تاریخ حدیث شیعه

تاریخ حدیث شیعه:  دانلود

نمایی از تاریخ حدیث شیعه

۱- دوره حضور

الف) ـ از زمان پیامبر تا امام صادقین (علیهما السلام): عصر تولد و رشد

ب) ـ عصر صادقین: شکوفایی

ج)ـ پس از صادقین (علیهم السلام): عصر تثبیت و تحکیم

۲ـ دوره غیبت

الف) ـ غیبت صغری

ب) ـ قرن چهارم و پنجم

ج) ـ دوره فترت ششم تا نهم

د) ـ قرن ده و یازده

هـ) ـ قرن دوازده به بعد

ی) ـ دورۀ معاصر (رایانه)

حدیث در دوران پیامبر(ص)

ویژگیهای دوران جاهلیت

محیط خشک و لم‏یزرع حجاز مردمان این سرزمین را از فرهنگها، اقوام و معارف الهی رایج در آن روزگار بیگانه ساخته بود و در نتیجه عصبیتهای قومی، خشونت، درنده‏خویی، فحشا، فساد و زورگویی در آنان بیداد می‏کرد و کاهنان بی‏خبر از فرهنگ را طلایه‏دار فرهنگ و اعتقاد می‏پنداشتند و شاعران در شعر خود، که تنها مظهر فرهنگی آن دوران بود، به توصیف زن، شراب و اسب بسنده می‏کردند.

پیدایش حدیث

امام علی (علیه السلام) در تاریخ حدیث شیعه

امام علی (علیه السلام) امام اول و معصوم  دوم از منظر شیعیان است. از منظر عادی و در ارتباط با حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله) نیز امام (علیه السلام) جایگاه ویژه‏ای دارد که از تمامی اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) متمایز است.

ایشان از بدو تولد در دامان پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار گرفته و کودکی خود را به همراه ایشان سپری کرده‏اند. او اولین مسلمان و شاگرد خاص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و ساعات خاصی برای آموزش داشته‏اند. ذهنی جستجوگر همراه با کتابت احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مجموعه‏هایی مختلف از ویژگی‏های دیگر امام علی (علیه السلام) به شمار می رود.

دوران طولانی پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) (سی سال) و مهم‌تر از آن دوران پنج سالۀ خلافت حضرت موجب شد که سخنان و مکتوبات ایشان در جوامع حدیثی و تاریخی نقل شود. خطابه‏های بلیغ و عمیق حضرت، موجب خضوع همۀ افراد حتی مخالفین ایشان شده است.

میراث حدیثی امام علی (علیه السلام)

۱ـ نقل روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله)

همراهی ۳۳ سالۀ امام علی (علیه السلام) با پیامبر (۱۰ سال قبل از بعثت به اضافۀ ۲۳ بعد از بعثت) و همراه و همرازبودن وی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) موجب اخذ و انتقال گنجینۀ عظیمی از معارف توسط ایشان به نسل بعد شد.

علاوه بر نقل روایات رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) ۳ مجموعه صحیفه، کتاب و مصحف امام علی (علیه السلام) نیز به صورت مکتوب وجود داشته است. صحیفۀ امام علی (علیه السلام) مجموعه‏ای کوچک از روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است این مجموعه که در کتابهای اهل سنت بدان اشاره شده که همیشه همراه حضرت بوده است.

کتاب امام علی (علیه السلام) مجموعه‏ای بسیار بزرگ (طوماری به طول ذراع) بوده است که از ودائع امامت شمرده شده است و بعضی از ائمه (علیه السلام) آن را بر اصحاب خاص قرائت کرده و یا نشان داده‏اند.

مصحف امام علی (علیه السلام) نیز که همراه با تفسیر و نکات پیرامونی قرآن بوده است در اختیار ائمه است.

۲ – روایات امام علی (علیه السلام)

۱ـ خطبه ‏ها

۲ـ نامه ‏ها

۳ـ گزارش سیرۀ امام علی (علیه السلام)

۴ – قضاوتها

۵ – دعاها

۶ – اشعار

 شاگردان امام علی (علیه السلام)

از شاگردان خاص حدیثی حضرت می‏توان به ابو‌رافع، عبداللَّه بن عباس، سلیم بن قیس، حارث اعور و … اشاره کرد. (ر.ک: نهج البلاغه سید رضی، نهج السعاده محمد باقر محمودی، غرر الحکم آمدی، مأه کلمه جاحظ، شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، ابن‌میثم، خویی و تستری).

حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

شخصیت ویژۀ حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، پرورش در دامان برترین مخلوق هستی و همسری امام علی (علیه السلام)، جایگاه خاص ایشان را در معارف اسلامی نشان می‏دهد. لقب محدَّثه برای سیده نساء العالمین نشانگر ویژگی خاص حضرت در فراگیری معارف از منبع وحی است. کوتاهی دوران حیات ایشان و حوادث دردناک پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) سبب شده است تا میراث حدیثی حضرت محدود و معدود باشد.

برخی روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله) که به واسطه حضرت فاطمه(علیها السلام) به ما رسیده است در کتابهای حدیثی شیعه و سنی درج شده است. علاوه بر نقل روایات پیامبر (صلی الله علیه و آله)، روایات باقی مانده از ایشان در سه بخش خطبه‏ها، ادعیه و مصحف گزارش شده است.

خطبه فدکیه

مشهورترین بخش از سخنان حضرت خطبه‏های ایشان است که پس از به تاراج رفتن خلافت در مسجد و منزل ایراد کرده‏اند. خطبه مشهور فدکیه از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است. تبیین معارف ناب، موقعیت‌شناسی،  بیان نمودن جایگاه ولایت، فصاحت و بلاغت خاص و … از ویژگیهای این خطبه است.

مصحف حضرت فاطمه (علیها السلام)

این کتاب که از ودائع امامت شمرده شده‏ است مجموعه‏ای از سخنان حضرت جبرئیل (علیه السلام) با حضرت فاطمه (علیه السلام) می‌باشد که توسط امام علی (علیه السلام) به نگارش درآمده است.

در این مجموعه اخبار حوادث و رخدادهای آیندۀ اهل بیت و ذریۀ حضرت فاطمه (علیها السلام) اشاره قرار گرفته‏است

(ر.ک: عوالم العلوم محدث بحرانی (مجلدات مربوط به حضرت زهرا (سلام الله علیها)) بحار الانوار: ج ۴۳؛ مسند حضرت فاطمه(علیها السلام)، عزیز اللَّه عطاردی، مسند، فاطمه، سیوطی).

 مهجوریت حدیث در دوران حضرت امام حسن(ع) و امام حسین(ع)

پس از امام علی (علیه السلام) و گسترش سلطۀ معاویه بر تمامی ارکان جامعه مراجعۀ مردم به امام حسن و امام حسین (علیه السلام) بسیار کم و بی‏رونق بود. البته با توجه به نامه‌های معاویه به کارگزارانش، نقل یکسویۀ حدیث آغاز شد زیرا معاویه از دستگاه حکومتی‌اش می‌خواست تا در فضائل عثمان و دیگر صحابه حدیث بگویند و با هر کسی که در فضیلت امام علی و اهل‌بیت حدیثی نقل می‌کند برخورد کنند.[۱] و از سویی به ترور شخصیت شیعه پرداخت و گواهی شیعیان در دادگاه‌ها را نپذیرفت و آنان را از حقوق بیت المال هم محروم کرد.

بی‌تردید تبلیغات بنی‌امیه و سخت‌گیری حکومت در عدم ارتباط مردم، و حتی شیعیان، با این دو امام بزرگوار مؤثر بود و علی‌رغم تبلیغات بنی‏امیه و سختگیری حکومت در عدم ارتباط مردم، و حتی شیعیان، با این دو امام بزرگوار آن چنان مؤثر واقع شد که اکنون احادیث باقی مانده از ایشان بسیار اندک است.

کتب مشهور اهل سنت حتی به عدد انگشتان دست نیز از ایشان نقل روایت نکرده‏اند. صحیح بخاری و صحیح مسلم هیچ حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از این بزرگواران گزارش نکرده‏اند.

بیشتر سخنان نقل شده از این دو امام مواعظ اخلاقی است که در جلسات خصوصی بیان می‏کرده‌اند. البته احادیث فقهی بسیار کمی نیز از آنان نقل شده است.

احتجاج و مباحثه با مخالفان اهل بیت که سعی در تنقیص امام علی (علیه السلام) داشتند در احادیث امام حسن (علیه السلام) گزارش شده است. بعد از جمله ادعیۀ امام حسین (علیه السلام) مناجات حضرت در صحرای عرفات می‌باشد که از متون زیبا و بلند معرفتی شمرده می شود.

دوران شش ماهۀ قیام امام حسین (علیه السلام) پس از مرگ معاویه تا زمان شهادت حضرت ویژگی خاصی در تاریخ حدیث دارد. از این دوران احادیثی حماسی و سرشار از ابهت، عشق و اخلاص گزارش شده است که موجب اهتزاز روح و طرب معنوی است (ر.ک: مسند الامام المجتبی و مسند الامام الشهید عزیز اللَّه عطاردی، الالفین حیدر مؤید، موسوعه کلمات الامام الحسن (علیه السلام) و موسوعه کلمات الامام الحسین (علیه السلام).

بنابراین می توان دوران امام حسن و امام حسین (علیهما السلام را در این زمینه بدین شکل خلاصه کرد:

۱ـ مهجوریت حدیث (در زمان امام حسن و امام حسین (علیهما السلام))

۲ـ دلایل: سخت‏گیری بنی‏امیه، ترس مردم، تبعیت تودۀ مردم از فرهنگ حاکم

۳ـ نقل نشدن حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به نقل از ایشان در صحیح بخاری و صحیح مسلم

۴ـ گونه‏های حدیثی گزارش شده:

الف) مواعظ اخلاقی

ب) احتجاج و مباحثه

ج) دعا و مناجات امام حسین (علیه السلام) در صحرای عرفات

د) احادیث حماسی (در دوران قیام امام حسین (علیه السلام)

 امام سجاد (علیه السلام)

دوران زندگانی و امامت امام سجاد (علیه السلام) از سخت‏ترین ایام زندگانی ائمه به شمار می‏رود. افزون بر حادثه عاشورا و اسارت اهل بیت:، فتنۀ عبداللَّه بن زبیر، واقعۀ حرّه، قتل عام مسلمانان در مدینه، حمله به مکه و تخریب خانه کعبه و فرمانروایی ابن‌زیاد و حجاج ـ خونریزترین سرسپردگان بنی امیه ـ همه و همه با دوران امامت آن بزرگوار معاصر است.

امام سجاد (علیه السلام) با توجه به فضای پدید آمده به تأثیر از شهادت امام حسین (علیه السلام)، طولانی بودن مدت امامت خویش، هم زمانی با دورۀ تابعین، پیدایش نسل فرهنگی و نیز خلافت عمر بن عبدالعزیز در مدینه توانست به ترویج فرهنگ اصیل اسلامی بپردازد و چنین شد که میراث حدیثی امام سجاد (علیه السلام) از امام حسن و امام حسین (علیهما السلام )افزون گردید.

گونه های حدیثی امام سجاد (علیه السلام)

۱ـ دعا

امام سجاد (علیه السلام) از شیوۀ لطیف و احساس برانگیز دعا بسیار بهره برده‌اند. بیشتر متون گزارش شده از ایشان دعا و نیایش است.

۲ـ مواعظ اخلاقی و اجتماعی

برخی متون منبر رسمی امام سجاد در مدینه را گزارش کرده‌اند که امام در آن‌جا مواعظ اخلاقی خود را درفرصتهای مناسب بیان می‌فرمود. اهمیت موعظه های امام وقتی شناخته می‌شود که بدانیم مدینه در آن روزگار بر اثر سلطۀ طولانی معاویه و سایر بنی امیه به پایگاهی برای لهو و لعب نامبردار شده و به مرکز غنا شهره گشته بود.

۳ـ میراث مکتوب

الف) صحیفۀ سجادیه

مهم‌ترین اثر به جای مانده از امام زین العابدین (علیه السلام) است که در ابتدا ۷۵ دعا بوده است و اکنون ۵۴ دعا در آن موجود می‌باشد.

ب) رسالۀ حقوق

مشهورترین میراث مکتوب ائمه رسالۀ حقوق امام سجاد (علیه السلام) است که در آن پنجاه حق شمارش شده است.

ج) رسالۀ زهد

این رساله در زمان امام سجاد (علیه السلام) منتشر شد و نسخه ای از آن را ابوحمزۀ ثمالی در سفر به یمن مشاهده و خدمت امام عرضه کرد و امام آن را تایید فرمود.

علاوه بر میراث حدیثی باید به پایه‏گذاری مدرسۀ عظیم فرهنگی شیعی در دوران امام سجاد (علیه السلام) نیز اشاره کرد که این مدرسه در زمان امام باقر (علیه السلام) شکوفا گشت و در دوران امام صادق (علیه السلام) به اوج خود رسید. فقه، حقوق، معارف و تفسیر شیعی برگرفته از این مدرسه است. ر.ک: الصحیفه السجادیه الجامعه مؤسسۀ امام مهدی (علیه السلام) و حیاه الامام زین العابدین باقر شریف قرشی و حقوق از دیدگاه امام سجاد (علیه السلام قدرت اللَّه مشایخی).

عصر صادقین (علیهما السّلام)

دوران امام باقر و امام صادق (علیه السلام) در تاریخ حدیث شیعه جایگاه ویژه‏ای دارد.

امامت این دو امام از سال ۹۴ هجری تا سال ۱۴۸ هجری استمرار داشته است. سالهای صد تا صد و چهل هجری عصر طلایی حدیث به شمار می آید، چرا که به سبب وجود شرایط ویژه موجب پرورش راویان فقیه و رواج حدیث در حوزۀ شیعی گشته است. این همه مرهون آماده بودن شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده که موجب تمایز بین این دوران و دوران امام سجاد (علیه السلام) می‏باشد. به جهت اهمیت این دوران آن را به گونۀ تفصیلی مورد بررسی قرار می‏دهیم:

ویژگیهای عصر صادقین (علیهما السّلام)

۱ ـ شرایط سیاسی

سنت الهی این گونه است که نظامهای اجتماعی نیز همانند افراد بشر دارای دوران کودکی، جوانی و پیری باشند و به أجل خود نزدیک گردند که﴿ لَکُلِّ امهٍ اجل﴾[۲]

سلطنت بنی امیه نیز در این سالها به دوران پیری و اجل خود نزدیک می‏گشت و عاقبت در سال ۱۳۲ هجری و پس از جنگها و کشمکشها و جای خود را به دولت بنی عباس داد. امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) با نه خلیفۀ اموی و عباسی معاصر بوده‌اند. اکثر این افراد مدت زمان کمی در منصب حکومت قرار گرفتند و قبل از اینکه جای پای خود را محکم کرده و سلطۀ خود را مستقر سازند حکومتشان پایان یافته است.

امام سجاد (علیه السلام) به امر ولید بن عبدالملک، که از خشن‏ترین خلفای اموی بود، در سال ۹۴ هجری به شهادت رسید.[۳]

درسال ۹۵ هجری حجاج بن یوسف ثقفی، والی بصره و کوفه و جانی خون‏ریز و خون‏خوار که دشمنی سرسخت با شیعیان امام علی (علیه السلام) به شمار می رفت هلاک شد وشیعیان، که مقر اصلی آنان در شهر کوفه بود، سختی آسایش یافتند.

در سال ۹۹ هجری عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید. خلافت دو سال و نیمۀ او تأثیر فراوانی بر جامعۀ مسلمانان نهاد. او تدوین حدیث را جایز و ضروری شمرد و سب امام علی (علیه السلام) را ممنوع ساخت. در مباحث آینده بیشتر به او و فعالیتهایش خواهیم پرداخت.

امام باقر نیز در سال ۱۱۴ هجری و در زمان حکومت هشام شهید شدند و امامت امام صادق (علیه السلام) آغاز گردید.

عاقبت در سال ۱۳۲ هجری دولت بنی امیه منقرض شد و عباسیان به حکومت رسیدند. حکومت چهار سالۀ سفاح (اولین خلیفه عباسی) به قلع و قمع بنی امیه گذشت و پس از او منصور دوانیقی قدرت را در دست گرفت.

پس از چند سال ظلم و تعدی حکومت منصور نسبت به اهل بیت و امام صادق (علیه السلام) افزون شد و اوضاعی شبیه به اختناق زمان بنی امیه پدید آمد.

از مجموع مباحث فوق مبرهن است که حکومت مرکزی در زمان این دو امام (علیهما السلام) اقتدار پیشین خود را نداشت. قیام زیدیان در این سالها موجب مصون ماندن ائمه (علیه السلام) و شیعیان آنان از تعدی بود.

سالهای ۱۲۶ تا ۱۴۰ هجری که دوران تزلزل بنی امیه و بنی عباس به شمار می رود بهترین زمان برای نشر حدیث و معارف بود.

امام صادق (علیه السلام) از این فرصت به دست آمده بهترین بهره را برد و به تربیت شاگردانی دانشمند و فقیه پرداخت و فقه و معارف بلند مرتبۀ شیعی را بنیان نهاد.

۲ ـ شرایط اجتماعی

از زمان خلیفۀ دوم کتابت و تدوین حدیث به طور رسمی ممنوع شد و این عمل عقلایی از فرهنگ مسلمانان رخت بر بست. اگرچه شیعیان به این فرمان بی اعتنا بودند و برخی از غیر شیعیان نیز کم و بیش بدین کار می‏پرداختند، ولی نوشتن و تدوین حدیث در میان مسلمانان رواج نداشت و عملی مخفیانه و غیر عمومی، شبیه به قاچاق، شمرده می شد.

عمر بن عبدالعزیز در حدود سال صد هجری به کتابت و تدوین حدیث فرمان داد. او در نامه‌هایی که به بعضی از علمای مدینه نوشت یادآور شد که سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حال فراموش شدن است؛ بنابراین لازم است که سنن رسول خدا نوشته شده و جمع آوری گردد. اگرچه فرمان خلیفۀ اموی، که در واقع نقض دستور خلیفه دوم بود، ابتدا با اکراه از سوی علمای مدینه پذیرفته شد و آنان اشتیاق چندانی بدین کار نداشتند، ولی زمینه را برای کتابت و تدوین حدیث از سوی شیعیان و برگزاری جلسات علنی آموزش حدیث توسط امام باقر (علیه السلام) آماده ساخت.

اندک اندک نوشتن حدیث، که امری مطابق با سیرۀ عقلاء بود، در میان مسلمانان رایج شد و نوشته‏های حدیثی مورد احترام و تکریم قرار گرفت. جایگاه ویژۀ اهل بیت در نقل احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) که در طول نود سال فراموش گشته بود برای تمامی مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، شناخته شد. مردمان و به خصوص دانشمندان برای نقل احادیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و یادگیری معارف او به اهل بیت رجوع می‏کردند و از آن سرچشمۀ زلال حکمت و معرفت سیراب می‌شدند.

مراجعه کنندگان به امام باقر و امام صادق (علیه السلام) بهترین سند احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را طریقی می‏دانستند که از طریق این ائمۀ بزرگوار به رسول الله (صلی الله علیه و آله) می‏رسید. این وضعیت برخلاف دوران امام حسن (علیه السلام) تا امام سجاد (علیه السلام) بود چرا که در آن دوران تودۀ مسلمانان به دنبال یادگیری علم و معرفت از این ائمه (علیه السلام) نبودند.

به عبارت دیگر شخصیت فرهنگی آنان در سایه قرار گرفته و از جهت سیاسی نیز به عنوان معارضین حکومت شناخته می‏شدند و همین صفت ،مردم را از مراجعه به آنها باز می‏داشت. بدین سبب حتّی برای سؤال از مسائل فقهی و حدیثی به اشخاصی همانند قاسم بن محمّد بن ابی‌بکر و سعید بن مسیب و زهْری مراجعه می‏کردند در حالی که امام سجاد (علیه السلام) در مدینه حضور داشت.

۳ ـ شرایط فرهنگی

فتوحات اسلامی در سرزمینهایی که پیشینۀ فرهنگی و تمدنی کهن داشتند موجب آشنایی مسلمانان با آن تمدنها گشت. تمدنهای ایران، روم و یونان سابقه‏ای دیرین داشتند و مباحث فراوانی در زمینه‏های مختلف (همچون منطق و فلسفه) را پشت سر گذارده بودند.

آشنایی مسلمانان با این فرهنگها موجب پیدایش شبهات و سؤالات جدید در زمینه‏های گوناگون شد. دانشمندان مشهور و سنتی عامه از پاسخ گفتن به این شبهات عاجز بودند و در نتیجه فرهیختگان جامعۀ اسلامی رو به سوی اهل بیت آوردند که باب علم نبی (صلی الله علیه و آله) بودند. بعضی از دانشمندان بزرگ شیعی مثل زراره، حمران و هشام بن حکم از این گروه هستند. آنان ذهنی فعال، ناآرام و روحی خروشان داشتند و به بررسی راجع به فرقه‏های مختلف مذهبی نیز پرداخته بودند، ولی روح بلند آنان تنها در مقابل ائمۀ بزرگوار شیعه سر تعظیم فرود آورد و مجذوب آنان گشت؛ حتّی ملحدینی مثل ابن ابی‌العوجاء نیز برای پاسخ‌گویی به شبهات خود به امامان شیعه ما: روی می‏آوردند.

مجموع این شرایط باعث شد زمینۀ لازم برای نشر فرهنگ شیعی و تربیت شاگردان زبده و محقق آماده شود.

محمّد بن مسلم گفته است که سی هزار حدیث از امام باقر (علیه السلام) و شانزده هزار حدیث از امام صادقعلیه السلام شنیده است و این تعداد چند برابر تمامی متون احادیثی است که اهل سنت از پیامبر نقل کرده‏اند.[۴]

۴ ـ تفاوت صحابه

نکتۀ جالب دیگر آنکه راویان حدیث در این دوره با راویان حدیث در دوره‏های پیشین تفاوتی ویژه داشتند. اینان افرادی فقیه و دانشمند بودند که نه فقط برای تیمن و تبرک بلکه برای یادگیری عمیق، دقیق و سؤال از لایه‏های ناپیدای معرفت به حضور امام (علیه السلام) می‏رسیدند. سؤالات افرادی همانند زراره و محمّد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام)،جهت یافتن پاسخ مشکلی بود که برای فقها ایجاد می‌شد. به همین سبب ابوحنیفه (فقیه عراق و کوفه) و ابو لیلی (قاضی کوفه) مستقیم یا غیر مستقیم به حضور محمّد بن مسلم رسیده و مشکلات خود را از او می‏پرسند و او با استفاده از احادیث ائمه (علیه السلام) و روش فقهی که از اهل بیت آموخته بود به پاسخگویی می‏پرداخت.در مباحث آینده به این موضوع به نحو گسترده‏تری خواهیم پرداخت.

کوششهای صادقین (علیهما السّلام):

عطش جامعه و شیعیان برای یادگیری معارف الهی موجب آن شد که فعالیت امام باقر و امام صادق (علیه السلام) در این زمینه شاخص شود؛ به گونه‏ای که اغلب احادیث ما از صادقین (علیهما السّلام) می‌باشد.

حدود ۲۳ از احادیث شیعه فقط از امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) نقل شده است. حتّی در جوامع حدیثی عامه نیز روایات زیادی از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) وجود دارد؛ در حالی که از ائمۀ پیشین کمتر روایت نقل شده است.

شیخ مفید (ره) دربارۀ امام باقر (علیه السلام) می‏نویسد:

و روی عنه معالم الدین بقایا الصحابه و وجوه التابعین و رؤساء فقهاء المسلمین و صار بالفضل علماً لاهله تضرب به الامثال وتصیر بوصفه الاثار… [۵]

شیخ مفید (ره) همچنین دربارۀ امام صادق (علیه السلام) می‏نویسد:

«نقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر ذکره فی البلدان و لم ینقل عن أحد من أهل بیته العلماء ما نقل عنه و لا لقی أحد منهم من أهل الاثار و نقله الاخبار و لا نقلوا عنهم کما نقلوا عن أبی عبداللَّه علیه السلام فإن اصحاب الحدیث قد جمعوا أسماء الرواه عنه من الثقات علی اختلافهم فی الآراء و المقالات فکانوا أربعه الاف رجل[۶]

کوششهای صادقین (علیهما السّلام) مدت زمانی بیش از پنجاه سال استمرار داشت و موجب شکل‏گیری فرهنگ شیعی و تأثیر گذاری بر فرهنگ عامه گردید.

نمونه هایی از این کوششها

فعالیتهای این دو امام بزرگوار (علیهما السّلام) را می‏توان در چند بخش جای داد:

۱ ـ آموزش و انتشار حدیث

گفته شدکه پس از فرمان عمر بن عبدالعزیز مبنی بر نوشتن و تدوین احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آزاد شدن نگارش حدیث افراد زیادی به این کار اقدام کردند. شیعیان به خدمت امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) رسیده و احادیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سخنان ائمه (علیه السلام) را، که بازگویی احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود ـ یادداشت می‏کردند.

مجالس علمی در مسجد رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) ـ در منزل ائمه (علیه السلام) و در موسم حج و هر جا که فرصتی پدید می‏آمد برقرار می‏شد. مسلمانان که پس از دوران منع نود ساله آزادی عمل بدست آورده بودند برای اخذ و نگارش حدیث اشتیاق فراوانی نشانی می‏دادند. در این زمان فرصتی برای صادقین (علیهما السّلام) فراهم آمد که برای ائمۀ پیشین پدید نیامده بود. اکثر احادیث اصول اربعمائۀ شیعه برگرفته از این دوران است.

۲ ـ تربیت شاگردان زبده و فقیه

مناسب بودن شرایط عمومی جامعه موجب آن شد که گروه راویان، علما و فقیهان از تودۀ مردم متمایز شوند. در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمۀ پیشین کمتر افرادی یافت می‏شدند که در علوم و معارف اسلامی متخصص بوده و به درس و بحث و تعلیم و تعلم مشغول باشند. تودۀ مردم ضمن آنکه به زندگی و کار و امورات دیگر خود می‏پرداختند به شنیدن سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز رغبت نشان می‏دادند،

ولی از زمان صادقین (علیهما السّلام) به بعد گروهی تمامی وقت خود را صرف تعلیم و تعلّم می‏نمودند. کلام محمّد بن مسلم که اشاره به شنیدن ۴۶ هزار حدیث دارد نشانگر آن است که او چندین سال تنها در حال تحصیل بوده است. زراره نیز می‏گوید:

«من میان نماز ظهر و عصر به خدمت امام باقر (علیه السلام) می‏رسیدم تا سؤالات خود را مطرح کنم و کسی از اغیار مزاحم ما نباشد.

این گروه زبده که به بعضی از آنان در اصحاب اجماع اشاره شده است موجب رونق گرفتن حوزه‏های شیعی و رعایت سلسله مراتب علمی در مباحث شده‌اند.

اصحاب امام صادق (علیه السلام) را تا چهار هزار نفر شمرده‏اند. اسامی بیش از سه هزار و دویست نفر از آنان در رجال طوسی آمده است.

۳ـ شیوه برخورد با احادیث

صادقین علیهما السلام با توجه به فزونی شاگردان دانشمند خود آنان را برای به کارگیری صحیح از احادیث تربیت می‌کردند. و شیوۀ استنباط را به آنان آموختند و نیز از آنان می‌خواستند که هر گونه سخنی را به عنوان حدیث نپذیرند و موازین خاصی را برای پذیرش حدیث معرفی کردند. از آن جمله اوصاف راوی را بر می‌شمردند و یا با گفتن جمله ای نظیر:

«ان کان لا یقبل ممن دونکم حتی یکون مثلکم لم یقبل منکم حتی تکونوا مثلنا»

شرایط سخت راوی را بیان می‌کردند و در برخی روایات امام (علیه السلام) فردی مانند زراره و محمد بن مسلم را برای مراجعه یاران خود معرفی می‌نمودند.

تبین قواعد کلی و نیز عرضۀ حدیث بر قرآن و سنت و …. از جمله نکاتی است که شرح آن در لابلای دروس آینده خواهد آمد.

۴- ژرف نگری در معارف علمى

وجود شاگردان مستعد و فقیه و آمادگی انان برای یادگیری و تحقیق در مسائل مختلف سبب شد که معارف شیعی از ژرفای خاصی برخوردار شود کهدر زمانهای پیشین موجود نبود سؤالات بسیاری از افراد از جایگاه فقیهی صاحب‌نظر و آشنا به قوائد و مبانی بود مباحثات و نکته گیریهای و یا در خواست بیان بواطن قرآن از سوی زراره‌‌بن‌اعین و …….ازاین گروه است.

در مواردی دیگر ائمه (علیه السلام) به پرسش از اصحاب خود پرداخته و پس از آماده ساختن او برای یادگیری دقیق و عمیق معارف را برای او بیان می کردند.

مثلاًامام‌صادق(علیه‌السلام)‌از‌هشام‌بن‌سالم‌مى‏خواهد‌که‌بعضى‌از‌اوصاف‌الهی‌رابیان‌کند.
هشام بن سالم مى‏گوید : دخلت على أبی عبد اللَّه (علیه‌السلام) فقال لی : أتنعت اللَّه ؟ فقلت : نعم ، قال : هات ، فقلت : هو السمیع البصیر ، قال : هذه صفه یشترک فیها المخلوقون . قلت : فکیف تنعته ؟ فقال : هو نور لاظلمه فیه،وحیاهلاموت‌فیه،‌وعلم‌لاجهل‌فیه،وحق‌لاباطل‌فیه.‌فخرجت‌من‌عنده‌وأنا‌أعلم‌الناس‌بالتوحید‌.
۵ ـ عرضه احادیث

محدث و فقیه بودن راوی موجب آن می‏گشت که احادیثی که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه پیشین نقل شده و رواج یافته بود بر ائمه (علیه السلام) عرضه شده و بموجب تأیید، تصحیح و یا ردّ آن احادیث شود؛ به طور مثال از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که:

«اختلاف امتی رحمه»

عبد المؤمن الانصاری می‏گوید :

«قلت لأبی عبد اللَّه علیه السلام : إن قوما رووا أن رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و اله قال : ” إن اختلاف اُمتی رحمه”؟ فقال: “صدقوا” ، قلت:”إن کان اختلافهم رحمه فإجتماعهم عذاب” ؟ قال: لیس حیث ذهبت و ذهبوا ، إنما أراد قول اللَّه عزوجل: ﴿فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلهم یحذرون﴾ فأمرهم أن ینفروا إلی رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و اله و یختلفوا إلیه فیتعلموا ثم یرجعوا إلی قومهم فیعلموهم ، إنما أراد إختلافهم من البلدان لا إختلافا فی دین اللَّه ، إنما الدین واحد”». [۷]

۶ ـ تأثیرگذاری بر دانشمندان عامه

کمبود متون حدیثی که به سبب منع از نگارش حدیث پدید آمد بیش از همه موجب سختی کار دانشمندان اهل سنت گشت. آنان اطلاع کامل و مطمئنی از اغلب سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) نداشتند و ناچار به قیاس و استحسان می‏گشتند. منبع فیاض معارف شیعی آنان را نیز بی نصیب نمی‏نهاد. از ابوحنیفه نقل شده است که

«لولا السنتان لهلک نعمان»

ابوحنیفه همچنین از علم محمّد بن مسلم، صحابه خاص امام باقر (علیه السلام) که در کوفه سکونت داشت بهره می‌برد.

راویان غیر شیعی که از قول امام صادق (علیه السلام) روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را کرده‏اند بسیارند. همچون اسماعیل بن ابی‌زیاد، مشهور به سکونی، که روایتش در جوامع شیعی نیز نقل شده و موثق تلقی می‏شود.

میراث حدیثی امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام)

تأمل در میراث حدیثی امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) نوعی همپوشی میان میراث حدیثی آن بزرگواران را به ارمغان می‏آورد و این میراث گرانبها تنها از رهآورد شباهت سالهای ۹۴ تا ۱۴۸ با همۀ فراز و نشیبهایش فراهم آمد. در این سالها مدرسۀ حدیثی شیعه شکل گرفت و از سویی تدوین حدیث به طور رسمی آغاز شد و امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) پاسخگوی پرسشهای دانشمندان شیعی و گروهی از اهل تسننّی بودند که زلالی آثار پیامبر را تنها از طریق اهل بیت می‏یافتند.

امام باقر (علیه السلام) نیز به صراحت بیان می‏کرد که احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بازگو می‏کند و از دگر سو شاگردان خود را به پرسش و کنجکاوی ترغیب می‏نمود و بر این نکتۀ محوری تأکید می‏کرد که احادیث ائمه تبیین معارف قرآنی است چرا که همان طور که در حدیث آمده است:

«إذا حدثتکم بشی‏ءٍ فسألونی من کتاب اللَّه»[۸]

بدین سان شرایط مساعد فرهنگی با کوشش‏های صادقین (علیهما السّلام) به بار نشست و میراث حدیثی گرانبهایی در ابواب مختلف تفسیر، فقه، عقاید، اخلاق و تاریخ را به مسلمین عرضه کرد که به اختصار چنین است:

۱ـ تفسیر قرآن

امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) افزون بر سفارش به خواندن و تدبر قرآن، و نفی تفسیر به رأی به تفسیر[۹] قرآن پرداختند و مفهوم و مصادیق آیات الهی را تبیین ساختند و در پاره‏ای موارد به تأویل آیات قرآنی نیز همّت گماردند.

۲ـ فقه

اهمیت حکم شرعی روزآمد بودن حقوق و وجود فقهای سنی که به قیاس و استنتاج آرای ناصواب می‏پرداختند زمینه‏ساز مراجعۀ محدثین شیعه و پرسش از مسائل فقهی شد.

مراجعات بسیار مردمان فقه شیعه را تنومند و مقتدر ساخت، به گونه‏ای که راویان فقیه همانند محمد بن مسلم مورد مراجعۀ بزرگان سنی همچون ابوحنیفه و شریک (قاضی کوفه) بودند.

در چنین محیط دانش‌پژوهی‌ای است که امام باقر (علیه السلام) به ابان می‏فرماید:

«إجلس فی مسجد المدینه و أفتِ الناس فأنی احب أن یری فی شیعتی مثلک» [۱۰]

می‏توان ادعا کرد بیشترین روایات برجای مانده از این دو امام در

علم فقه است که خود زاییدۀ عوامل متعددی چون اهمیت فقه، شاگردان فقیه و … می‏باشد.

۳ ـ کلام و عقاید

گسترش مناطق تحت نفوذ مسلمانان و آشنایی با فرهنگهای بیگانه از سویی و ترویج فرهنگ حاکم اموی از دگر سو شبهات بسیاری را پدید آورد که این دو امام به دفاع از معارف اسلامی و پاسخ به شبهات پرداختند.[۱۱] صفات باری، قضا و قدر، اراده الهی و موضوع امامت و تأکید بر منصوص بودن آن بخشی از احادیث اعتقادی صادقین (علیهما السّلام)[۱۲] می‏باشد.

  1. اصول فقه

بیان قواعد کلی و آموزش شیوۀ اجتهاد نیز در میان احادیث امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) جایگاهی ویژه دارد. امام صادق (علیه السلام) می‏فرماید:

إنّما علینا أن نلقی الیکم الاصول و علیکم أن تفرعوا[۱۳]

استصحاب، برائت، اصاله الحلّ، قاعده لا حرج و … که امروزه از درسهای مهم سطوح عالی حوزه‏های علمیه می‏باشد همگی از رهآورد احادیث این دو امام بزرگوار است.

  1. تاریخ و سیره

تاریخ و سیره چنانچه از منظر اهل بیت نگریسته شود رنگ و بوی شیعی خواهد داشت و قداست پیامبر و امامان را بیان می‏کند. باید توجه داشت که استمرار حکومت ظالم اموی و عباسی و بی‏دقتی در گزارشهای تاریخی احادیث جعلی بسیاری را به حوزۀ تاریخ و سیره وارد نموده است که امروزه دقت و تأمل در همۀ آنها را می‏طلبد. صادقین با توجه به شرایط مساعد پدید آمده تاریخ و سیرۀ پیامبر اکرم را برای علاقمندان بازگو می‏کردند و با توجه به حضور امام باقر (علیه السلام) در کربلا پاره‏ای از وقایع روز عاشورا نیز از سوی امام باقر (علیه السلام) به دست ما رسیده است.

  1. اخلاق و دعا

توصیه‏ها و سفارشهای اخلاقی در همۀ دورانها مشاهده می‏شود، امّا فرهنگ اجتماعی در احادیث صادقین (علیهما السّلام) بیشتر نمایان است. امام صادق (علیه السلام) در هنگام رواج صوفی‏گری در میان اهل سنت یاران خود را با سلاح اخلاق و دعا تجهیز نمود و آنان را مزین به اخلاق الهی فرمود.

مطالعه وصیت زیبای امام صادق (علیه السلام) به عبداللَّه بن جندب و تأمل در موارد اخلاق اجتماعی آن پیشنهاد می‏شود.[۱۴].

دعاهای امام صادق (علیه السلام) بیش از ادعیه امام سجاد (علیه السلام) می‏باشد و افزون بر آن بسیاری از ادعیۀ ائمه پیشین و از جمله صحیفه سجادیه نیز به واسطه امام صادق (علیه السلام) نقل شده و به دست ما رسیده است.

«الصحیفه الصادقیه» عنوان کتابی است که دعاهای امام صادق (علیه السلام) را در حدود یکهزار صفحه جمع‏آوری کرده است. آقای آل طعان تدوین کنندۀ این کتاب است و آقایان باقر شریف قرشی و سید محمد کاظم قزوینی نیز یک جلد از کتابهای موسوعه الامام الصادق (علیه السلام) خود را به ادعیۀ امام صادق (علیه السلام) اختصاص داده‏اند.

رساله اهلیلجه، توحید مفضّل، نامۀ امام به عبداللَّه بن نجاشی والی اهواز و رسالۀ معایش العباد را از مکتوبات حدیثی امام صادق (علیه السلام) برشمرده‏اند.

ر.ک: موسوعه الامام الصادق قزوینی و … قرشی.

اصول اربعمائه

اصول اربعمائه از مباحث مهم تاریخ حدیث چگونگی انتقال فرهنگ شفاهی به فرهنگ نوشتاری در شیعه می باشد. شیعیان از ابتدا منع تدوین حکومت را نادیده گرفتند و به سختی به نگارش مخفیانۀ احادیث همت گماردند. همین اهتمام سبب پیدایش مکتوباتی شد که از آن به اصل تعبیر می‌شود و با عنوان اصول اربعمائه جایگاهی خاص در میان احادیث شیعی دارد.

مقصود از اصل نوشته‏ای است که نویسنده سخن معصوم (علیه السلام) را شخصاً و یا به واسطۀ راوی آن را شنیده است و برای اولین بار به صورت نگاشته درآورد. دربارۀ تفاوت اصل با کتاب و رساله اقوال مختلفی وجود دارد که در کتابهای مفصل آمده است.[۱۵]

مشهور آن است که اصول، چهارصد نگاشته بوده‏اند؛

اگر چه آنچه اکنون در کتابهای فهرست نگاری نام برده شده است حدود ۱۲۰ نگاشته است.

شایان ذکر است مجموع نوشته‏های حدیثی در عصر ائمه (علیه السلام) را تا شش هزار و ششصد کتاب برآورد کرده‏اند.[۱۶]

اکثر اصول ترتیب موضوعی نداشته‏اند و به گونۀ درهم و نامرتب احادیث را در بر داشتند. همین موضوع باعث شد که پس از نگارش جوامع حدیثی بزرگ و موضوعی شیعه این اصول به فراموشی سپرده شده و در پی حوادث پدید آمده در قرن پنج فرهنگ و کتب شیعی نابود شدند.

مجموعه‏ای به نام الاصول السته عشر اکنون در دست است که ادعای بازماندگی اصول اربعمائه را دارد ولی این ادعا ثابت شده نیست ر.ک: مقدمۀ معجم بحار الانوار ص ۵۲ ـ ۴۶، مجلۀ علوم حدیث، شمارۀ۶، ص۱۸، ۲۳۱ و شمارۀ۱، ص۱۲۳ ـ ۶۹).

غلات و حدیث

یکی از حوادث مهم و قابل اعتنا در تاریخ شیعه پیدایش غلات و تأثیرگذاری آنها در دوره‏ای خاص و استفادۀ تبلیغاتی مخالفان از آن است.

پیدایش فرقه‌ای به نام غلات بر حدیث شیعه تاثیرات گوناگونی گذارد که بررسی آن در تاریخ حدیث شیعه ضروری است؛ زیرا در برابر آنان دو موضع‌گیری متفاوت مشاهده می‌شود: از یک سو امامان شیعه آنان را لعن کردند و از دگر سو مخالفان تشیع آنان را در شمار شیعیان قلمداد کرده و هر گونه تهمتی را به شیعیان روا می‌دارند و افکار این گروه را عقاید شیعی به حساب می‌آوردند.

مقصود از غالی کسی است که منزلتی ربوبی برای ائمه تصور می‌کند، ریشۀ غالیان به دوران امام علی (علیه السلام) باز می‌گردد، اما تاثیر‌گذاری آنان در حوزۀ فرهنگی شیعه مربوط به عرصۀ صادقین (علیهم السلام) است.

آنان با انتساب خود به جامعۀ شیعی و پنهان ماندن در بین شیعیان بافته‌های خود را حدیث نامیده و به معصومین منتسب می‌کردند و فرهنگ شیعی را مسموم می‌ساختند. آثار ورود غلات به حوزه حدیثی را می‌توان چنین برشمرد:

۱ـ برخورد ائمه

امامان با موضع‌گیری خود در برابر این گروه شیعیان را از هر گونه ارتباط با آنان برحذر داشتند و رهبران این فرقه را طرد و لعن کردند. افرادی مانند مغیره بن سعید، ابوالخطاب، بنان و … از جملۀ مطرودین بودند. آنان محرمات الهی را حلال شمرده و برای به دست آوردن مقام و مال از اسم معصومین (علیهم السلام) بهره برده و خود را نایب آنان می‌خواندند.

۲ـ پالایش حدیث

سخنان غلات بر امامان عرضه می‌شد و ائمه نیز به نقد آن سخنان پرداختند و بدین سان مجموعه‌ای از بافته‌های غلات که به عنوان حدیث شناخته می‌شد از حوزۀ حدیثی شیعه حذف گردید و تفکر شیعی پیراسته شد.

۳ـ معیار پذیرش حدیث

در پی ورود سخنان غلات به میراث حدیثی شیعی ائمه معیارهایی را برای تشخیص محتوای صحیح و ناصحیح احادیث ارائه کردند که اکنون نیز راه‌گشای ما در نقد محتوایی حدیث است. عدم مخالفت با قرآن و سنت از جمله معیارهای پذیرش احادیث است.

یونس بن عبدالرحمن شخصیت بی‏بدیل این عرصه است که توانست با جمع‏آوری احادیث کوفه و عرضۀ آن بر امام رضا (علیه السلام) به پالایش آنها بپردازد.

در پی این ماجرا ائمه معیارهایی را برای تشخیص محتوای صحیح و ناصحیح احادیث ارائه دادند که اکنون نیز راه‏گشای ما در نقد محتوایی حدیث است. عدم مخالفت با قرآن و سنت از جمله معیارهای پذیرش‏ احادیث است.

اگرچه پس از مدتی ریشۀ غلات و تفکرات آنان از فرهنگ شیعی برکنده شد ولی می‏بایست آمادگی برای مواجهۀ با متونی که از این تفکر نشأت گرفته‏اند همیشه وجود داشته باشد ر.ک: غالیان نعمت اللَّه صفری).

پس از صادقین (علیهما السلام)

از سال ۱۴۵ هجری تا سال ۲۶۰ هجری، آغاز غیبت صغری، دوران جدیدی برای حدیث آغاز می‏شود که با دوران امامت پنج امام شیعه معاصر است و با دورۀ پیشین تفاوتی آشکار دارد.

بررسی وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دوران به فهم لایه‏های تودرتوی تاریخ حدیث یاری می‏رساند:

۱ـ وضعیت سیاسی

سلطۀ تمام عیار بنی عباس بر جامعۀ اسلامی و خفقان و فشار شدید نسبت به امامان شیعه در این دوران می‏باشد و در این مدت ۱۱۵ ساله، شش امام معصوم به شهادت رسیدند. امام کاظم (علیه السلام) به شهادت رسید و امام هادی، امام عسکری و امام مهدی (عجل الله فرجه): در منطقۀ نظامی زیر نظر حکومت در تبعید به سر بردند.

۲ـ وضعیت اجتماعی

افزایش تعداد شیعیان و پراکندگی جغرافیایی مناطق شیعی از کوفه گذشته و به قم، طبرستان، خراسان، بغداد مصر و یمن گسترش یافته بود. هم زمان با رفاه عمومی که در این زمان ایجاد شده بود وضعیت مالی شیعیان بهبود یافته و وجوهات مالی، همچون خمس و سایر نفقات، به سوی امامان واریز شد که سبب پیداش تشکیلات منسجم وکالت گردید.

۳ـ وضعیت فرهنگی

فرهنگ شیعی در زمان صادقین (علیهما السّلام) انسجام یافته و در این دوران نگارشهای حدیثی که با اصول اربعمائه آغاز شد به کتابهای موضوعی و سپس جوامع حدیثی تبدیل شد. با توصیۀ امامان فرهنگ مراجعۀ به عالمان و دانشمندان جایگزین مراجعه مستقیم به امام (علیه السلام) شد. افزایش مکتوبات حدیثی ائمه، پدید آمدن کتابهای مسائل، احتجاجات و مباحثات کلامی ائمه و اصحاب ایشان و نیز پیدایش علوم حدیثی مانند درایه، رجال و گسترش عرضه حدیثی همگی از مؤلفه‏های فرهنگی این دوران به شمار می‏آید.

شیوه‏های نشر حدیث

با توجه به فشارها و تضییقات به وجود آمده و از سویی افزونی گسترۀ حدیث شیوه‏های نشر حدیث تغییر یافت و روشهای جدید آموزشی را می‏طلبید. این شیوه‏ها عبارت‌اند از:

الف) وکالت

عدم دسترسی به امامان، دوری مسافت شیعیان و دشواری ارتباط مستقیم با امام سبب گردید امامان با مشابه‏سازی شرایط غیبت، فرهنگ مراجعه به عالم را جایگزین مراجعه به امام نمایند و در هر منطقه‏ای شخصی از طرف امام پاسخگویی به سؤالات و نیز حلّ و فصل خصومات را برعهده گرفت. اینان پرسش‏های مردم را به امام می‏رساندند و پاسخهای امام را به مردم منتقل می‏کردند.[۱۷]

کتاب سازمان وکالت، نوشتۀ حجه الاسلام محمدرضا خیاری، ص۴

ب) مکاتبات

نوشتن و پاسخ خواست از امام از دوران امام صادق (علیه السلام) شروع و در زمان امام کاظم (علیه السلام) و ائمه متأخر گسترش یافت و نیز نامه‏های مستقیم امامان به برخی اصحاب مانند علی بن یقطین، حسین بن مختار در همین دوران انجام می‌گیرد.[۱۸]

ج) مسائل

پرسش از نادانسته‏های فقهی و غیر فقهی از زمان رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله) در بین مسلمانان رواج داشت،امّا از دوران امام باقر و امام صادق سؤال‏های تخصصی و مبناساز جایگزین پرسشهای خصوصی و تخصی شد و افرادی مانند زکریا بن آدم، محمد بن سلیمان زراری، هارون بن مسلم، یعقوب بن یزید، یعقوب بن اسحاق و … کتابی به نام مسائل داشته‏اند.

مشهورترین کتاب با این نگارش از آنِ علی بن جعفر برادر کوچک‏تر امام کاظم (علیه السلام) است که امروزه به نام مسائل علی بن جعفر شهرت دارد.

این کتاب مجموعۀ پرسشهای او از امام کاظم (علیه السلام) در موضوعات مختلف فقهی است که به دو گونۀ مبوّب و غیر مبوّب، که ظاهراً نسخۀ اصلی است، گزارش شده است.

د) احتجاجات

احتجاجات و مناظرات ائمه متأخر نیز شیوه‏ای در نشر حدیث می‏باشد. این شیوه در دوران امام رضا (علیه السلام) و مأمون و نیز هنگام ایجاد شبهات پیرامون پذیرش امام در سن کودکی در دوران امام جواد و امام هادی (علیهما السّلام) در جامعه رواج یافت؛ هرچند ائمۀ پیشین نیز از چنین شیوه‏ای بهره برده‏اند. طبرسی در کتاب الاحتجاج به جمع‏آوری چنین مناظراتی همّت نموده است.

 میراث حدیثی امام کاظم (علیه السلام)

مدرسه حدیثی امام صادق (علیه السلام) که بنا بر گزارشی تنها در مسجد کوفه نهصد نفر حلقۀ درس خود را با قال الصادق (علیه السلام) زینت می‏دادند، موجب رونق حوزۀ حدیث و معارف اسلامی در دوران امام کاظم (علیه السلام) گشت و از همین رو با آنکه امام کاظم (علیه السلام) بیشتر عمر خود را در دوران سخت منصور و هارون گذرانیدند، ولی به سبب وجود برخی عوامل بیش از دو هزار حدیث از ایشان گزارش شده است و چون نقل روایت به گونه شفاف از امام (علیه السلام) پیامدهای ناگواری داشت معمولاً با کنایه از امام موسی بن جعفر یاد شده است. ابوالحسن نام مشهور امام کاظم (علیه السلام) در صدر روایات است. علاوه بر آن از العالم، ابوابراهیم، العبد الصالح و … نیز یاد شده است.

هرچند بیشتر روایات امام کاظم (علیه السلام) در موضوع است، فقه می‏باشد امّا پاره‏ای از عناوین در روایات امام کاظم (علیه السلام) جلوۀ بیشتری دارند که به اجمال اشاره می‏کنیم:

۱ـ عقل

سخن بلند و دراز دامن امام کاظم (علیه السلام) به هشام بن حکم دربارۀ عدل و استدلال عقلی در کتاب کافی و تحف العقول گزارش شده است.[۱۹] این متن زیبا افزون بر بیان جایگاه عقل در نظام معرفتی انسان روش‏شناسی استدلال به قرآن و روایات معصومین نیز را در برداشت. نزدیک به ۴۰ آیه در متن مورد استفاده قرار گرفته است.

۲٫ـ عقائد

رواج بحثهای کلامی دربارۀ خداوند و صفات او، انبیا امامت و … موجب صدور روایاتی در این مباحث از امام کاظم (علیه السلام) شده است.

۳ـ فقه

نزدیک به شصت درصد از متون حدیثی گزارش شده از امام موسی کاظم (علیه السلام) مربوط به ابواب فقهی است و این نکته نشان دهندۀ رواج سؤالات فقهی، دقت اصحاب و به ویژه موضوعات فقه است.

۴ – مواعظ

روایات اخلاقی و موعظه‏های گزارش شده از امام (علیه السلام) چندان گسترده نیست، به گونه‏ای که می‏توان آن را کمتر از ده درصد کل روایات حضرت برآورد کرد.

پیشنهاد کتاب ارزشمند مسند الامام الکاظم تألیف شیخ عزیز اللَّه عطاردی مطالعه گردد.

حدیث و امام رضا (علیه السلام)

روزگار امام رضا (علیه السلام) از پرحادثه‏ترین دورانهای امامت شیعه به شمار می آید. آغاز امامت ایشان، سال ۱۸۳ هجری، با وزارت برمکیان، دشمنان عنادپیشۀ شیعیان، هم زمان بود. با نابودی برمکیان در سال ۱۸۸ هجری زمینۀ مناسبی برای فعالیتهای امام رضا (علیه السلام) فراهم آمد. آنچه در تاریخ حدیث شیعه مهم است بررسی پیامدهای حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان در اواخر سال دویست هجری است.

 آثار حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان:

۱ـ نشر میراث حدیثی شیعه

خراسان بخارا ـ شامل، سمرقند، افغانستان و خراسان کنونی ـ یکی از پایگاه‏های بزرگ و مهم حدیثی اهل سنت بود. با ورود امام رضا (علیه السلام) به این منطقه احادیث شیعه منتشر شد و آنانی که به انگیزه شنیدن حدیث به کوفه و مدینه سفر می‏کردند به سوی خراسان رهسپار شدند و سخنان امام را می‏شنیدند و شاید بتوان گفت پیامد افزون شدن حضور روایات امام رضا (علیه السلام) در جوامع اهل سنت مشخص است، به گونه‏ای که احادیث امام رضا (علیه السلام) بیش از احادیث صادقین (علیهما السّلام) در میان جوامع سنی یافت می‏شود و برخی مانند احمد بن حنبل سند صحیفۀ امام رضا (علیه السلام) را بهترین سند می‏خوانند.

۲ـ همگانی شدن احادیث اعتقادی

با حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان و فرصت مناظراتی که مأمون، خلیفۀ زیرک و دانشمند عباسی، فراروی امام قرار داد سبب شد تا احادیث مختلف اعتقادی و به ویژه مباحث امامت عمومی شود به گونه‏ای که می‏توان ادعا کرد پس از امام رضا (علیه السلام) منصوص بودن امامت کاملاً پذیرفتنی است و امامتِ صغار به راحتی از سوی شیعیان پذیرفته می‏شود و انشعابی در شیعه رخ نمی‏دهد.

۳ – تبدیل ایران به پایگاه شیعیان

حضور و شهادت امام رضا (علیه السلام) در خراسان، سفرهای متعدّد امام‏زادگان به ایران را به ارمغان آورد. گسیل این امام‏زادگان که در میان آنان دانشمندان و راویان حدیث نیز دیده می‏شد. پایگاهی برای شیعیان فراهم آورد و برخی از شهرهای ایران مانند قم به یکباره رنگ و بوی شیعی یافت.

میراث حدیثی امام رضاعلیه السلام

جناب آقای شیخ عزیز اللَّه عطاردی در کتاب ارزشمند مسند الامام الرضاعلیه السلام در هزار حدیث از امام هشتم را در موضوعات مختلف جمع‏آوری کرده است که به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:

۱ـ احادیث اعتقادی

روایات توحیدی به ویژه در صفات باری و عدم رؤیت و نیز احادیث امامت در این گروه قرار دارد. احادیث امامت که در حدود پانصد حدیث این مجموعه را در بر می‏گیرد بیش از روایاتی است که از امام صادق (علیه السلام) در این موضوع به دست ما رسیده است.[۲۰]

۲ـ احادیث فقهی

در حدود یک هزار و صد حدیث فقهی از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که البته با توجه به درصد بالای شاگردان نخبۀ حضرت مانند ابن ابی‌عمیر، بزنطی و … این احادیث از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است.

۳ـ احادیث تفسیری

پرسشهای اهل سنت از امام رضا (علیه السلام) و پاسخهای حضرت که به آیات قرآن استناد می‏کردند باعث فراهم آمدن احادیثی در تفسیر و تبیین مصادیق آیات الهی شد. این مجموعه اکنون حدود ده درصد احادیث امام رضا (علیه السلام) را تشکیل می‏دهد. برخی متون ارزشمند حدیثی از امام (علیه السلام) نقل شده که بیانگر جامع‏نگاری در احادیث امام رضاعلیه السلام است. حضرت در این احادیث موضوعات مختلف را در کنار هم بیان می‏فرمایند (ر.ک: تحف العقول و علل الشرایع).

۴ـ مکتوبات

سه نوشته را به امام رضا (علیه السلام) نسبت می‏دهند: صحیفه الامام الرضاعلیه السلام، فقه الرضا و طب الرضا. از این سه صحیفه از اعتبار ویژه‏ای برخوردار است و در میان قدما کتابی مشهور بوده است، چندان که فضل‌اللَّه راوندی شرحی بر آن نگاشته است و نسخه‏های قدیمی آن نیز یافت می‏شود، امّا در مورد دیگری محلّ تأمل است فقه الرضا برخلاف صحیفه قبل از مرحوم علامه مجلسی (م ۱۱۱۱ هجری) سابقه‏ای نداشته است و برخی از متون طب الرضا یا رساله ذهبیه سازگاری چندانی با مقام امامت ندارد.

حدیث در دوران ائمه متأخر

در دوران ائمه متأخر پس از عصر صادقین (علیهما السّلام) حدیث و معارف شیعی شاکلۀ اصلی خود را یافت و اصحاب عالم و دانشمند امام کاظم و امام رضا (علیهما السلام) به تدوین و ترتیب آن پرداختند. مجالس حدیثی رواج داشت و مدارس حدیثی شکل می‏گرفت. حسن بن علی وشاء می‏گوید:

«نهصد استاد حدیث در مسجد کوفه یافتم که قال الصادق می‏گفتند».

مسائل عقیدتی به خصوص امامت و شرائط امام (علیه السلام) نیز در دوران امام رضا (علیه السلام) تبیین و شفاف گشت.

امامت امام جواد (علیه السلام)هفت ساله و امام هادی (علیه السلام) ۸ ساله برای علما و تودۀ شیعه پذیرفته شد. بود و بدین جهت انشعاب و یا تفرقه در بین شیعیان پدید نیامد.

امام جواد، امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) تحت نظر حکومت و در واقع در حصر بودند، ولی جامعۀ شیعی به راه خود ادامه می‏داد.

رواج یافتن فرهنگ مراجعه به عالمان و خبرگان دین که از زمان امام صادق (علیه السلام) آغاز شده بود جامعۀ شیعی را برای ورود به عصر غیبت آماده می‏ساخت. همین عوامل سبب شد که احادیث نقل شده از این سه امام بزرگوار از حجم محدود و معدودی برخوردار باشد. احادیثی که از هر یک از این امامان گزارش شده است حدود چهارصد حدیث و در مجموع هزار و دویست حدیث است.

نسبت بالای احادیث مکتوب در مقایسه با روایات ائمه پیشین کاملاً مشهود است به گونه‏ای که حدود سی تا چهل درصد روایات منقول از ایشان به صورت مکتوب بوده است که اصحاب شاخص و عالمان از ایشان پرسیده و جواب گرفته‏اند.

سازمان وکالت در این دوران شکل گرفته و منطقه و محدودۀ هر وکیل نیز مشخص گشته بود؛ زیرا با گسترش مساحت مکانهای شیعی به تشکیلاتی که بتواند به گونۀ دقیق و منظم کل شیعیان را تحت پوشش قرار دهد و تعارضی نیز بین آنان پدید نیاید نیاز بود.

روایات فقهی امام جواد (علیه السلام) حدود سی درصد کل روایات ایشان است. ولی سؤالات فقهی از امامان بعدی کمتر است

تبیین عقاید صحیح شیعی و مبارزه با تفکر غالیانه نیز در این دوران مشهود است. دعا و زیارت به خصوص زیارت جامعه در این راستاست.

در این دوران جامع‏نگاری حدیث شیعی از سوی یونس بن عبدالرحمن و ابن ابی‌عمیر آغاز شد و با سلیقۀ خاص حسین بن سعید شکل نهایی خود را پیدا کرد. او با نگارش سی کتاب که با نام ثلاثین شناخته می‏شود گونۀ نگارش فقهی را سامان داد. این شیوه پس از ایشان نیز ادامه پیدا کرده و شیوع یافت.

حضرت عبدالعظیم حسنی، علی بن مهزیار، ابو‌هاشم جعفری، ابراهیم بن هاشم و … بعضی از راویان حدیث از این امامان هستند.

تاریخ حدیث شیعه در زمان غیبت

غیبت امام عصر (علیه السلام) و ارتباط با امام زمان از طریق وکلا و به گونۀ محدود، شیوۀ مکاتبه و نگارش توقیع، رجوع به عالمان دین به جای رجوع مستقیم به امامان از پیآمدها و آثار رواج فرهنگ خاص تلقی معارف شیعی در زمان امامان سه‏گانه بود.

مدرسه حدیثی کوفه در این دوران کم‏کم از رونق افتاد و مدرسۀ حدیثی قم سر برآورد.

هجرت علمایی مثل ابراهیم بن هاشم و برقی و … از کوفه به قم موجب انتقال معارف حدیثی موجود در کوفه به قم گشت و با قوانین و شاخصه‏های حاکم بر مدرسه کوفه هماهنگ شد. مدرسۀ حدیثی قم از سال‏های دویست تا سال چهارصد هجری پررونق بود. حدود سال سیصد هجری این مدرسه در اوج دوران علمی خویش بود که نتیجۀ آن نگارش کتابهایی همچون المحاسن، الکافی و من لا یحضره الفقیه بود.

مدرسۀ حدیثی بغداد نیز در این دوران رشد و نمو خود را آغاز کرده است. شیعیان که گرد مرقد امام کاظم و امام جواد (علیهما السّلام) سکنی گزیده بودند تشکیلات خاصی یافتند. حضور نواب چهارگانۀ امام زمان (علیه السلام) در بغداد نیز به گسترش و تقویت این جامعه کمک شایانی کرد.

لازم به ذکر است که مدرسۀ بغداد تنها پس از ظهور شیخ مفید، نابغۀ بزرگ شیعی که حق عظیمی بر گردن تمامی شیعیان دارد، قوام یافت و شاخصه‏های جدی یک مدرسۀ حدیثی منطقی منظم و تأثیرگذار را پیدا کرد

اوضاع اجتماعی و فرهنگی جهان اسلام در قرن چهار و پنج

خلافت عباسی در قرن چهارم هجری اقتدار اولیۀ خود را از دست داد. شورشهای محلی در تمامی مناطق تحت نفوذ حکومت آغاز شد و فرمانروایان محلی از سیطرۀ خلافت بیرون آمدند، به‌گونه‏ای که از خلافت تنها نامی باقی مانده بود و سلطۀ خلیفه به نواحی بغداد محدود شده بود. سامانیان در خراسان، فاطمیان در مصر و حوالی آن و حمدانیان در موصل قدرت یافته بودند.

آل بویه در ایران قدرت را در دست داشتند و مناطقی از نقاط مرکزی و جنوبی را تحت سیطرۀ خود گرفته بودند. این سلطه کم‌کم به عراق نیز گسترش یافت و بغداد (مرکز خلافت عباسی) را هم تحت نفوذ خود قرار داد. از سال ۳۳۴ تا سال ۳۴۴ که پایان قدرت آل بویه در بغداد بود خلیفۀ عباسی بازیچۀ بی‏ارادۀ آل بویه بود. آنان هر خلیفه را که اراده می کردند برسر کار می‏آوردند و چون او را نمی‏پسندیدند از خلافت عزل نموده و حتی گاهی اوقات او را کور کرده یا به زندان می‏انداختند، حتی حقوق خلیفه را نیز به مقدار کمی تعیین کرده و بدو می‏پرداختند.

آل بویه شیعه بوده و آداب و فرهنگ شیعی را گسترش ‏دادند. در زمان معزالدوله و در سال ۳۵۲ هجری، عزاداری عاشورا به طور رسمی تأیید شد و تعطیلی عمومی اعلام گشت. شهر سیاهپوش شد و دسته‏های عزاداری به راه افتاد. در همین سال عید غدیر گرامی داشته شد و جشن عمومی برگزار گردید.

این فضای جدید فرهنگی، شیعیان را به کوشش و تلاش افزون واداشت. وزیران دانشمند آل بویه همچون شاپور بن اردشیر (در بغداد) و صاحب بن عباد (در ری) زمینۀ گسترش فرهنگی و به خصوص فرهنگ شیعی را پدید آوردند. این امر بارها به تجربه رسیده است که اگر آزادی عمل دانشمندان شیعی از آنان سلب نشود موفقیت آنان در گسترش فرهنگ اسلامی حتمی است.

در این سالها فرهنگ اسلامی در همۀ زمینه‏ها به اوج خود رسید. شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، سید رضی، بوعلی سینا، خوارزمی، صاحب بن عباد و … در این روزگار می‏زیستند.

کتابخانه‏های بسیار بزرگ بغداد، ری و… زمینه‏ساز گسترش فرهنگی بود. کتابخانۀ بزرگ شاپور بن اردشیر (وزیر دانشمند آل بویه) دارای هشتاد هزار جلد کتاب بود که بسیاری از آنها به خط مؤلف و یا کاتبان مشهور بود. تعداد کتابهای کتابخانۀ سید مرتضی را نیز هشتاد هزار جلد برشمرده‏اند (کتابخانه‏هایی با این عظمت، اینک نیز بسیار اندک است).

از بزرگ‏ترین تفضلات الهی بر جامعۀ شیعی ظهور نابغۀ بزرگ جهان تشیع مرحوم شیخ مفید (م ۴۱۳ هجری) در بغداد است. شیخ مفید با قدرت علمی و مباحثات کلامی با تمامی مذاهب و فرق توانست جامعۀ شیعی را از شکل یک گروه مطرود به صورت یک مذهب غالب درآورد.

او تفوق علمی خود را بر تمامی علمای دار الخلافه اثبات کرد. احترام امیران آل بویه نسبت به او نفوذ کلام خاصی به ایشان داده بود. تلاش شیخ مفید در پایه‏ریزی دقیق مکتب فکری شیعی در میان عالمان شیعی بی‌بدیل است.

حوزۀ علمی شیعی در زمان او در تمامی زمینه‏ها رشد کرد و ثمراتی به بار آورد که همگی ما را ریزه‌خوار خود کرده است.

در تشییع جنازۀ شیخ مفید (استاد سید رضی) حدود هشتاد هزار نفر شرکت کردند.این رقم در آن زمان بی‏سابقه بود.

این دوره که بیش از یک قرن ادامه یافت (از سال ۳۳۴ تا ۳۴۴علیه السلام هجری) را باید دوران رشد، شکوفایی و بالندگی فرهنگ شیعی دانست. در این زمان من لا یحضره الفقیه، تهذیب، استبصار، نهج‏البلاغه، ارشاد و … بسیاری کتب دیگر نوشته شد.

در همین دوران شیخ طوسی فقه جدید و تفریعی شیعه را بنیان نهاد و فقهی عمیق و کارساز و مطابق با مقتضیات زمان ارائه کرد.

او همچنین با تألیف دو کتاب تهذیب و استبصار توانست به رفع اختلافات ظاهری متون حدیثی ـ فقهی کمک شایانی کند.

در این مدت با نوشته شدن رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی مصنفات شیعه و راویان بزرگ شیعی به عالم اسلام شناسانده شد. در طی همین مدت ابن‏ندیم با نوشتن کتاب مشهور خود الفهرست تألیفات شیعیان و اهل ‏سنت را در منظر مسلمانان قرار داد و در همین زمان ابوعلی سینا فلسفه و طب اسلامی را به جایگاه والای خود رسانید.

متأسفانه این دوران زیبا و با شکوه مدت زیادی دوام نیافت. اختلافاتی که در بین حکمرانان پایانی آل‏بویه رخ داد باعث تضعیف آنان شد و مناطق تحت نفوذ آنان کم‏کم به سلطۀ فرمانروایان محلی جدید و به خصوص امرای سلجوقی درآمد و بالاخره در سال هجری، سلجوقیان بر بغداد چیره شدند و خلیفۀ عباسی نیز به تأیید آنان برخاست. پس از برافتادن آل ‏بویه شیعیان در مضیقۀ شدید قرار گرفتند و در آتش‏سوزی سال ۴۴۸ هجری، تمامی محلۀ شیعه‏نشین کرخ از جمله خانه و کتابخانۀ شیخ طوسی و کتابخانۀ عظیم شاپور بن اردشیر در آتش سوخت.

 حدیث در قرن ده تا دوازده

حدیث در قرن ده تا دوازده در تاریخ اسلامی ایران و شیعه جایگاه ویژه‏ای دارد. از منظر بررسی رواج معارف شیعی، چهار دوران تاریخی دارای اهمیت خاص هستند:

۱ ـ عصر صادقین (علیهما السلام)

۲ ـ قرن چهار و نیمۀ قرن پنج

۳ ـ قرن یازده و دوازده (دوران صفویه)

۴ ـ دوران انقلاب اسلامی ایران

قصد آن نداریم که دراین مبحث به بررسی تاریخی و سیاسی حکومت صفویان بپردازیم. صفویه هرچه بودند و هرچه کردند در جایی دیگر باید مورد نقد و تحلیل قرار گیرند. آن‌چه مقصود ماست آن است که در دوران صفویه زمینۀ مساعدی برای رواج فرهنگ شیعی پدید آمد و عالمان بسیاری از این فرصت استفاده کردند و اقدامات مهم و زیربنایی انجام دادند.

تشکیل یک دولت مقتدر شیعی موجب آن شد که علماء فعالیت خود را شدت بخشند، مدارس علمی و تعلیم و تعلم رونق یابد و فرهنگ عمومی مردمان رشد کند.

این عصر با نام عالمان مشهوری چون محقق کرکی، شیخ بهایی، ملاصدرا، ملامحسن فیض کاشانی، شیخ حر عاملی، میرداماد، مجلسی اول و علامه مجلسی زینت یافته است. علاوه بر این افراد صدها عالم دینی دیگر نیز وجود دارند که در علوم فقه، حدیث و فلسفه تألیفاتی از خود به یادگار گذارده‏اند که تا زمان حاضر نیز مورد استفاده علماست.

در این دوران، حدیث و معارف حدیثی نیز جایگاه خاصی داشته و اقدامات مهمی در زمینۀ علوم حدیث برداشته شده است.

مهم‌ترین این کوششها را در شش بخش بررسی می‏کنیم:

۱ ـ تکثیر نسخ

۲ ـ جامع نگاری

۳ ـ شرح نویسی و فقه الحدیث

۴ ـ تفسیر مأثور

۵ ـ ترجمه

۶ ـ علوم حدیثی

 ۱ ـ تکثیر نسخه‏ها:

می‏دانیم که شیعیان از ابتدا تحت سلطۀ مخالفان ظالم خود قرار داشتند. به گونه‏ای که معمولاً امکان فعالیت آزاد در ترویج معارف شیعی را نمی‏یافتند.

این وضعیت سبب گشته بود که نوشته‏های حدیثی و معارف شیعی، رواج عام نیابند. تقیه و سختگیری بر شیعیان موجب اختفای نسخه‏های خطی حدیث و عدم دست یابی بدانان می‏گشت. چه بسیار نسخه‏ها که در هجوم متعصبان مخالف شیعی به آتش کشیده شد (که به بعضی از آنها در بررسی زندگی شیخ طوسی اشاره شد) و چه بسیار نسخه‏های دیگری که از ترس هجوم مأموران در پستوهای نمور خانه‏ها ضایع گشت و از انتقال به نسل بعد بازماند.

آنگاه که در دوران صفویان دانشمندان شیعی امکان ازدیاد نسخه‏های مصنفات قدماء را یافتند به این کار همت گماشتند و نسخه‏های بسیاری را احیاء کردند. اگر به فهرست نسخه‏های خطی کتب حدیثی مراجعه کنیم متوجه تفاوت آشکار این دو قرن با قرون پیشین خواهیم گشت. در این سالها کتابهای شیعی که در گوشه و کنار یافت می‏شدند تکثیر گشته و در کتابخانه‏های مختلف نگهداری می‏شدند.

علامۀ مجلسی و پدر بزرگوارشان نقش اصلی و اساسی در این کار داشتند. مجلسی اول در این باره می‏نویسد:

«در این شهر، اصفهان، دو یا سه کس کتب حدیث داشتند و آن نیز در کتابخانه بود که کسی ندیده بود و الحال (۱۰۶۶ قمری) قریب به چهل سال است که سعی نمودم و به مرتبه‏ای رسیده است که در بسیاری کتابخانه‏ها، جمیع کتب مکرر هست… و الحمدللَّه رب العالمین که اکثر فضلای عصر، اوقات شریف ایشان صرف حدیث می‏شود.»

موقوفات خاصی در اختیار مرحوم مجلسی بود که صرف تکثیر کتابهای حدیثی می‏گشت.[۲۱]

بسیاری از مصادر کتاب بزرگ بحار الأنوار، فراهم آمده از این فعالیت سخت و نفس گیراست. همچنین مجلسی اول در زمان خود کتاب زیبای صحیفه سجادیه را احیا کرد و نسخه‏های متعدد آن را در تمامی ایران منتشر ساخت.

اهمیت کار علامه مجلسی و دیگران در آن بود که به ضبط و تکثیر نسخه‏های صحیح اهمیت می‏دادند نسخه هایی که به عنوان مصدر بحار الأنوار مورد استفاده قرار گرفته‏اند از بهترین نسخ کتابهای قدیمی بشمار می روند.

۲ـ جامع نگاری

در این دوران قدمهای اساسی در خصوص کتابهای جامع حدیثی برداشته شد.

می‏دانیم که جوامع متأخر شیعی (یعنی کتابهای وافی، وسائل الشیعه و بحار الأنوار) در این زمان نوشته شده است. تا قبل از آن در مباحث فقهی معمولاً به کتب اربعه مراجعه می‏شد و در مباحث غیر فقهی نیز کتاب جامعی در دسترس نبود.

مرحوم فیض کاشانی کتب اربعه شیعه را با هم ترکیب کرد و کتاب زیبای وافی را سامان داد که بیشتر رنگ و بوی فقهی داشت (بیش از نود درصد احادیث این کتب فقهی هستند).

مرحوم شیخ حر عاملی با اضافه کردن احادیث فقهی بیش از هشتاد کتاب حدیثی دیگر، کتاب ماندگار وسائل الشیعه را تدوین کرد که از آن زمان تاکنون دست مایۀ فقیهان است.

مرحوم علامه مجلسی نیز با تألیف کتاب بحار الأنوار، کاری کارستان کرد و برای اولین بار بزرگترین جامع احادیث غیر فقهی شیعه و مباحث تاریخی را تألیف نمود.

پس از علامه مجلسی نیز مرحوم بحرانی کتاب عوالم العلوم را گسترده‏تر از بحار الأنوار نوشت. علاوه بر این کتب تألیفات حدیثی بسیار دیگری نیز انجام شده است.

۳ ـ شرح نویسی و فقه الحدیث:

از مهم‌ترین فعالیتهای علما در این دوره شرح نویسی بر احادیث است. متأسفانه باید گفت که تا قبل از این دوران احادیث غیر فقهی مورد بررسی و تحلیل و شرح قرار نگرفته بود. حتّی کتابهای مهم حدیثی ما همانند کتاب کافی نیز شروح چندانی نداشت. مرحوم میرداماد در مقدمۀ کتاب الرواشح السماویه ضمن مدح کلینی و کتاب کافی می‏نویسد:

در طول ۷۰۰ سالی که از تألیف کتاب کافی گذشته است کسی از علماء به شرح احادیث و حل مشکلات آن نپرداخته است. رواج فرهنگ علمی در آن روزگار موجب آن گشت که علماء به شرح احادیث پرداخته و کتابهایی در این زمینه تألیف نمایند.[۲۲]

مجلسی اول (ره) دو شرح به زبان عربی و فارسی بر کتاب من لایحضره الفقیه نوشت. شرح عربی این کتاب به نام روضه المتقین است.

فیض کاشانی نیز در کتاب وافی به شرح احادیث پرداخته است. ملاصدرا فیلسوف و فهیم بزرگ این دوران کتابی در شرح اصول کافی دارد. ملاصالح مازندرانی، داماد مجلسی اول، نیز شرح مشهوری بر اصول کافی دارد.

در قرن یازدهم حدود سی شرح بر قسمتهایی از کتاب کافی تألیف شد.[۲۳]

علامه مجلسی مرآه العقول را در شرح کتاب کافی و همچنین کتاب ملاذ الاخیار را در شرح تهذیب الأحکام نوشته است. بحار الأنوار را می‏توان جامع‏ترین و مفصل‌ترین کتاب شرح احادیث نیز دانست. صحیفۀ سجادیه در این دوران شروح متعددی پیدا کرد که شرح سید علیخان مدنی شیرازی با نام ریاض السالکین (در هفت مجلد) از آن جمله است.

۴ـ تفسیر مأثور

قرن یازده هجری دوران بارز تجلی تفسیر مأثور (تفسیر منقول و روایی) است. در این زمان رواج تفکر تفسیر قرآن با روایات موجب نگارشهای جدیدی در این زمینه شد. مجلسی اول معتقد بود آنچه از مشکلات قرآن شمرده می شود محتاج به تفسیر است و دانستن آن منحصر است در علم حدیث.[۲۴]

در این دوران چهار تفسیر روایی مشهور و ماندگار نوشته شد که عبارتند از:

۱ ـ تفسیر صافی تألیف فیض کاشانی (م ۱۰۹۱ ق)که خلاصۀ آن با نام أصفی نبر موجود است.

۲ ـ تفسیر برهان تألیف سید هاشم بحرانی (م) که بیشترین روایات تفسیری را در بر دارد (اگرچه در بین آنها روایات ضعیف فراوانی نیز وجود دارد.)

۳ ـ تفسیر نور الثقلین تألیف عبد علی بن جمعه العروسی (م ۱۱۱۲هـ) که از بهترین کتابهای تفسیر مأثور است و علامه طباطبایی نیز آن را ستوده است.[۲۵]

۴ ـ تفسیر کنز الدقائق تألیف میرزا محمّد مشهدی (م ۱۱۲۵هـ) که دو سوم انتهایی این کتاب و تفسیر نور الثقلین مشترک هستند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. در مبحث تفاسیر روایی بیشتر راجع به این کتابها سخن خواهیم گفت.

۵ ـ ترجمه

نهضت ترجمه از مهم‌ترین حوادث قرن یازدهم به شمار می رود. قبل از این دوران معارف الهی و احادیث ائمه (علیه السلام) منحصراً در اختیار طلاب و دانشمندان دینی بود. متون علمی به زبان عربی نوشته می‏شد و تودۀ مردم تنها از طریق جلسات سخنرانی ـ که به طور طبیعی چندان پربار نبود، مطالبی اینک به آنها رسیده بود.

فارسی‌نویسی و نشر معارف اسلامی با زبان مردم موجب آشنایی آنان با این منبع علوم گشت. نوشته‏های فارسی ملامحسن فیض کاشانی، شیخ بهایی، مجلسی اول و علامه مجلسی سرآمد این کتابها هستند. جامع عباسی نگارش مشهور شیخ بهایی به زبان فارسی و مشابه رساله توضیح المسائل است. مجلسی اول کتاب لوامع صاحبقرانی را در شرح کتاب من لایحضره الفقیه به زبان فارسی نوشت. بیش از نیمی از کتابهای علامه مجلسی نیز به زبان فارسی است که بسیاری از آنان ترجمه احادیث است.

از این گروه می‏توان به ترجمۀ عهدنامۀ مالک اشتر، ترجمۀ توحید مفضل، ترجمه زیارت جامعه،  دعای کمیل، دعای مباهله، دعای سمات، شرح دعای جوشن کبیر و … اشاره کرد.

این کتابها در زمان حیات مرحوم مجلسی شیوع گسترده‏ای یافت، به گونه‏ای که شاگرد او، میرمحمّد صالح خاتون آبادی، در توصیفی همراه با اغراق گفته است:

«کمتر خانه‏ای در شهرهای شیعه‌نشین وجود دارد که نگاشته‏ای از آثار فارسی مجلسی در آن نباشدز[۲۶]

۶ـ علوم حدیثی

علوم پیرامونی حدیث همچون رجال و درایه نیز در این دوران رواج یافتند و کتابهای گوناگونی در موضوعات مختلف این علم نوشته شد.

میرداماد (ره) حاشیه بر رجال کشی و همچنین الرواشح السماویه که جزء اول آن به علوم حدیثی مرتبط است، را نوشت.

شیخ بهایی کوچک‌ترین و زیباترین رساله در علم مصطلح الحدیث را نام الوجیزه سامان داد و کتاب مشرق الشمسین را نیز نوشت.

چندین کتاب رجالی در این دوران نوشته شد که مرحوم استرآبادی با نوشتن سه کتاب رجالی در صدر قرار دارد. دیگر علما همچون علامه مجلسی نیز کتاب رجال نوشته‏اند. یکی از بهترین نگارشهای رجالی در شناخت طبقات راویان به نام جامع الرواه از سوی محمّد بن علی اردبیلی نگاشته شد. در مجموع می‏توان این دو قرن و به خصوص قرن یازدهم را دورانی خاص و ویژه در نگارشهای متفاوت و گوناگون معارف حدیثی شمرد.

سؤالات

  • شیوه هاى نشر حدیث در عصر پیامبر را نام ببرید.
  • گونه هاى حیثى امام على علیه السلام را برشمرید.
  • تفاوت کتاب و صحیفه امام على علیه السلام را بنویسید.
  • احادیث امام حسن و امام حسین در چه مو ضوعاتى است.
  • عوامل گسترش و نشر حدیث در عصر صادقین علیهما السلام را برشمرید.
  • بیشترین احادیث امام باقر و امام صادق علیهما السلام را برشمرید.
  • اصول اربعمائه در چه دورانى تدوین شد.
  • مکتوبات امامان علیهم السلام در کدام دوران بیشتر بود.
  • چگونه احادیث شیعه از اصول اربعمائه به کتب اربعه منتقل شد.
  • مهمترین کوشش هاى حدیثى در قرن ۱۱-۱۲ را نام ببرید.

 

. شرح نهج البلاغه، ابن أبی الحدید، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار احیاء الکتب العربیّه، ۱۳۷۸ هـ، الطبعه الاولیٰ.  ج ۱۱، ص ۴۴-۴۶ . [۱]

[۲] . یونس /۴۹٫

[۳] . مروج الذهب و معادن الجواهر، ابوالحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی، تحقیق: عبدالأمین معنّا، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۱ هـ، الطبعه الاولیٰ.  ج ۳، ص ۱۸۰٫

[۴] . اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، محمد بن الحسن الطوسی (الشیخ الطوسی)، تحقیق: السید مهدی الرجائی، قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۴ هـ. ج ۱،ص ۳۸۶، ش ۲۷۶

[۵]. الارشاد  فی معرفه حجج الله علی العباد، محمد بن محمد بن نعمان الاکبری البغدادی (الشیخ المفید، تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم: المؤتمر الالفی للشیخ المفید،‌۱۴۱۳ هـ، الطبیعه الاولی. ج ۲ ص ۱۵٫

[۶]. . الارشاد، ج۲، ص۹٫

[۷] . معانی الأخبار ، محمد بن علی بن بابویه القمی (الشیخ الصدوق)، تصحیح علی اکبر غفاری، قم: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀ علمیه قم، ۱۳۶۱ ش.

[۸] . الکافی، محمد بن یعقوب الکلینی، تصحیح و تعلیق: علی اکبر الغفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ هـ، الطبعه الثالثه. ج ۱، ص ۶۰، ح ۵٫

[۹] .  الکافی، ج ۸، ص ۵۳، ح ۱۶، الکافی، ج ۸، ص ۳۱۱، ح ۴۸۵٫

[۱۰] . فهرست، محمد بن الحسین الطوسی (الشیخ الطوسی)، تحقیق: جواد القیومی، قم: مؤسسه نشر الفقاهه، ۱۴۱۷هـ، الطبعه الاولی، ص ۵ ، شماره ۶۱٫

[۱۱] . کافی، ج۱، ص۱۰، ح ۱۰۸٫

[۱۲] . موسوعه الامام، الصادق ج ۸٫

[۱۳] . وسائل الشیعه، محمد بن الحسن الحر العاملی، تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۴ هـ، الطبعه الثانیه، ج ۲ ، ص ۶۱، ح ۳۳۲۰۱

[۱۴] . تحف العقول عن آل الرسول، الحسن بن علی الحرانی (ابن شعبه) تصحیح و تعلیق: علی اکبر الغفاری، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، ۱۴۰۴ق، الطبعه الثالثه. ص ۳۰۳ و ۳۰۴٫

[۱۵] . الذریعه إلی تصانیف الشیعه، آقا بزرگ الطهرانی، بیروت: دارالاضواء، ۱۴۰۳ هـ، الطبعه الثالثه. ج ۲، ص ۱۲۶٫

[۱۶] . وسائل الشیعه، ج ۳۰، الفائده الرابعه.

[۱۷] . اثبات الوصیه للامام علی بن أبی طالب، ابو الحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی، قم: منشورات مکتبه بصیرتی، بی تا، الطبعه الخامسه.  ص ۲۶۲٫

[۱۸] کافی، ج ۱، ص ۳۱۲٫

[۱۹] . کافی، ج ۱، ص ۱۳ ـ ۲۰، تحف العقول، ص ۳۸۳ ـ ۴۰۳٫

[۲۰] . مسند الامام الرضاعلیه السلام جمعه و رتّبه: عزیز الله العطاردی الخبوشانی، تهران: مکتبه الصدوق، ۱۳۹۲ هـ، الطبعه الاولیٰ.  جلد ۱، ص۸۸-۲۵۶

 .[۲۱] لوامع صاحبقرانی: محمد تقی المجلسی، قم: مؤسسۀ مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۴۱۴ هـ، چاپ دوّم  ج ۸، ص ۳٫

[۲۲] . الرواشح السماویه: فی شرح الاحادیث الامامیه، میر محمد باقر الحسینی (میرداماد)، قم: مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۵ هـ. ص ۴

[۲۳] . ر.ک: مجله علوم حدیث شماره ۱۳ ص ۱۶ ـ ۲علیه السلام مقاله آیت اللَّه رضا استادی با نام «ده نکته درباره شرح اصول کافی ملاصدرا»

[۲۴] . لوامع صاحبقرانی: ج ۱ ص ۲۲

[۲۵]  . نورالثقلین، عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی، تحقیق: السید هاشم الرسولی المحلاتی، قم: مؤسه اسماعیلیان، ۱۴۱۲ هـ، الطبعه الرابعه، ج ۱، ص۳٫

[۲۶] . بحار الأنوار  الجامعه لدرر أخبار الائمه الاطهار، محمد باقر المجلسی، بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ هـ، الطبعه الثانیه.  ج ۱۰۲ ص ۲۸

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


9 − هشت =

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی