شرح حکمت ۱۳۳

۱۳۳ و قال علیه السلام  الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَادَارُ مَقَرٍّ، وَالنَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ: رَجُلٌ بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا، وَرَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا.

دنیا سراى عبور است نه سراى اقامت و مردم در دنیا دو گونه‏اند: بعضى خود را فروختند و خویش را هلاک کردند و بعضى خود را خریدند و آزاد کردند.[۱]

 

شرح و تفسیر در میان آزادى و اسارت‏

امام علیه السلام در این کلام حکیمانه به حقیقت دنیا اشاره کرده و کسانى را که در دنیا هستند به اعتبار استفاده درست و نادرست به دو گروه تقسیم مى‏کند:

نخست مى‏فرماید: «دنیا سراى عبور است نه سراى اقامت»؛

(الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ)

. این تشبیه شبیه چیزى است که امام سجاد علیه السلام از حضرت مسیح نقل کرده است که مى‏گوید:

«الدُّنْیا قَنْطَرَهٌ فَاعْبُرُوها وَلا تَعْمُرُوها

؛ دنیا به منزله پلى است، از آن عبور کنید و به فکر آباد کردن آن (و خانه ساختن بر آن) نباشید».[۲]

شبیه این تعبیر در خطبه ۲۰۳ با بیان دیگرى آمده است، مى‏فرماید:

«أیُّهَا النّاسُ، إنَّمَا الدُّنْیا دارُ مَجازٍ، وَالْآخِرَهُ دارُ قَرارٍ، فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لِمَقَرّکُمْ»

. تعبیرى که در آیه شریفه ۳۹ سوره «غافر» آمده‏ «وَإِنَّ الْآخِرَهَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ» نیز از نظر مفهوم کلام این پیام را به ما مى‏دهد که دنیا دار قرار نیست بلکه فقط گذرگاهى است.

البته آنها که دنیا را هدف مى‏بینند براى آنان قرارگاه است و آنان که به عنوان وسیله‏اى به آن مى‏نگرند گذرگاه است.

سپس امام علیه السلام اشاره به این دو گروه کرده مى‏فرماید: «مردم در آن (دنیا) دوگونه‏اند: بعضى خود را فروختند و خویش را هلاک کردند و بعضى خود را خریدند و آزاد کردند»؛

(وَالنَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ: رَجُلٌ بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا، وَرَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا)

. جمله اوّل اشاره به کسانى است که دنیا را «دار مقرّ» مى‏دانند و جمله دوم ناظر به کسانى است که آن را «دار ممرّ» مى‏شمارند (به اصطلاح این دو جمله نسبت به دو جمله پیشین از قبیل لف و نشر غیر مرتب است).

تعبیر به‏«بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ»اشاره به این است که تمام سرمایه وجود انسان عمر و حیات و زندگى اوست. هنگامى که آن را به متاع اندک دنیا و لذات و هوس‏هاى آلوده آن معاوضه کند، گویى خود را فروخته و به صورت برده‏اى در آمده است و در نتیجه موجب هلاکت خویشتن شده است، زیرا در سراى دیگر جایگاه امن و امانى ندارد.

جمله دوم‏

«ابْتَاعَ نَفْسَهُ‏؛ خود را خریدارى کرده» اشاره به این است که گویى قبلًا اسیر نفس و برده شیطان بوده سپس با اطاعت پروردگار خود را خریدارى کرده و آزاد نموده است.

در ضمن از این تعبیر پرمعناى امام علیه السلام استفاده مى‏شود که آزادى حقیقى در پیروى از فرمان خداست و آنچه را بعضى آزادى مى‏پندارند نوعى اسارت در چنگال هوا و هوس و خواسته‏هاى شیطانى است. آرى باید نسبت به نفس خویش امیر بود نه اسیر.

و به گفته شاعر:

اسیر نفس نشد یک زمان علىّ ولىّ‏ اسیر نشد که بر مؤمنین امیر آید
اسیر نفس کجا و امیر خلق کجا که سربلند نشد آن که سر به زیر آمد

 

در حدیث دیگرى از همان حضرت در غررالحکم‏ نقل شده است که فرمود:

«انْظُرْ إلَى الدُّنْیا نَظَرَ الزّاهِدِ الْمُفارِقِ وَلا تَنْظُرْ إِلَیْها نَظَرَ الْعاشِقِ الْوامِقِ‏

؛ به دنیا همچون زاهدى که مى‏خواهد از آن جدا شود نگاه کن نه همچون عاشق دلداده».[۳]

[۱] . سند گفتار حکیمانه:

در مصادر نهج‏البلاغه آمده است که جمعى از دانشمندان مانند زمخشرى در ربیع الابرار و نویرى در نهایه الارب و مالکى در تنبیه الخواطر این کلام حکیمانه را از آن حضرت با تفاوت‏هایى نقل کرده‏اند که نشان مى‏دهد از منبعى غیر از نهج‏البلاغه گرفته‏اند.( مصادر نهج‏البلاغه، ج ۴، ص ۱۱۹).

[۲] . بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۱۹، ح ۲۱٫

[۳] . غررالحکم، کلمه ۲۴۲۷٫

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


+ 7 = نُه

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی