عسل قائلند و هرچه زمان مى‏گذرد خواص بیشترى براى آن در بهداشت و درمان بیمارى‏ها کشف مى‏کنند.

این در حالى است که قرآن مجید در سوره «نحل» با صراحت مى‏گوید: «فِیهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ»[۴] و همچنین تعبیرات دیگرى که پرده از روى مسائل بهداشتى و درمانى بر مى‏دارد؛ از جمله دستور معروف پیامبر صلى الله علیه و آله بر این‏که تا گرسنه نشده‏اید غذا نخورید و تا کاملًا سیر نشده‏اید دست از غذا بکشید[۵] که در واقع ناظر به آیه شریفه‏ «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا» است.[۶]

بسیارى از دستورهایى که در زمینه نوشیدنى‏ها و غذاهاى حلال و حرام وارد شده مربوط به تأثیرات خوب و بد آنهاست؛ تحریم شراب و مواد مخدر، تحریم گوشت حیوانات درنده، خوردن خون و گوشت مردار و ماهیانى که در آب مرده‏اند و امثال اینها همگى ارتباط نزدیکى با زیان‏هاى بهداشتى آنها دارد.

توصیه به خوردن میوه‏ها و سبزى‏ها و دانه‏هاى غذایى ارتباط آشکارى با فوائد بهداشتى آنها دارد. روایات طبى نقل شده از پیغمبر اکرم و ائمه هدى علیهم السلام نیز با صراحت این مسائل را بازگو مى‏کند.

درست است که وظیفه دین و آیین، هدایت مردم به راه‏هاى راست و اعتقادها و برنامه‏هاى اخلاقى است و رسالت انبیا به عنوان طبیبان روحانى درمان انواع بیمارى‏هاى فکرى و اخلاقى است؛ ولى از آنجا که طب جسمانى نیز رابطه نزدیکى با طب روحانى دارد گاه به سراغ این امور نیز مى‏رفتند. به بیان دیگر مسائل مربوط به سلامت جسم رابطه نزدیکى با سلامت روح دارد ازاین‏روسلامت جسم نیز مورد توجه اسلام بوده است که خود داستان مفصلى دارد و ورود در آن عرصه ما را از مقصود دور مى‏سازد.[۷]

آنچه امام امیرمؤمنان على علیه السلام در این کلام حکیمانه‏اش بیان فرموده نیز ناظر به همین مطلب است؛ امام علیه السلام راه سلامت بدن را در فصل خزان و بهار نشان داده و دلیل آن را نیز بیان فرموده است، مى‏فرماید: سرماى پاییز و بهار با بدن‏ها همان مى‏کند که با درختان انجام مى‏دهد، زیرا هر دو شباهت زیادى با هم دارند.

این کلام حکمت‏آمیز، از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله به شکل دیگرى نیز نقل شده است؛ فرمود:

«اغْتَنِمُوا بَرْدَ الرَّبیعَ فَإنَّهُ یَفْعَلُ بِأبْدانِکُمْ ما یَفْعَلُ بِأشْجارِکُمْ وَاجْتَنِبُوا بَرْدَ الْخَریفِ فَإنَّهُ یَفْعَلُ بِأبْدانِکُمْ ما یَفْعَلُ بِأشْجارِکُمْ‏

؛ سرماى بهار را غنیمت بشمرید که با بدن‏هاى شما همان مى‏کند که با درختان مى‏کند و از سرماى پاییز بپرهیزید که با بدن‏هاى شما همان انجام مى‏دهد که با درختان انجام مى‏دهد».[۸]

شاعر نیز در این زمینه مى‏گوید:

گفت پیغمبر صلى الله علیه و آله به اصحاب کبار تن مپوشانید از باد بهار
چون که با جان شما آن مى‏کند در بهاران با درختان مى‏کند

[۱] . سند گفتار حکیمانه:

به گفته نویسنده کتاب مصادر نهج‏البلاغه این گفتار حکیمانه پیش از سیّد رضى در میان سخنان امیرمؤمنان علیه السلام مشهور بوده است از جمله« زر بن حبیش» متوفاى سال ۸۳ از امیرمؤمنان علیه السلام چهار جمله در طب بیان کرده و گفته که اگر آنها را بقراط و جالینوس مى‏گفتند در برابر این کلمات آنها یک‏صد ورقه مى‏گذاشتند و شرح و تحلیل مى‏کردند و آنها را با این سخنان زینت مى‏بخشیدند و آن عبارت است از« تَوَقَّوا الْبَرْدَ …». از دیگر کسانى که این گفتار حکیمانه را نقل کرده‏اند نویرى در نهایه الارب و ابن قاسم در روض الاخیار است.( مصادر نهج‏البلاغه، ج ۴، ص ۱۱۴).

[۲] . حج، آیه ۵٫

[۳] . کتاب قانون، ج ۱، ص ۸۳٫

[۴] . نحل، آیه ۶۹٫

[۵] . بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۹۰٫

[۶] . اعراف، آیه ۳۱٫

[۷] . براى توضیح بیشتر مى‏توانید به کتاب دائره المعارف فقه مقارن، ج ۱، ص ۶۵-/ ۷۲ مراجعه نمایید.

[۸] . بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۷۱، ح ۶۹٫

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


+ دو = 8

تمام حقوق این سایت برای © 2018 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی