چرا امام على مرکز خلافت را از مدینه به کوفه منتقل کرد؟

چرا امام على مرکز خلافت را از مدینه به کوفه منتقل کرد؟

پاسخ کوتاه
در علت انتخاب کوفه به مرکز خلافت، ادله فراوانی را تاریخ نویسان آورده اند که شاید اهمّ آن به صورت ذیل باشد.
۱- مدینه، مرکز امتیاز طلبی هاو ممتازانی شده بود که هر یک برای خود داعیه هایی داشتند و اگر مانند زبیر و طلحه مدعی خلافت نبودند، ولی مانند سعد بن ابی وقّاص و عبدالله بن عمر کناره گیری کرده و مردم را از امام بیزار می کردند و این نوع توطئه ها در کنار امام (ع) باعث بهم ریختگی پایگاه اسلامی در دل حکومت اسلامی می شد،
اینجا بود که امام با این هجرت خود تمدن دیگری را بنا نهاد.
۲- کوفه یک شهر بین المللی شده بود و بسیاری از ساکنان آن یا سربازان مسلمانی بودند که پس از پیروزی بر رومیان و ایرانیان درکوفه ساکن شده بودند یا خاندان و تیره هایی از ایرانیان بودند که پس از گشوده شدن ایران به دست مسلمانان، بدان جا کوچ داده شده بودند؛ یا خود آن محیط ایرانی را پذیرفته بودند و امامدر این فرصت به تصحیح روحیه انحرافی تبعیض نژادی می پرداخت.

۳- کوفه نسبت به متصرفات جدید مسلمانان از خراسان تا افریقیه و از شام تا یمن، مرکزیتی نسبی داشت و زمامدار جای گزیده در آن شهر، بهتر می توانست، کشور را زیر نظارت داشته باشد تا مدینه.

پاسخ مفصل

کوفه- علت انتخاب به عنوان مرکز خلافت (برگرفته از کتاب تاریخ خلفا نوشته استاد رسول جعفریان،‌ ص۲۷۳)

پس از فرونشاندن شورش پیمان شکنان، امام به کوفه رفت. سکونت امام در کوفه تا شهادت آن حضرت ادامه یافت. بعید می نماید که امام بطور کلی قصد ترک مدینه را داشت، گرچه بعید می نمود که پس از استقرار در کوفه، امکان بازگشت به مدینه برای او وجود می داشت. رفتن امام را به کوفه، باید نوعی هجرت برای حفظ دین از دست پیمان شکنان و فاسدانی چون معاویه دانست. عراق موقعیت حساسی داشت. در اصل پس از آغاز فتوحات و توسعه حوزه اسلام، دو نکته سبب فزونی اهمیت شام و عراق بر مدینه و به تعبیری حجاز شده بود. اولا شمار زیادی از قبایل از جزیره العرب به شام و عراق آمده بودند که در میان آنها عده فراوانی از صحابه نیز دیده می شدند. نکته دوم آن بود که وسعت، امکانات و استعدادهای نهفته در این مناطق، قابل قیاس با حجاز نبود. زمانی که شورشیان پیمان شکن، در مکه حرکت خود را آغاز کردند، به درستی به این نتیجه رسیدند که قبل از آنی که امام علی (ع) عراق را به تصرف خود در آورد، به سوی این منطقه حرکت کنند. اگر آنان موفق می شدند کوفه و بصره را تصاحب کنند، کار حجاز تمام شده بود. مشکل آنها این بود که اولا تنها در بصره قدرتی یافتند که تازه آن هم تسلط ی ناقص. و ثانیا آن که کوفه به طور کلی از دست آنان خارج بود. در برابر، امام توانست کوفه را همراه خود کند، و برای آینده نیز آن را به عنوان پایگاهی برای شیعیان خود قرار دهد. متاسفانه همان اقدام شورشیان پیمان شکن، سبب شد که بصره، نه تنها به مذهب عثمانی بگرود که در عراق نیز، دشمنی دایمی میان بصره و کوفه بوجود آید و یکپارچگی این منطقه را از بین ببرد.

خارج شدن امام از مدینه النبی (ع) کار آسانی نبود، همچنان که گریزی از آن نبود، درست همانند زمانی که رسول خدا (ص) شهر مکه را با آن همه قداست و احساس وطن خواهی خود نسبت به آن، آن را ترک کرد، در آن زمان، پیامبر (ص) ، در مکه پیروان چندانی نداشت. در برابر، مدینه تسلیم او بود. همچنان که از نظر اقتصادی نقطه قابل اتکایی بود. اکنون امام علی (ع) احساس کرده بود که دو دشمن غدار او یکی شام را در تصرف گرفته و دیگری بصره را و اکنون نیز می کوشد تا کوفه را نیز از دست او در آورد. تصاحب این دو شهر بدان معنا بود که تمامی ایران، با همه امکانات اقتصادی آن به دست اینان آمده است. امام کسی نبود که در برابر این مشکلات سرد شده از خلافت کناره گیری کند، اندیشه ای که شورشیان داشته و گمان می کردند امام با دیدن این وضع کار را به شورا واگذار خواهد کرد. بر عکس مصمم بود تا با شورشیان بجنگد، لذا به سرعت به سوی عراق حرکت کرد.

دلیل عمده این امر آن بود که مدینه از چند جهت توان مقاومت و مقابله را نداشت.

اولا از نظر اقتصادی، محیط حجاز، توانایی تحمل رویارویی با عراق یا شام را نداشت.

مدینه که بهترین نقطه بود، به درستی توانایی سیر کردن مردم خودش را نداشت. اکنون چگونه می توانست سپاهی عظیم را تغذیه کند؟ثانیا آن که مدینه از لحاظ نیروی انسانی کشش یک جنگ تمام عیار را با شام نداشت. حداکثر آماری که از سپاه همراهان مدنی امام در جنگ جمل یاد شده، چهار هزار نفر است. (۱) چنین جمعیتی قادر نبود تا مشکلات خلافت را در مواجه با دشمنان فراوانش حل کند. ثالثا مردم مدینه، به جز انصار، چندان علاقمند به امام علی (ع) نبودند. بخش وسیعی از مردم، از مهاجران و فرزندان آنان و نیز مکیانی بودند که بعد از رحلت رسول خدا (ص) به این شهر هجرت کرده بودند. بستگان امویان و نیز بستگان شورشیان جمل، اجازه همکاری کامل مردم این شهر را به امام نمی دادند. رفاه طلبی فزون از حد مردم این شهر که در دوره عثمان به آن مبتلا شده بودند، روحیه جنگی برای آنان باقی نگذاشته بود. باید بر این مطالب نکته دیگری را نیز افزود و آن این که مردم این شهر، بویژه برخی از اصحاب، کسانی چون عبد الله بن عمر، سعد بن ابی وقاص، محمد بن مسلمه، اسامه بن زید، زید بن ثابت و بسیاری دیگر، کوچکترین علاقه ای به امام نداشته و خود را مجتهدتر از آن می دانستند که سخن امام را بشنوند. زمانی که امام در کوفه بود، سهل بن حنیف، والی امام در کوفه به آن حضرت خبر داد که بسیاری از مردم به سوی معاویه می روند. آن حضرت در نامه اش به سهل نوشت: اما بعد، به من خبر رسیده است، از مردمی که نزد تو به سر می برند، بعضی پنهانی نزد معاویه می روند. دریغ مخور که شمار مردانت کاسته می گردد و کمکشان گسسته. در گمراهی آنان و رهایی ات از رنج ایشان، بس بود از حق گریختن و به کوری و نادانی شتافتن. آنان مردم دنیایند، روی بدان نهاده و شتابان در پی اش افتاده. عدالت را دیدند و شنیدند و به گوش کشیدند و دانستند که مردم در برابر عدالت یکسانند. پس گریختند تا تنها خود را به نوایی برسانند. دور بوند از رحمت خدا. (۲) مردم مکه نیز وضعیت بهتری نداشتند. زمانی که امام به خالد بن عاص نوشت تا از مردم مکه بیعت بگیرد، مردم از یعت خودداری کردند. (۳)

اما کوفه، از جهات متعددی، و درست در برابر مدینه، شرایط کاملا مناسبی را دارا بود. در وهله نخست، عراق، هیچ مشکل جمعیت نداشت. قبایل فراوانی در آنجا زندگی می کردند، کسانی که در طی فتح ایران، قوت و قدرت نظامی خود را نشان داده بودند. از نظر اقتصادی نیز، سواد عراق، مهمترین منبع درآمد مردم این خطه بود. به علاوه خراج و جزیه فراوانی از ایران و عراق، در دست مسلمانان بود که ثروتی بی اندازه محسوب می شد. زمانی که عقبه بن عامر از امام خواست تا مدینه را ترک نکند و کسی را بفرستد، امام فرمودند: «ان الاموال و الرجال بالعراق » (۴). این نکته برای دیگران نیز روشن بود. زمانی که عبد الله بن عامر پس از قتل عثمان بصره را به قصد مکه ترک کرد، ولید بن عقبه ضمن شعری به او گفت: تو عراق را که مرکز مردان بود ترک کرده و به شهری خاموش آمدی! (۵) ابن اعثم اهمیت عراق را چنان می نمایاند که گویی شام، تنها گوشه ای از آن به شمار می آمده است. (۶) هدف اساسی امام پس از سرکوبی شورش جملیان، برخورد با معاویه بود. چنین کاری بدون حضور امام در عراق که در نزدیکی شام قرار داشت ممکن نبود. (۷) افزون بر اینها، امام از میان قبایل یمنی طرفداران فراوانی داشت که حقیقتا فدایی امام بودند. آنان در زمانی که امام به خلافت رسید، نقش مهمی داشتند و تا به آخر نیز بسیاری از آنها در تمامی صحنه های جنگ حضور یافتند.

البته باید توجه داشت که عراق مشکلات خاص خود را داشت. ما بعدها به مناسبت آشفتگیهای عراق در آغاز خلافت امام حسن (ع) ، توضیحات بیشتری درباره مردم این شهر خواهیم داد. تنها اشاره کنیم که مردم کوفه به عنوان جدلی ترین مردم بر سر امور کوچک شناخته می شدند. آنها، مردمانی پرشور و در این باره نامتعادل بودند. به علاوه قوت نیروی رؤسای قبایل، یکی از مشکلات جدی امام در سالهای خلافتشان بود.

پی نوشت ها:

۱٫ الجمل، ص ۳۹۲

۲٫ اخبار الطوال، ص ۱۵۱، الجمل، ص ۴۰۷، ربیع الابرار، ج ۱، ص ۳۰۸

۳٫ الجمل، ص ۳۹۹- ۳۹۵

۴٫ همان، صص ۴۰۲- ۴۰۱

۵٫ الفتوح، ج ۲، ص ۳۷۴، اخبار الطوال، ص ۱۵۲ انساب الاشراف، ج ۲، ص ۲۷۳، گفتنی است که نامه امام برای خبر فتح به قرظه بن کعب حاکم کوفه، در رجب همین سال نوشته شده است. نک: الجمل، ص ۴۰۴

۶٫ اخبار الطوال، ص ۱۵۳

۷٫ تاریخ خلیفه بن خیاط، ص ۱۸۴

منبع : سایت پرسمان دانشجویی

 

جواب ۲

علل انتخاب کوفه به عنوان مرکز خلافت از سوی حضرت علی« علیه‏السلام »

پدید آورنده : منیره ناصح ستوده ، صفحه ۹

مقدمه

پیامبر ، چونان خورشیدی ، در آسمان مکه طلوع کرد و پس از گذشت سیزده سال درآسمان یثرب ظاهر شد و بعد از ده سال نور افشانی در مدینه افول کرد . در حالی که افقنوری به سوی مردم شبه جزیره گشود و سرزمین حجاز و خصوصا شهر مدینه به عنوانمرکز دینی و ثقل سیاست معرفی شد .

پس از درگذشت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله گزینش خلیفه به وسیله مهاجر و انصار ایجاب کردکه مدینه مقّر خلافت اسلامی گردد و خلفاء با اعزام عاملان و فرمانداران به اطراف واکناف به تدبیر امور بپردازند و از طریق فتح بلاد و شکستن سدها و موانع ، در گسترشاسلام آن بکوشند .

امیرمؤمنان علیه‏السلام که علاوه بر تصریح و تعیین صاحب رسالت ، از ناحیه مهاجر و انصاربرگزیده شده بود ، نیز طبیعتا می‏بایست هم‏چون خلفای گذشته مدینه را مرکز خلافتقرار دهد و از همان‏جا به رتق و فتق امور بپردازد . او در آغاز کار خلافت از همین شیوهپیروی کرد و با نامه‏نگاری و اعزام افراد لایق و برکنار کردن افراد دنیاپرست و ایرادخطابه‏های آتشین و سازنده خود ، امور جامعه اسلامی را اداره نمود و نظام اداری که درطی مدت بیست و پنج سال و به ویژه در دوره خلافت عثمان در آن انحراف و کجی‏هاییپیدا شده بود ، در حال اصلاح بود که ناگهان مسأله «ناکثین» یعنی پیمان‏شکنی کسانی کهپیش از همه با او بیعت کرده بودند ، رخ داد و گزارش‏های هولناک و تکان دهنده‏ای بهوی رسید و معلوم شد که پیمان‏شکنان ، به کمک مالی بنی‏امیه و نفوذ و احترام همسرپیامبر ، جنوب عراق را تسخیر کرده‏اند و پس از تصرف بصره ده‏ها نفر از یاران وکارگزاران امام علیه‏السلام را به ناحق کشته‏اند .

این امر سبب شد که امام برای تنبیه ناکثین و مجازات هم‏دستان آنان ، مدینه را بهعزم بصره ترک گوید و با سپاهیان خود در کنار بصره فرود آید . آتش نبرد میان سپاه امامو لشکریان ناکثین شعله‏ور شد و سرانجام سپاه حق پیروز گردید و سران شورش کنندهکشته شدند و گروهی از آنان پا به فرار نهادند . بصره مجددا به آغوش حکومت اسلامیبازگشت و اداره امور آن به دست یاران علی علیه‏السلام افتاد . اوضاع شهر و مردم حال عادی بهخود گرفت و ابن‏عباس ، مفسر قرآن و شاگرد ممتاز امام ، به استانداری آن‏جا منصوبشد . اوضاع ظاهری ایجاب می‏کرد که امام علیه‏السلام از راهی که آمده بود به مدینه بازگردد ودر کنار مدفن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و با هم‏فکری گروهی از یاران و صحابه آن حضرت به نشرمعارف اسلامی و معالجه مزاج بیمار جامعه و اعزام سربازان به نقاط دوردست برایگسترش نفوذ قدرت اسلامی و دیگر شئون خلافت بپردازد و از هر نوع کشمکش ورودررویی با این و آن اجتناب کند . ولی این ظاهر قضیه بود و هر فرد ظاهربینی به امامچنین تکلیف می‏کرد بالاخص که مدینه در آن روز از قداست و معنویت و روحانیتخاصی برخوردار بود زیرا مهد واقعی اسلام و مدفن پیام‏آور خدا و مرکز صحابه از مهاجر وانصار بود که رشته گزینش خلیفه و عزل و خلع او را در دست داشتند .

با تمام این شرایط و جهات ، امام علی علیه‏السلام راه کوفه را برگزید تا مدتی در آن‏جااقامت افکند و مرکزیت خلافت مسلمین را در آن‏جا برپا دارد ؛ و این دقیقا همان نکته‏ایاست که ما را به بررسی و تحقیق پیرامون خود فرا خوانده و به عبارت دیگر مسأله اصلیمقاله ما را به خود اختصاص داده و در نهایت در قالب این سئوال نمود یافته که :

چه عواملی موجب شد حضرت کوفه را به عنوان مرکز خلافت انتخاب کنند ؟

به طور اجمال و در قالب یک فرضیه می‏توان به سئوال فوق چنین پاسخ داد که :شرایط جغرافیایی ، اجتماعی ، نظامی و اقتصادی موجب انتخاب کوفه به مرکزیتخلافت از جانب حضرت شد .

برای اثبات یا ردّ این فرضیه لازم است به سئوالاتی فرعی در راستای مسأله اصلیپاسخ دهیم . سئوالاتی از قبیل :

۱ . موقعیت جغرافیایی کوفه چگونه بود ؟

۲ . تأسیس کوفه چه زمان و چگونه صورت گرفت ؟

۳ . زمینه‏ها و انگیزه‏های تأسیس کوفه چه بود ؟

۴ . چه قشرها و اقوامی در کوفه ساکن بودند ؟

۵ . وضعیت کوفه قبل از علی علیه‏السلام چگونه بود ؟

۶ . کوفه در زمان حضرت چه وضعیتی داشت ؟

و بالاخره پاسخ‏گویی به سئوال اصلی .

سئوالات یاد شده سرفصل‏ها و بخش‏های مقاله ما را تشکیل خواهند داد .

روشی که برای تحقیق در این مقاله پیش گرفته‏ایم روش تاریخی – تحلیلی استبنابراین لازم است ابتدا داده‏های مستند تاریخی را پیرامون موضوعات یادشدهجمع‏آوری کرده و سپس براساس آن داده‏ها به تحلیل و نهایتا پاسخ‏گویی به سئوالاصلی بپردازیم .

در یک جمع‏بندی کلی و به منظور سازماندهی می‏توان مقاله را چنین معرفی نمود :

مقاله‏ای که در پیش روی دارید با عنوان «علل انتخاب کوفه به عنوان مرکز خلافت ازجانب علی علیه‏السلام » به ترتیب شامل : فهرست مطالب ، یک مقدمه (که تقدیم شد) ، پنجفصل که البته فصل اول خود شامل سه بخش می‏گردد . (نتیجه‏گیری از کل مقاله در فصلپنج تقدیم می‏شود) و در پایان فهرست منابع و مآخذ اشاره می‏شود .

مسأله علمی : چه عواملی موجب شد حضرت علی علیه‏السلام کوفه را به عنوان مرکز خلافتانتخاب کند ؟

 

 

کوفه

الف . موقعیت جغرافیایی کوفه

بنا به گزارش‏های متون جغرافیایی کهن ، کوفه در اقلیم سوم به طول ۵/۶۹ درجه وعرض۳۲۳۱ درجه جغرافیایی واقع است(۱) و باز بنا به همین گزارش‏ها فواصل کوفه ازشهرهای معتبر و مهم عالم اسلامی از این قرار بوده است : از کوفه تا مدینه نزدیک بیستمرحله(۲) و از مدینه تا مکه از طریق جاده حدود ده و از کوفه تا مکه (به طور مستقیم)قریب سه مرحله از این راه کم‏تر است(۳) از کوفه تا بصره دوازده مرحله(۴) ، از کوفه تا بغدادچهار مرحله و تا واسط(۵) شش مرحله فاصله است .

بنا به گزارش طبری کوفه در محلی که استپ زبانش را(۶) به سوی دشت آبیاری شده وزیر کشت دراز کرده در یک موضع برّی بر روی تراسی در کنار شاخه اصلی فرات و درارتفاع حدود ۲۲ متری از سطح دریا قرار گرفته است . این محل بالاتر از نجف در سمتغرب ، – نمک‏زار گودی که جغرافی‏دان‏های عرب درباره آن تحقیق کرده‏اند(۷) – و نیز فراتراز بطائح – گستره‏ای وسیع که به زیر آب می‏رفته و پوشیده از نی و جگن بوده – در جنوبکه تا بصره(۸) گسترده بود ، قرار دارد . خاک محل را مخلوطی از ریگ و شن (حسباء) وماسه سرخ در سمت غرب به طوری که از نام محل (سهله) پیدا است ، وجود داشته چراکه مسجد السهله که در منابع باستان‏شناسی ذکر شده دقیقا در شمال غربی شهر قرارداشته است . در سمت غرب اما کمی نزدیک‏تر به رودخانه خاک از رسوبات رسی (طین)تشکیل می‏شده که «ملطاط» را محدود می‏کرده است .(۹)

عالی بودن محل کوفه ، هوای خوب آن ، وجود آب فراوان و . . . همه این امتیازات درادبیات عرب ، به ویژه هنگامی که صحنه‏های مبارزه تن به تن میان کوفی‏ها و بصری‏ها بهتوصیف درمی‏آید ، چهره می‏نماید . ضمن آن که اهالی بصره همیشه بر معایب شهر خوداعتراف کرده‏اند .(۱۰) از همه اینها گذشته ، آنچه موجب می‏شود این محل برای سکونتانسان ارزش استثنایی داشته باشد وجود چشم‏اندازهای جغرافیایی شدیدا متفاوت درهر طرف است : صحرا ، رودخانه ، مرداب‏ها و دریاچه نمک ، آن هم بدون وجود معایب دراین پدیده‏های طبیعی ؛ این تلفیق جالب میان صحرای استپ و زمین زراعی – مسکونیو نزدیک به آب که می‏توانست موجب تعاطی این پدیده‏ها و ایجاد نوعی حالت تکمیلیشود ، باید دقیقا مورد بررسی قرار گیرد ؛ زیرا همین پدیده‏ها می‏توانست دلیل عدمانتخاب این محل هم بشود .(۱۱)

اگر به گونه‏ای ملموس‏تر به این مسائل بنگریم ، خاک کوفه مناسب کشت و زرع نبودهبلکه برای سکونت انسان خوب بوده است . هنگامی که اعراب در آن مستقر شدند تنهاسه صومعه که نیزارها میان آنها فاصله انداخته بود در آن‏جا وجود داشت : دیر حدیقه ،دیرامّ عمرو و دیر سلسله ، یعنی شواهدی از استقرار مسیحیت غربی که از حیرهپرتوافکن بودند .(۱۲)

در این سرزمین آرام و مناسب برای انزوا و تفکر ، در پایان سال ۱۷ه . گروه کثیری ازقبایل عرب ، طوایف ، بخش‏هایی از قبایل و عناصری که از دوردست‏ها آمده‏اند ، نیزکسانی که آشنایی بیش‏تری با این منطقه دارند مستقر خواهند شد و از آن مرکزیخواهند ساخت با تاریخی متلاطم و جایگاهی که مخفیانه برای کل اسلام و فرهنگ وتمدن آن به صورت الگوی آغازین در خواهد آمد .

ب . تأسیس کوفه

تأسیس کوفه یکی از ضروریات جنگی بود که فتوحات عصر عمر آن را ایجابمی‏نمود . زمانی که نیروی رزمی عرب به رهبری سعد بن ابی وقاص بعد از فتوحاتمنطقه سواد به سرزمین ایران رسید ناگزیر نیاز به خطوط ارتباطی بین مدینه – که مرکزدولت اسلامی بود – و بین میدان جنگ احساس می‏شد و لازم بود که سپاه جنگیمسلمانان یک نقطه اتکاء و یک پایگاه نظامی ثابتی را در نزدیکی میدان جنگ انتخابکند . بنابراین عمر فرمان خود را مبتنی بر «انتخاب دارالهجره و پایگاه نظامی برایمسلمین» خطاب به سعد بن ابی وقاص صادر کرد .(۱۳)

سعد ابتدا مدائن را مناسب تشخیص داد اما پس از مدتی دریافت که جو این منطقهبرای اعرابی که از دل صحرا آمده‏اند مناسب نیست لذا از عمر نظرخواهی نمود و برایشچنین نوشت :

«شکم‏های عرب‏ها افتاده و بازوهایشان لاغر شده و رنگ چهره آنها تغییر کرده است»عمر علت آن را از سعد جویا شد . سعد نیز ناسازگاری هوای مدائن و دجله را دلیل اینامر ذکر کرد . عمر به او نوشت : «انّ العرب بمنزله الإبل لا یصلحه الاّ ما یصلح الإبل ، فارتدلهم موضعا عدنا ، و لا تجعل بینی و بینهم بحرا .»(۱۴) سعد نیز سلمان و حدیفه را به اینمأموریت فرستاد .

سلمان به قصد انبار از غرب فرات گذشت و جایی را نپسندید تا به محل کوفه رسید .حدیفه نیز از شرق فرات عبور کرد و جایی را مناسب تشخیص نداد تا به کوفه رسید کهریگ‏زاری با شن سرخ بود و بدین ترتیب محل کوفه برای استقرار سپاه مناسب در نظرگرفته شد .(۱۵) اما به روایت دیگری ، سعد که به دنبال یافتن جای مناسبی به منظوراستقرار سپاه عرب بود با راهنمایی عبدالمسیح بن بقیله غسانی (از بزرگان اهل حیره) بهاین محل رهنمون گشت . او به سعد گفت : تو را به جایی راهنمایی می‏کنم که از دشتبالاتر و از فلات پایین‏تر باشد .(۱۶)

به روایت دیگری ، سعد همراه سپاه مسلمانان در قادسیه ماند تا این که عمر به اونوشت برای اعراب ، شهری بسازد و آن را در جایی قرار دهد که میان او و آنها دریا فاصلهنباشد . سعد به منطقه انبار رفت . ولی به سبب فراوانی مگس ، آن‏جا را نپسندید و ازآن‏جا به کویفه ابن عمر آمد ، آن‏جا را نیز مناسب تشخیص نداد . سرانجام در سرزمینکوفه امروز فرود آمد .(۱۷)

این مسأله (انتخاب و تأسیس کوفه) در سال ۱۷ه (۶۳۸م) اتفاق افتاد . البته منابعمختلف به اختلاف ، سال‏های ۱۸ و ۱۹ه را هم ذکر کرده‏اند .(۱۸)

روایات متعددی در باب چگونگی انتخاب این منطقه توسط سعد و بعدها نام‏گذاریآن به کوفه نقل شده که از مجموع آنها و بررسی روایات صحیح به این نتیجه می‏رسیم کهانتخاب این منطقه یک امر اتفاقی و غیر مترقبّه نبوده بلکه بعد از دقت‏های طولانی وبحث‏های دقیق که جای هرگونه اختلافات احتمالی را از بین می‏برده ، حاصل شده است .

ج . زمینه‏ها و انگیزه‏های تأسیس

چنان که قبلاً نیز اشاره شد انگیزه اولیه پیدایی کوفه ایجاد یک پایگاه نظامی ، درپیتصرف مدائن و فتح پایتخت شاهان ساسانی شکل گرفت که به رغم نظر اولیه عمر مبنیبر اکتفا به فتوحات مسلمانان در عراق ، بر آنها مسلم گشت که فتح کامل ایران میسر وقریب‏الوقوع خواهد بود ، لذا به این منظور ، وجود پایگاه وارد و گاهی به منظور سکونتنیروهای عرب ضروری تشخیص داده شد .(۱۹) اما در باب علل جابه‏جایی سپاه از مدائن بهکوفه ، آینده نظرهای متعددی ارائه شده : نیاز و میل به داشتن یک هویت فرهنگی ،سهولت امکان برقراری ارتباط با مام وطن ، ایجاد فاصله با مردم تحت سلطه ، الزاماتنظامی و . . . .

در یکی از دو روایتی که بلاذری به استناد منابع سنی (مانند واقدی) نقل کرده ، آمدهکه دلیل اصلی این کار فرمان عمر به سعد بوده است . در این فرمان از سعد خواسته شده«محلی برای مهاجرت» تهیه شود که هیچ بحری (رودی) آن را از مدینه جدا نکند(۲۰) وبنابراین از لحاظ فضایی ، ادامه سرزمین عربستان باشد . اما در همه منابع دیگر دلایلاقلیمی برای این کار ذکر شده است . نگاهی به نوشته‏های طبری بیندازیم : در پنجروایتی که او برای بنیان‏گذاری کوفه نقل کرده – که چهار روایت از سیفا و تنها یکی ازابوعوانه است – در همگی دلیل این جابه‏جایی مشکلات اقلیمی ذکر شده است .(۲۱)

بلاذری مسأله اقلیم را نه در مورد ترک مدائن بلکه در مورد ترک مکان‏هایی که به طورموقت در انبار یا سوق الحکمه انتخاب شده بود ذکر کرده است .(۲۲) اعراب پس از چهاردهماه اقامت در مدائن که عملیات جلو ، حلوان و سواد دجله ، در این اقامت فاصله انداختهبود احساس خستگی کردند و نتوانستند با محل – که آب و هوای آن را ناسالم ، متعفن وباتلاقی می‏دانستند –(۲۳) خو بگیرند . حشرات به شترهایشان حمله می‏کردند و آنها را آزارمی‏دادند . ظاهرا آب و هوای مرطوب تیسفون با کانال‏های پرآب ، علی‏رغم امتیازاتی کهیک شهر ساخته شده و سازماندهی شده در دسترس می‏گذاشت مطلوب آنان نبود .

بدون شک لزوم خو گرفتن با محیط طبیعی در هر جایی که بعد از این اعراب ساکنشوند اهمیت داشته است . از همین‏رو است که اعراب ، فسطاط را به اسکندریه و قیروانرا به کارتاژ ترجیح خواهند داد و مسلما همین امر است که فرمان انتخاب کوفه را درحاشیه کویر اعراب صادر کرده است . تصمیمی که بازتاب آن را در گزینش‏های آیندهاعراب خواهیم دید و خود موجب برپایی سنتی خواهد شد .

اما به گمان هشام جعیط(۲۴) این انتخاب بیش‏تر جنبه سیاسی ، استراتژیکی و فرهنگیداشته است . وی نظر خود را چنین بیان می‏کند : «عمر که نظریاتش نقش اساسی درانتخاب موقعیت شهر کوفه ایفا کرده اعلام داشته : جایی مناسب است که مناسبشترانش باشد .(۲۵) آیا در این گفته مفهوم زندگی شبانی عرب در عراق به عنوان جزیی ازعربستان نهفته بود ؟ پس چه‏طور سپاهیان عرب در جنگ مدائن و جولا شتران را همراهخود بردند ؟ این جمله مسأله پیچیده یکجانشین شدن ، انطباق انواع زندگی گذشته وآینده ، بقای حیات شبانی یا عزم جزم بر حفظ تمدن خویش – حتی آن‏گاه که به ایفاینقش دیگری ، یعنی ایجاد یک جامعه قدرتمند جنگنده که اساس آن را تقسیم غنایمبرگرفته از مردم بومی تشکیل می‏دهد ، فراخوانده شده است – را پیش روی اعراب مطرحمی‏کند .(۲۶)

از آن‏جا که اعراب در آن مرحله خواهان جای جدیدی بودند که وفق خلق و خویخود به آن شکل دهند و نه محدوده‏ای که طبق تمدن‏های دیگر ساخته شده باشد(احتمالاً در آن مرحله حتی قصد ساختن یک شهر نیز نداشته‏اند بل به طوری که ازسفارش عمر استنباط می‏شود(۲۷) طالب یک اردوگاه نظامی باز بوده‏اند) لذا از این‏رو استکه یک زمین لخت را به انبار ، سوق الحکمه ، یا حتی به حیره ترجیح داده‏اند . برحسبروایتی واحد اما جالب ، بنوبقیله در انتخاب محل کوفه سعد را راهنمایی کرده‏اند .(۲۸)

چنین بود وضعیت کوفه . از آن‏جا که اعراب به جامعه‏ای متحد علیه استقرار درمنطقه سواد رأی داده بودند ، انتخاب این محل حاشیه‏ای ، مرزی و به دور از مرکز ، امادارای تماس با مرکز به نظر کاملاً منطقی می‏رسید . بعدا هنگامی که اعراب جای پایخود را در عراق و مرزهای ایران استوارتر کردند ، به حرکتی معکوس ، به سوی شرق رویخواهند آورد و ابتدا شهر واسط و سپس بغداد را بنیان خواهند نهاد .

جامعه‏شناسی کوفه

قشرهای تشکیل دهنده کوفه و اقوام ساکن در آن

اعراب

همان‏گونه که قبلاً ذکر شد اولین ساکنان کوفه مجاهدان نبرد قادسیه بودند که موفقبه تسخیر سرزمین عراق شدند . اینان از قبایل مختلف نزاری و یمنی بودند . بنا به قولی ،نزاری‏ها هشت هزار و یمنی‏ها دوازده هزار نفر بوده‏اند .(۲۹) اولین سازماندهی اعراب درزمان عمر و به دست سعد در ده گروه صورت گرفت .(۳۰) پس از مدتی برخی از قبایلگروه‏های ده گانه – به دلیل هم‏پیمان شدن با برخی دیگر – از دیگران بیش‏تر شدند وپرداخت حقوق قبایل که به میزان جمعیت بستگی داشت ، مشکلاتی فراهم کرد . سعدموضوع را به عمر نوشت و عمر به وی دستور داد تشکل جدیدی را پایه‏ریزی کند .

سعد نیز افرادی را مأمور کرد تا قبایل مختلف ساکن کوفه را برحسب قرابتشان درهفت گروه سازمان دهند .(۳۱) به این ترتیب شهر کوفه به هفت قبیله یا به هفت بخشنظامی تقسیم می‏شد که محل تجمع نیروها و بسیج آنها و رسیدگی به حقوق‏ها و غنایمجنگی گردید .

این گروه‏بندی قبایل ، نوزده سال ادامه داشت تا زمانی که حضرت علی علیه‏السلام در سال۳۶ه . به کوفه آمد و تغییرات دیگری در آن داد . در طول این نوزده سال ، ساخت قدرتدر هر یک از این هفت گروه به گونه‏ای عجیب تغییر کرده بود . بعضی از طایفه‏ها درگروه‏ها ، موقعیت سلطه‏گرانه‏ای بر دیگر اجزای گروه به دست آورده بودند . بدین جهتعلی علیه‏السلام در حالی که گروه‏ها را در همان تعداد هفت نگاه داشت ، تغییرات مهمی درترکیب و صورت خارجی هفت گروه از طریق ترکیب و جابه‏جایی قبیله به ویژه از یکگروه به گروه دیگر انجام داد .(۳۲) علی علیه‏السلام در دوران خلافت خود بر آن بود تا نظام شصتقبیله ساکن در کوفه را درهم بکوبد و تفکر آنها را از قید و بند و خون و نژاد و قومیت آزادکند ، که به شهادت رسید .(۳۳)

ایرانیان

ایرانیان درصد چشم‏گیری از ساکنان کوفه را از همان آغاز تشکیل می‏دادند . گرچهبرخلاف تعالیم اسلامی ، عرب‏ها رفتار نژادپرستانه‏ای با آنها داشتند ولی به تدریج نقشحساسی در کوفه و انقلاب‏ها و قیام‏هایی که در مرکزیت این شهر رخ نمود ، پیدا کردند .ایرانیان ساکن در کوفه همه موقعیت یکسانی نداشتند . ترکیب ایرانیان بنا به روایاتتاریخی از این قرار بوده است :

الف . موالی

مسلمانان غیر عرب که در جنگ با مسلمانان شرکت نکرده و اسیر نشده بودند به طورکلی «موالی عرب» به شمار می‏آمدند ، زیرا اعراب بدین سبب که بلاد آنها را با جنگ فتحکرده بودند ، آنان را بندگان «آزاد کرده خویش» می‏شمردند .

از اهل ذمّه هم کسانی که رفته رفته دین پدران خویش را رها می‏کردند و آیینمسلمانی برمی‏گزیدند جزو موالی به شمار می‏رفتند .(۳۴)

موالی اعم از نظامی و غیرنظامی ، بنا بر نوع پیوستشان به جامعه اسلامی ، مراتب ودرجات متفاوتی در اجتماع داشتند ، از دسته نظامی که بگذریم ، سایر موالی ازتقسیم‏بندی زیر خارج نبودند :

۱ . اسیران جنگی

اسیران جنگی در آغاز عنوان برده داشتند و غلام قبایل و خاندان‏های عرب بودند .اینان با گرویدن به اسلام آزادی خود را باز یافتند . ولی مجبور بودند به خانواده‏ای کهقبلاً غلامشان بودند ، وابسته باشند . به مفهوم فنّی و در اصطلاح ریشه‏ای ، موالی حقیقیاین گروه بودند .

۲ . روستاییان و کشاورزان

شهرها و روستاهای اینان در اثنای غلبه مسلمانان ، منهدم شده بود ، لذا زمین‏هایکشاورزی خود را رها کردند و به منظور یافتن کار دیگر به سوی کوفه – تازه تأسیس -روان شدند .

۳ . پیشه‏وران و صنعت‏گران

گروه‏های زیادی از ایرانیان که مسلمان شده بودند برای بهبود بخشیدن به وضعیتاقتصادی خود به عنوان پیشه‏ور و صنعت‏گر به کوفه می‏آمدند .

۴ . تازه مسلمانان از خاندان‏های شریف

این گروه از مسلمانان از پرداخت جزیه معاف بودند ولی می‏بایست مالیات زمین(خراج) را بپردازند .(۳۵)

بر این تقسیم‏بندی باید تعداد چشم‏گیری از اسیران زن را که بهره فاتحان عرب خودشده بودند ، افزود . اینان به همسری مشروع اسیرکنندگان عرب درآمدند و برایشانفرزندها به دنیا آوردند ، نتیجه این بود که در مدت کم‏تر از بیست سال ، در حدود زمانیکه علی علیه‏السلام به کوفه آمد ، نسل جدید جوانی از اعراب در کوفه وجود داشتند که از نظرمادر ، ایرانی بودند .(۳۶)

ب . حمراء دیلم

عده‏ای از ایرانیان ساکن در کوفه به این نام خوانده می‏شدند . در این که چرا به«حمراء» و «حمراء دیلم» معروف شدند ، صریحا در تاریخ چیزی نیامده است . مرحوممحدّث ارموی در حاشیه کتاب الغارات از ابوعبید قاسم بن سلام(۳۷) نقل می‏کند که گفتهاست این که ایرانیان را سرخ‏پوشان – حمراء – خوانده‏اند به این دلیل است که عرب‏هااغلب سبزه و عجم‏ها بیش‏تر سرخ و سفید بودند . مراد از سرخ‏ها کسانی بودند که عمدتا«سفیدرو» بودند .(۳۸) به گفته جرجی زیدان بنی‏امیه مسلمانان غیرعرب را موالیمی‏خواندند ، هم‏چنین آنها را سرخ‏پوست (احمر) می‏گفتند و در فرهنگ عرب ، هرعجمی احمر لقب دارد .(۳۹)

ج . اسواران

اسواران سپاهی از نژاد غیرایرانی بوده است که یزدگرد از سندیان فراهم آورده بود .سپس انبوهی ایرانی به آنان پیوست ، آن چنان که دیگر مسأله نژاد آنها مطرح نبود .(۴۰)

به هر حال موالی (ایرانیان : اعم از اسیران مسلمان شده ، مهاجران مسلمان ، حمراءدیلم و اساوره) در کوفه اجتماع بزرگی را تشکیل دادند و جمعیت آنها افزایش یافت . ازجمله قراینی که بر فراوانی آنها در کوفه دلالت دارد ، این است که گاهی یک مرد عرب ازاهل کوفه با ده یا بیست نفر از موالی خود از خانه خارج می‏شد . دلیل دیگر فراوانی واهمیت وجود آنها در کوفه ، مساجدی است که ساخته بودند ؛ مانند مسجد الموالی ،مسجد الحمراء و مسجد مروزیه . حتی گفته‏اند تعداد موالی به نصف ساکنان کوفهرسید .(۴۱)

از دیگر اقوام ساکن در کوفه سیابجه بودند . آنها از اهالی سوماترا بودند که به هند وعراق و سرانجام به سواحل خلیج‏فارس کوچ کرده بودند . ایشان پس از اسلام هم در اینناحیه حضور داشتند . زیرا ساسانیان برای دفاع در مقابل دزدان دریایی از ایشاناستفاده می‏کرده‏اند . بنابر روایات بلاذری سیابجه تنها در بصره ساکن بوده‏اند ، زیراگروهی از کوفه همراه با زُط‏ها(۴۲) به امام علی علیه‏السلام در ذیقار پیوستند . سیابجه پس ازپیوستن اسواران همراه با اقوام زُط حلیف بنی حنظله شدند . سیابجه و زُط‏ها در سپاهایران ابتدا لشکریانی از اهل سند بودند که گرفتار آمده و ایرانیان برای آنها وظیفه تعیینکرده بودند . اینان از جمله کسانی بودند که در همین نخستین جنگ‏های ایران اسیرشده بودند چون از موقعیت اسواران آگاه شدند اسلام آوردند . ابوموسی نیز آنان را ماننداسواران در بصره منزل داد . گروهی از سیابجه متصدی بیت‏المال در بصره بودند . شمارآنها را برخی چهل و برخی چهارصد تن گفته‏اند .(۴۳)

وقتی طلحه و زبیر به قصد جنگ جمل وارد بصره شدند و عثمان بن حنیف انصاری ازسوی حضرت علی علیه‏السلام والی بصره بود . سیابجه از تسلیم بیت‏المال به طلحه و زبیر تاقبل از آمدن حضرت خودداری کردند . افراد طلحه و زبیر هم به فرماندهی عبداللّه‏ بنزبیر به آنها شبیخون زدند و همه آنها را کشتند ، فرماندهی سیابجه در آن موقع باابوسالمه زُطی بود که مردی صالح بود .(۴۴)

در جریان جنگ جمل با این که سیابجه و رظُ‏ها حلیف بنی تمیم و بیش‏تر بنی‏تمیمدشمن امیرالمؤمنین بودند ، آنها جزو سربازان علی علیه‏السلام باقی ماندند .(۴۵) بعدها معاویهگروهی از آنها را به سواحل شام و انطاکیه منتقل کرد .(۴۶)

در پایان این مباحث یادآور می‏شویم که آنچه که گفته شد در مورد اقوام و قبایل وگروه‏های بزرگ ساکن کوفه بود . مسلما با توجه به مرکزیتی که کوفه در عالم اسلامی یافتهبود ، افراد بسیاری از سایر شهرها به دلایل مختلف به این شهر کوچ کردند . هم‏چنینبردگان و غلامان غیر ایرانی نیز در این شهر حضور داشتند . اما از نظر تعداد و از جهتسیاسی قابل توجه نبوده‏اند .

کوفه قبل از علی علیه‏السلام

چنان که مشاهده کردیم کوفه به عنوان یک پایگاه نظامی آماده به خدمت برایجنگجویان اسلام که قصد حرکت به سوی ایران را داشتند ، ساخته شد . علی‏رغم این کهاین شهر در طی گذشت زمان تغییراتی را به خود دید ، هم‏چنان وظیفه اولیه آن باقی بودو جنگجویان فراوانی از سراسر شبه جزیره عربستان به منظور آماده باش برای اجرایفرمان خلیفه مبنی بر اعزام جهت جنگ یا به عنوان نیروی کمکی ، به این سرزمین واردمی‏شدند .

با پی‏گیری خط سیر فتوحات اسلامی درمی‏یابیم که کوفه و کوفیان در این مسیرنقش مهم و فعالی را برعهده داشته و هرگز از مشارکت در فتح خودداری ننموده‏اند .

براساس گزارش مورخان یکی از اقدامات عمر در کوفه ، آماده‏سازی چهار هزار اسببه منظور حوادث احتمالی بوده که زمستان‏ها در قسمت مقابل و سمت چپ قصر کوفهنگهداری می‏شدند . آن‏جا طویله خوانده می‏شد . به هنگام بهار آنها را میان رود فرات وخانه‏های کوفه می‏بردند ، مسؤول نگهداری اسب‏ها سلمان بن ربیعه باهلی و چند نفر ازاهالی کوفه بودند .(۴۷)

اولین جنگی که نیروهای کوفی در آن حضور داشتند ، کمی بعد از تأسیس کوفه و درسال ۱۷ه . بود . در این سال رومیان قصد جنگ با ابوعبیده بن جراح و مسلمانان مقیممصر را داشتند و در این راه مردم جزیره با آنان هم‏پیمان شده بودند که نهایتا با آمدنسپاه کوفه ، دست از پیمان خود برداشته و متفرق شدند و بدین ترتیب روم شکستخورد و با یاری سپاه کوفه مسلمانان پیروز گشتند .(۴۸) هم‏چنین در این سال سپاهیانکوفه موفق به تصرف جزیره شدند و در فتح رامهرمزد ، شوش ، تستر و نهاوند نیز شرکتداشتند .(۴۹)

به طور کلی باید گفت در خبرهای رسیده از فتوحات اسلامی جملاتی نظیر : « . . .وعمر آنها را با اهل کوفه یاری داد» ، «من (عمر) به اهل کوفه نوشتم تا تو را در این راههمراهی کنند» ، «و به حذیفه بن یمان نوشت که با اهل کوفه بروید تا به نهاوند برسید» ،«از اهل کوفه برای فلان امور یاری بگیر» ، «نیروهای کمکی کوفه به آنان ملحق شد» ، «عمربه اهل کوفه نوشت تا یاریش کنند» و شبیه اینها به وفور به چشم می‏خورد که نیازی بهذکر تمامی آنها نیست ، تنها اشاره به همین جمله از عمر کافی است که می‏گوید : «خدامردم کوفه را پاداش نیک دهد ، که هم به حوزه خویش می‏رسند و هم به مردم شهرهایدیگر کمک می‏کنند .»(۵۰)

این جمله و نظیر آن ، نه تنها از عمر ، که از دشمنان کوفیان نیز شنیده می‏شود ،چنان که ابن سعد از مردی از اهل شام در برخورد با سپاه کوفه خطاب به عمر روایتمی‏کند : «ای اهل کوفه ! شما گنج اسلامید . اگر بصره از شما یاری بخواهد کمکشمی‏کنید و اگر اهل شام از شما مدد جوید به یاریشان می‏شتابید .»(۵۱)

کوفه هم‏چنان پس از عصر عمر وظیفه خطیر خود را در حرکت فتوح حفظ کرد واخبار مشارکت اهل کوفه در این حرکات از مصادر تاریخی به وسعت ذکر شده است .(۵۲)

طبق روایت مورخان ، مغازی اهل کوفه در زمان عثمان ، ری و آذربایجان بوده و درهمین دو جنگ ده هزار نیرو از سوی کوفه اعزام شده است ، شش هزار نیرو به آذربایجانو چهار هزار به ری .(۵۳)

لازم به ذکر است که این مشارکت هم‏چنان در عصر امویان و پس از آن نیز ادامه داردکه پرداختن به آن از حیطه بحث ما خارج است .

کوفه در زمان علی علیه‏السلام

آنچه که تاکنون در ارتباط با فتوحات مسلمانان به وسیله نیروهای کوفه بیان شد ، بهروشن ساختن کارکرد برون شهری این شهر می‏پرداخت که همواره در کنار سایرپادگان‏های نظامی و از جمله بصره حضوری فعال و اهدافی یکسان با آنان داشت .

چیزی که در این‏جا به آن خواهیم پرداخت ، سیاستی است که این شهر در اوضاعداخلی خود در پیش گرفت ، سیاستی که دقیقا در نقطه مقابل پایگاه‏های دیگر و خصوصابصره قرار داشت . در این روند کوفه تبدیل به یکی از مهم‏ترین پایگاه‏های علویون و درواقع مهد تشیع علوی می‏گردد و این در حالی است که بصره ، همان هم‏گامِ همیشگی درفتوحات خارجی ، از حامیان سرسخت خلافت اموی و مقرّ حکومت آنها گشته است .

حمایت کوفه از علی علیه‏السلام و پیروانش نه تنها از زمان انتقال دستگاه خلافت به آن‏جا ومرکزیت یافتن آن در اسلام ، بلکه از همان زمان فتنه کبری (فتنه عثمان) به وضوح بهچشم می‏خورد .(۵۴)

درپی انقلابی که بر ضد عثمان در مدینه صورت گرفت و به قتل وی منجر شد عموممردم ، شامل اهالی مدینه (مهاجران و انصار) به جز چند تن و معترضان کوفی و بصری ومصری با امیرالمؤمنین علیه‏السلام به عنوان شایسته‏ترین و لایق‏ترین فرد امت برای خلافتاسلامی بیعت کردند .

مالک اشتر که همراه با معترضان کوفه به مدینه آمده بود بیعت کوفیان با آن حضرترا به عهده گرفت . با انتشار خبر برگزیده شدن علی علیه‏السلام به خلافت توسط مهاجران وانصار بیعت با آن حضرت در کوفه و دیگر شهرها آغاز شد ولی مردم کوفه پیش ازدیگران ، از بیعت با آن پیشوا ، استقبال کردند . کسی که برای وی از کوفیان بیعت گرفتابوموسی اشعری بود که از جانب عثمان حکومت کوفه را برعهده داشت و علی علیه‏السلام او رابر حکومت تثبیت کرده بود .(۵۵)

بدین طریق کوفیان آبیاری «بذر تشیع را که دیری نبود در سرزمین‏اشان کشته شدهبود»(۵۶) برعهده گرفتند تا این که درگیری بین حضرت و منکران حق ایشان در خلافت ،درگرفت ، – جنگ جمل ، نبرد صفین ، جنگ نهروان – و خون‏های ریخته شده در اینمیان ، به سر برآوردن این نهال کمک نمود .

در این گیرودارها در سرزمین پهناور اسلامی ، منطقه عراق و شام ناظر بر این نزاع‏هابود – اهل شام ، اهل کوفه ، اهل بصره و خوارج – لیکن کوفه تنها در یک سمت و باقیمناطق در سمت دیگر بودند .(۵۷)

جنگ جمل در حقیقت چیزی نبود جز درگیری‏ای بین اهل کوفه از یک‏سو و بصره ازسوی دیگر . هنوز چیزی از اتمام بیعت با علی علیه‏السلام در مدینه نگذشته بود که طلحه و زبیراطلاع یافتند که امّ‏المؤمنین عایشه ، در مکه بنای ناسازگاری گذاشته و مردم را به انتقامخون عثمان فرا می‏خواند و لذا این دو از مدینه به سوی مکه و به قصد پیوستن به عایشهخارج شدند . طولی نکشید که بر بصره رسیدند و والی امام در آن‏جا را به بند کشیدند ویارانش را کشتند و بدین ترتیب به بصره استیلاء یافتند .

در این‏جا بود که حضرت به دنبال آنان از مدینه خارج شد و با فرستادن امامحسن علیه‏السلام و عمار به سوی کوفه و درخواست مدد از آنها ، کوفه «دومین پایگاه نظامی درعراق که از همان ابتدا با بصره حسادت داشت»(۵۸) وارد میدان شد و با اعزام هفت هزار (بهقولی شش هزار و به قولی دوازده هزار) نفر نیرو به یاری امام ، برگ زرینی دیگر برصفحات تاریخ خود افزود .

بدین ترتیب جنگی سخت ، که در نهایت به نفع امام پایان یافت ، درگرفت . حضرت بربصره وارد شد ، خطبه‏ای طولانی در ذمّ آنان و نفاق و دودستگی‏شان ایراد کرد ، عبداللّه‏بن عباس را به ولایت بصره نهاد و به کوفه بازگشت و آن‏جا ماند تا زمانی که کوفه را بهعنوان مرکز خلافت برگزید .(۵۹)

علل انتخاب کوفه به عنوان مرکز خلافت

پس از بیان مطالب فوق و بررسی آنچه که گذشت ، به دست آوردن علل این انتخاباز جانب حضرت و به واقع پاسخ‏گویی به مسأله اصلی تحقیق امری نه چندان مشکل بهنظر می‏رسد .

گرچه به نظر بعضی ورود حضرت به کوفه بدین منظور نبود که آن‏جا را مرکز خلافتخود قرار دهد ، بلکه به این دلیل که آن شهر ، اردوگاه بزرگ نظامی بود ، قصد داشت باجلب حمایت بیش‏تر کوفیان ، آنها را برای رویارویی شدیدی با معاویه سازمان دهد ؛(۶۰) امابا توجه به عواملی که ذکر می‏شود به نظر می‏رسد که آن حضرت ، آگاهانه و با نیت قبلیکوفه را به عنوان مرکز خلافت و امامت خود انتخاب کرد . حتی اگر مجبور به جنگ باپیمان‏شکنان هم نمی‏شد باز مقرّ حکومت اسلامی را به کوفه منتقل می‏کرد :

در این زمان حکومت امام موقعیتی ویژه یافته بود ، امام عملاً با عراق و شام رویاروشده بود که این مشکل در زمان خلفای قبلی نبود . امام علیه‏السلام باید مرکزی را برای حکومتبرمی‏گزید که در برابر عراق و شام کارآمدی می‏داشت . دلایلی اثبات می‏کند که مدینهقابلیت قرار گرفتن به عنوان مرکز خلافت را نداشت ؛ این دلایل بدین صورت است :

۱ . از نظر اقتصادی محیط حجاز تحمل رویارویی با عراق یا شام را نداشت . مدینه کهبهترین نقطه حجاز به شمار می‏رفت به درستی توانایی سیر کردن مردم خویش رانداشت . اکنون چگونه می‏توانست سپاهی عظیم را تغذیه کند ؟ ! علت این عدم توانایی ،به موقعیت جغرافیایی مدینه برمی‏گشت که در منطقه صحرا و بدون هیچ کشت و زرع ودامپروری و تجارت فعالی روزگار سپری می‏کرد .

۲ . مدینه از نظر نیروی انسانی کشش یک جنگ تمام عیار را با شام نداشت . حداکثرآماری که از سپاه مدنی همراه امام در جنگ جمل ، چهار هزار نفر است .(۶۱) چنینجمعیتی قادر نبود مشکلات خلافت را در مواجهه با دشمنان فراوانش حل کند .هم‏چنین بستگان اموی و بستگان شورش جمل اجازه همکاری کامل را به همین نیرویاندک هم نمی‏دادند .

۳ . مردم این شهر به ویژه برخی از اصحاب ، کسانی چون عبداللّه‏ بن عمر ، سعد بنابی وقاص ، محمد بن مسلمه ، زیدبن ثابت و بسیاری دیگر ، کوچک‏ترین علاقه‏ای به امامنداشتند و خود را مجتهدتر از آن می‏دانستند که سخن امام را بشنوند .

۴ . رفاه‏طلبی فزون از حد مردم این شهر که در دوره خلفای پیشین به آن مبتلا شدهبودند ، روحیه جنگی برای آنان باقی نگذاشته بود . عمر و به ویژه عثمان با اعطایامتیازات بسیار به چهره‏های مشهور و مهم دوران جاهلیت ، که ایمان آنها برای بسیاریمشکوک بود ، حمایت قریش را جلب کردند .

اعطای فرمانروایی ایالات مهم شام به یزید بن ابی‏سفیان و بعد به برادرش معاویهتوسط عمر و فرمانروایی کوفه به ولیدبن عقبه بن ابی محیط و سعید بن عاص توسطعثمان ، – کسانی که پدرانشان از سران قریش بوده و توسط علی علیه‏السلام کشته شده بودند -از این موارد بود .

اینها کارهایی بود که علی علیه‏السلام به محض رسیدن به خلافت بر بطلان آنها رأی داد وچنین افرادی را از حکومت بر مسلمانان برکنار کرد . بنابراین بیش‏تر مردم مکه و مدینهطرفدار خلفای گذشته بودند و میانه چندانی با آن حضرت نداشتند . طبیعی است کهعلی علیه‏السلام نمی‏توانست در میان چنین مردمی حکومت خود را قوام بخشد .

۵ . در طول بیست و پنج سالی که از رحلت پیامبر می‏گذشت به تدریج مردم از آنتحول معنوی و الهی که در اثر تعلیمات آن حضرت ، پیدا کرده بودند ، دور شدند .بسیاری از مردم در زمان پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به دلیل اسلام ، مقابل اقوام و خویشان مشرکخود می‏ایستادند و بارها اتفاق می‏افتاد که پسر در برابر پدر و برادر مقابل برادر درجنگ‏های صدر اسلام قرار می‏گرفتند . اما به هنگام خلافت امیرالمؤمنین علیه‏السلام با این کههمه مسلمان بودند ، به اندازه‏ای دگرگون شده بودند که به علی علیه‏السلام به عنوان قاتل پدر وبرادر و یا افراد عشیره خود می‏نگریستند ، و از این‏رو نمی‏توانستند رهبری او را بپذیرند وبرخلاف آنچه در بیعت با سه خلیفه قبل انجام دادند (و همه به اتفاق بیعت کردند)عده‏ای که در میان آنها افراد سرشناسی دیده می‏شد ، از بیعت با آن حضرت خودداریکردند . بسیاری از کسانی هم که به پیروی از مردم و از روی اکراه بیعت کرده بودند ،چندی بعد از اطاعت خودداری ورزیدند .

به نظر می‏رسد بیش‏تر در زمان خلافت عمر ، که خود معترف بر لیاقت و شایستگیعلی علیه‏السلام برای خلافت نسبت به تمام اصحاب پیغمبر بود و توسط او در اذهان مردمدلاوری‏های علی علیه‏السلام مورد خدشه قرار گرفت ، چنین القا شد که قریش زیر بار خلافت اونمی‏رود .(۶۲)

از طرف دیگر زبده مردم مدینه هم از آن شهر مهاجرت کرده بودند . از این‏رو است کهوقتی امیرالمؤمنین علیه‏السلام از مدینه به قصد رویارویی و نبرد با پیمان‏شکنان حرکت کرد ،تعداد کل مردمی که از مدینه ، مرکز خلافت ، با او راهی جبهه بصره شدند ، بیش ازچهارصد یا هفتصد نفر نبودند . ثقفی از عروه بن زبیر روایت می‏کند که گفت : «شنیدمعلی بن الحسین (امام سجاد علیه‏السلام ) می‏فرمود : بیست مرد در مکه و مدینه نیست که مااهل‏بیت را دوست بدارد .»(۶۳)

به طور کلی باید گفت مشکلاتی که امیرالمؤمنین در این زمان با مردم مدینهداشتند ، دقیقا شبیه به همان شرایطی است که پیامبر در رویارویی با مردم مکه ، درپیش روی می‏دید . اگر آن زمان خائنان به پیامبر یهودیان و چهره‏های شناخته شدهآنان بودند ، در این زمان مخالفان امام در میان مردم مسلمان و هم‏نام با آنان می‏زیستندو از تمام جزئیات و اسرار آنان اطلاع داشتند و لذا انتخاب مدینه به عنوان مرکز خلافتبه عبارتی قرار دادن تمامی اسرار نظامی و سیاسی در دست دشمنان و قرار دادنحکومت در معرض سقوط و از هم‏پاشیدگی بود .

عوامل برتری کوفه بر سایر نقاط

۱ . از نظر اقتصادی ، سواد عراق مهم‏ترین منبع درآمد این خطّه بود . به علاوه خراج وجزیه فراوانی از ایران و عراق به دست مسلمانان بود که ثروتی بی‏اندازه محسوب می‏شد .

۲ . کوفه از نظر کثرت جمعیت و نزدیکی به مناطق پرجمعیت ، توانایی مقابله با هرتجاوزی را داشت .

۳ . تعداد بسیاری از صحابه و برگزیدگان آنها در کوفه حضور داشتند ؛ هنگام ورودخالد بن ولید به عراق در زمان ابوبکر ، عده‏ای از صحابه در سپاه او حضور داشتند کهبعدا با اعزام سپاه دیگری به فرماندهی ابوعبید ثقفی در جنگ خیبر (گرچه بعد ازشکست در آن جنگ عده‏ای از آنها به مدینه بازگشتند) و به خصوص با اعزام سپاه سعدوقاص ، شمار بسیاری از اصحاب پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وارد عراق و به ویژه منطقه کوفه شدند .پس از بنای کوفه نیز هشتاد تن از صحابه در سال ۱۸ هجری وارد کوفه شدند .(۶۴) هم‏چنینهنگامی که عمار یاسر به حکومت کوفه گمارده شد ، عمر ده تن از برگزیدگان اصحاب راهمراه او به کوفه فرستاد – بدین‏گونه در سال ۳۶ه . که امیرالمؤمنین علیه‏السلام به منظوررویارویی با ناکثین از مدینه حرکت کرد ، چهارصد صحابی از مهاجر و انصار ، که هفتاد نفراز اصحاب بدر در میان آنان بودند ،(۶۵) پس از جنگ جمل با حضرت در کوفه فرود آمدند ،تنها در جنگ صفین ، دو هزار و هشتصد تن از صحابیان مقیم کوفه همراه علی علیه‏السلام بودند .(۶۶) در واقع کثرت حضور اصحاب با سابقه پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در کوفه بیش از هر نقطهدیگر عالم اسلام بود و از این‏رو «کوفه» نسبت به سایر شهرهای معتبر جهان اسلام (حتیمدینه) موقعیت ممتازی یافته بود .

۴ . عمده سرشناسان عرب در این منطقه سکنا گزیده بودند ؛ در میان مهاجران بهکوفه ، گذشته از صحابه ، بسیاری از قبایل حجاز نیز به همراه سرشناسان و مشاهیر آنقبیله‏ها به کوفه آمدند . از این مهم‏تر مهاجرت برگزیدگان یمن و قبیله‏های مشهور آنخطّه از هنگام جنگ قادسیه بود که به عراق آمدند و پس از بنای کوفه در آن شهر سکناگزیدند ، به گونه‏ای که اکثریت اهالی عرب شهر را اینان تشکیل می‏دادند .

نکته مهم و قابل توجه در مورد یمنی‏ها این است که بیش‏تر آنها از قبل باامیرالمؤمنین علیه‏السلام آشنایی داشتند ، زیرا آن حضرت در سال هشتم و یا دهم هجرت ازطرف پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مأمور تبلیغ اسلام در یمن گردید و تبلیغات او بود که اهل یمن رامسلمان کرد . حضور چند ماهه علی علیه‏السلام در آن دیار ، دوستدارانی برای او پدید آورد کهبعدها از یاران برجسته او شدند ، کسانی هم‏چون مالک اشتر و کمیل بن زیاد و حارثهمدانی و . . .

هم‏چنین از منطقه حضرموت و دیگر مناطق مجاور یمن نیز نخبگان و ملوکی به کوفهنقل مکان کرده بودند .(۶۷)

۵ . کوفه از نظر جغرافیایی تقریبا در قلب عالم اسلام آن روزگار واقع و بر ایران ،حجاز ، شام ، مصر و جزیره ، مشرف (و تقریبا در یک فاصله) بود . موقعیت آن از بصره کهبه دریا نزدیک ، و امکان هجوم خارجی از راه آب بدان زیاد بود ، بهتر می‏نمود .

۶ . کوفه از نظر موقعیت نظامی و تعداد دلاوران در وضعیت مطلوبی قرار داشت ؛ درمبحث بنای کوفه گفته شد که کوفه به عنوان اردوگاه بزرگ نظامی اسلام و به منظور ادامهفتوحات مسلمانان در ایران و سرزمین‏های ماورای آن تأسیس گردید . گرچه شهرفسطاط در مصر و بعدها قیروان در افریقیه نیز به منظور گسترش فتوحات مسلمانان درغرب عالم اسلامی بنا شد ، ولی هیچ یک اهمیت کوفه و بصره را نیافتند . در این میانکوفه سرآمد شهرهای مهم و برجسته مسلمانان شده بود ، زیرا مرکز دلاورترین وشجاع‏ترین رزمندگان مسلمان شد که شجاعت آنها مورد اتفاق عالم اسلام بود . کوفیاننیز از این بابت به خود می‏بالیدند ؛ حتی در زمان‏های بعد در تفاخر نسبت به سایر نقاطمملکت اسلامی ، خود را فرزندان ذات السلاسل و قادسیه می‏نامیدند و از این‏رو بر بصرهو بصریان برتری داشتند . البته جای این تفاخر هم بود ، زیرا اگرچه سپاه بصره در آغازنیمی از ایران و کمی بعد ، خراسان و طخارستان و . . . را فتح کرد ، ولی ابتدا این سپاهکوفه بود که با پیروزی‏های چشم‏گیر و مکرر در عراق و فتح پایتخت امپراطوری ساسانیو سرانجام پیروزی‏های بزرگ نهاوند (فتح الفتوح) توانست ابّهت و اقتدار شاهنشاهیساسانی را در هم شکند و پیروزی‏های سپاه بصره را تضمین کند . در واقع بصریان بهفتح شهرها و ایالت‏هایی موفق شدند که بدون مدافعان قدرتمند مانده بودند . لازم به ذکراست که بیش‏تر سپاه کوفه و بصره به ویژه فرماندهان و چهره‏های شاخص آنها پس ازدست‏یابی به هدف‏های خود در جنگ‏ها و فتوحات به پایگاه خویش بازمی‏گشتند و اگرفرمان جنگ جدیدی صادر می‏شد ، مجددا به منطقه مورد نظر اعزام می‏گردیدند .

۷ . بین امیرالمؤمنین علیه‏السلام و مردم کوفه علاقه‏ای متقابل وجود داشت ؛ علی علیه‏السلام قبلاز این که به کوفه بیاید به مردم آن ارج می‏نهاد و آنها را دوست می‏داشت ؛ با این که آنحضرت در مدینه از مردم بیعت گرفته بود و کوفه را که ده‏ها فرسنگ از مدینه فاصلهداشت تا آن زمان ندیده بود ، به کوفه و مردم آن دل‏بسته بود . ابن ابی الحدید در شرحنهج‏البلاغه خود بابی را با عنوان «فضایل کوفه در کلام امیرالمؤمنین» آورده است .

هنگامی که علی علیه‏السلام تصمیم گرفت به منظور برخورد با پیمان‏شکنان به بصره برود درنامه‏ای که برای نخستین بار به اهل کوفه نوشت ، مرقوم داشت : «فرمانی است از بندهخدا علی امیرالمؤمنان به مردم کوفه که صهیه انصار و سروران عرب هستند .» . «صهیه»در لغت به معنی جماعت و دسته ، و به معنی سرور و بزرگ نیز آمده است . «نسام» هم کهدر متن عربی آمده است – به معنی رفعت و بلندی و جای بالا است .(۶۸)

علی علیه‏السلام چون از مهاجران ، یعنی اهل مکه عداوت و کینه‏توزی دیده بود به انصاریعنی مردم مدینه ، که برخلاف اهل مکه ، مردمی پرآوازه و مهربان بودند توجه داشت ،که سرشناسان آنها به کوفه مهاجرت کرده بودند . این موضوع در آخرین نامه کوتاهحضرت آمده است . امیرالمؤمنین علیه‏السلام به مردم کوفه که بسیاری از آنها اهل مدینهبودند ، می‏نویسد : «بدانید که دیگر مدینه با آن جمیعت وجود ندارد ، مردم خوب آنپراکنده شده‏اند و فتنه و آشوب برگرد محور آن می‏گردد . پس شما با رسیدن نامه من بهسوی فرمانده خود بشتابید و در جهاد با دشمن خود پیش‏دستی کنید .» حضرت درآخرین نامه نوشت : «برای من کافی است که شما برادران من هستید ، و برای دین ،یاوران خوبی . بنابراین سبک و سنگین حرکت کنید و با اموال و جان‏هایتان در راه خداجهاد نمایید که برای شما بهتر است اگر بدانید .(۶۹)

به روایت طبری علی علیه‏السلام در تعقیب عایشه و طلحه و زبیر وقتی به ربذه رسید و خبریافت که آنها قصد بصره دارند و به سوی کوفه نرفتند ، خوشحال شد و فرمود : «مردم کوفهبیش از دیگران مرا دوست دارند به خصوص که رؤسای عرب و سروران آنها در میانایشان هستند .» و به همین جهت به آنها نوشت : «که من شما و شهرتان را از بین تمامشهرها برگزیدم و بر آن هستم که در میان شما فرود آیم زیرا از مودّت و محبت شمانسبت به خود که به خاطر خدا و پیامبر است اطلاع دارم ، پس هر کس به سوی من بیایدو مرا یاری کند ، دعوت حق را اجابت کرده و وظیفه‏ای را که بر دوش دارد انجام دادهاست .»(۷۰)

همان‏گونه که ذکر شد امیرالمؤمنین علیه‏السلام به سبب کینه‏ورزی مهاجران و اهل مکهعنایت خاصی به انصار (مردم مدینه) و یمنی‏ها داشت به گونه‏ای که عاملان وفرمانروایان آن حضرت بر نقاط مهم عالم اسلام از انصار و مردم یمن انتخاب شده بودندو یک نفر مهاجر در میان آنها نبود به جز پسر عموهای وی یعنی عبداللّه‏ و عبیداللّه‏ و قثمپسران عباس . در میان حکمرانانی که امیرالمؤمنین علیه‏السلام قبل از ورود به عراق تعیین کردچهره‏های برجسته‏ای از انصار دیده می‏شوند . افرادی هم‏چون عثمان بن حنیف انصاری- والی بصره – برادرش سهل بن حنیف انصاری تعیین شده برای حکومت شام که معاویهمانع ورود او به شام گردید ، و بعد از طرف حضرت جانشین او در مدینه شد ، قیس بنسعد بن عباده والی مصر ، و قرظه بن کعب انصاری والی کوفه .(۷۱)

مجموعه این عوامل و شاید عواملی دیگر ، باعث شد که حضرت کوفه را «قبه الاسلام»بخواند(۷۲) و آن را در میان سایر بلاد اسلامی به عنوان مرکز خلافت برگزیند .

امیرالمؤمنین علیه‏السلام حتی در اواخر حکومت خود و اندکی قبل از شهادتش با این که ازکوفیان دل‏آزرده بود و آنها از فرمانش سرپیچی می‏کردند ، در عین حال ، آنها را از همهمسلمانان برتر و برگزیده‏تر می‏خواند(۷۳) . در واقع حضرت برترین انتخاب را کرد و برترینمکان را از نظر جغرافیایی با بهترین مردم از لحاظ دلاوری و سابقه اسلام و اشتهار بهصلاح و درستی برگزیده بود .(۷۴)

 

 

 

منابع و مآخذ

 

۱ . ابن رسته : الاعلاق النفیسه ، بی‏نا ، لیدن ، ۱۹۸۲ .

۲ . ابن قتیبه همدانی : بغداد مدینه الاسلام ، انتشارات ص .العلی ، پاریس ، ۱۹۷۷ .

۳ . ابن قیتبه : عیون الاخبار ، بی‏نا ، قاهره ، ۳۰-۱۹۲۵ .

۴ . بلاذری : فتوح البلدان ، بی‏نا ، قاهره ، ۱۹۳۲ .

۵ . ثقفی کوفی ، ابواسحاق ابراهیم بن محمد : الغارات ، چاپ دوم ، سلسله انتشاراتانجمن آثار ملی ، ۱۳۵۵ .

۶ . جعفری ، حسین : تشیع در مسیر تاریخ ، تحلیلی و بررسی علل پیدایش تشیع وسیر تکوینی آن در اسلام ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، تهران ، ۱۳۶۴ .

۷ . جعفریان ، رسول : تاریخ خلفا ، دفتر نشر الهادی ، مؤسسه چاپ الهادی ، قم ،۱۳۷۷ .

۸ . جعیط ، هشام : کوفه پیدایش شهر اسلامی ، ترجمه ابوالحسن سرومقدم ، مؤسسهچاپ و انتشارات آستان قدس رضوی ، مشهد ، ۱۳۷۲ .

۹ . حموی ، یاقوت : معجم البلدان ، داراحیاء التراث العربی ، بیروت ، لبنان ، ۱۳۹۹ق .

۱۰ . خلیلی ، یوسف : حیاه الشعر فی الکوفه الی نهایه القرن الثانی للهجره ، دارالکاتبالعربی للطباعه و النشر ، قاهره ، ۱۳۸۸ .

۱۱ . دوانی ، علی : مفاخر اسلام ، مؤسسه انتشارات امیرکبیر ، چاپ دوم ، تهران ،۱۳۶۳ .

۱۲ . دینوری ، ابومحمد عبداللّه‏ بن مسلم ابن قتیبه : الامام و السیاسه ، مطبعه النیلبالقاهره ، ۱۹۰۴ .

۱۳ . دینوری ، احمد بن داود : اخبار الطوال ، ترجمه محمود مهدوی دامغانی ، نشرنی ، بی‏جا ، ۱۳۶۴ .

۱۴ . رجبی ، محمد حسین : کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ، مؤسسه چاپو انتشارات دانشگاه امام حسین علیه‏السلام ، ۱۳۶۵ .

۱۵ . زیدان ، جرجی : تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه علی جواهر کلام ، انتشارات امیرکبیر ، تهران ، ۱۳۶۹ .

۱۶ . شابوشتی : کتاب الدیارات ، بی‏نا ، بغداد ، ۱۹۲۶ .

۱۷ . شیخ صدوق : عیون اخبار الرضا علیه‏السلام ، مطبعه الحیدریه ، نجف ، ۱۳۹۰ .

۱۸ . طبری ، محمد بن جریر : تاریخ طبری ، دوره ۸ جلدی ، چاپ چهارم ، مؤسسهالعلمی للمطبوعات ، بیروت ، لبنان ، ۱۴۰۳ .

۱۹ . عمادالدین اسماعیل ، ابوالفداء : تقویم البلدان ، ترجمه عبدالمحمد آیتی ،انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ، ۱۳۴۹ .

۲۰ . مدائنی ، عزالدین عبدالحمید ابن الحدید : شرح نهج‏البلاغه ، چاپ دوم ، داراحیاءالکتب العربیه ، ۱۳۵۵ .

۲۱ . مسعودی ، علی بن الحسین : التنبیه و الاشراف ، دارومکتبه الهلال ، بی‏جا ،۱۹۸۱م .

۲۲ . مسعودی ، علی بن الحسین : مروج الذهب و المعادن الجوهر ، دارالمعرفهبیروت ، لبنان ، ۱۳۶۸ .

۲۳ . یعقوبی ، احمد بن اسحاق : تاریخ یعقوبی ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی ، شرکتانتشارات علمی و فرهنگی تهران ، ۱۳۷۱ .

پی نوشت ها:

۱٫ یاقوت حموی : معجم البلدان ، داراحیاء التراث العربی ، بیروت ، لبنان : ۱۳۹۹ق ، ج۴ ، ص۴۹۰ .

۲٫ مرحله مسافتی است که مسافر در یک روز می‏پیماید . (فرهنگ معین)

۳٫ معجم البلدان ، ج۴ ، ص۴۹۰ .

۴٫ ابوالفداء عماد الدین اسماعیل : تقویم البلدان ، ترجمه عبدالمجید آیتی ، انتشارات بنیاد فرهنگ اسلامی ،۱۳۴۹ش ، ص۱۱۶ .

۵ واسط پنجمین شهر بزرگی است که اعراب پس از اسلام بنا کردند . علی بن حسین مسعودی : التنبیه والاشراف ، دار و مکتبه الهلال ، ۱۹۸۱م ، ص۳۴۹ .

۶٫ محمد بن جریر طبری ، تاریخ طبری ، دوره ۸ جلدی ، چاپ چهارم ، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات ، بیروت ،لبنان ، ۱۴۰۳ق ، ج۴ ، ص۴۲ . ابن قتیه دینوری ، عیون الاخبار ، مؤسسه المصریه العامه ، قاهره ، ۱۳۸۳ق ، ج۱ ،ص۲۱۸ .

۷٫ ابوالحسن علی بن الحسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، دارالمعرفه ، بیروت ، لبنان ، ۱۳۶۸ق ،ج۱ ، ص۱۱۹ .

۸٫ ابن رسته در اعلاق شروع بطائح را از کسکر می‏داند نه آن‏گونه که لسترنج گفته از جنوب کوفه . ابنرسته : اعلاق النفیسه ، بی‏نا ، لیون ، ۱۸۹۲م .

۹٫ طبری ، ج۴ ، ص۴۱ ، بلاذری : فتوح البلدان ، بی‏نا ، قاهره ، ۱۹۳۲م ، ص۲۲۷ .

۱۰٫ ابن الفقیه الهمدانی : بغداد مدینه الاسلام ، انتشارات ص .العلی ، پاریس ، ۱۹۷۷ ، ص۱۶۴ . یاقوت : معجمالبلدان ، بی‏نا ، بیروت ، بی‏تا ، ج۴ ، ص۴۹۲ .

۱۱٫ هشام جعیط : کوفه پیدایش شهر اسلامی ، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم ، چاپ اول ، مؤسسه چاپ وانتشارات آستان قدس رضوی ، مشهد ، ۱۳۷۲ ، ص۸۳ .

۱۲٫ همان از طبری ، ج۴ ، ص۴۱ . به هیچ یک از این دیرها نه از سوی شابوشتی در دیارات نه از سوی یاقوتاشاره‏ای نشده ، اما هر دو از وجود دیری به نام دیرالحریق در منطقه حیره یاد کرده‏اند : شابوشتی : کتابالدیارات ، بی‏نا ، بغداد ، ۱۹۶۶ ، ص۲۳۰ .

۱۳٫ دکتور یوسف خلیل : حیاه الشعر فی الکوفه الی نهایه القرن الثانی للهجره ، دارالکاتبه العربی للطباعه والنشر ، قاهره ، ۱۳۸۸ ، ص۴۴ .

۱۴٫ همان ، به نقل از بلاذری ، ص۲۷۶ .

۱۵ تاریخ طبری ، ج۳ ، ص۱۴۵ .

۱۶٫ مروج الذهب ، ج۲ ، ص۳۲۹ .

۱۷٫ احمد بن داود دینوری ، اخبار الطوال ، ترجمه محمود مهدوی دامغانی ، نشر نی ، بی‏جا ، ۱۳۶۴ق ، ص۱۷۵ .

۱۸٫ حیاه الشعر فی الکوفه ، ص۴۵ از art.(al-lcup) ،.The Ency .of Islam

۱۹٫ محمد حسین رحیمی : کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاهامام حسین ، ۱۳۶۵ ، ص۹۵ .

۲۰٫ بلاذری ، فتوح ، ص۲۷۴ .

۲۱٫ تاریخ طبری ، ج۴ ، ص۴۰ به بعد .

۲۲٫ ر .ک : فتوح ، ص۲۷۴ ، طبری ، ج۴ ، ص۴۱ .

۲۳٫ ر .ک : همان ، ج۴ ، ص۴۰ .

۲۴٫ کوفه پیدایش شهر اسلامی ، ص۸۰ .

۲۵ ر .ک : فتوح ، ص۲۷۵ .

۲۶٫ همان .

۲۷٫ «اردوگاه برای عملیات مسلحانه بهتر از ساختمان است» طبری ، ج۴ ، ص۴۳ .

۲۸٫ ر .ک : فتوح ، ص۲۷۵ .

۲۹٫ معجم البلدان ، ج۴ ، ص۴۹۰ .

۳۰٫ همان .

۳۱٫ تاریخ طبری ، ج۳ ، ص۱۵۱ .

۳۲٫ تشیع در مسیر تاریخ ، ص۱۳۰ .

۳۳٫ کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ، ص۱۳۰ ، از الغارات ثقفی ، ج۱ ، ص۱۹ .

۳۴٫ همان ، ص۱۳۲ .

۳۵ تشیع در مسیر تاریخ ، ص۱۴۰ .

۳۶٫ همان ، ص۱۳۹ .

۳۷٫ ابوعبید قاسم بن سلام ، ادیب و مفسر احادیث غریب که در سال ۱۵۰ در هرات متولد شد و به سال ۲۲۴در مکه درگذشت . کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ، ص۱۳۵ .

۳۸٫ ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی ، چاپ دوم ، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی ، ۱۳۵۵ش ، ج۲ ،ص۵۰۰ .

۳۹٫ جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه علی جواهر کلام ، چاپ ششم ، مؤسسه انتشارات امیرکبیر ،۱۳۶۹ش ، ج۴ ، ص۶۸۶ .

۴۰٫ فتوح البلدان ، بخش مربوط به ایران ، ترجمه آذرتاش آذرنوش ، پاورقی ص۱۲۷ .

۴۱٫ کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ، ص۱۳۷ ، از عتبات مقدسه فی الکوفه ، ص۲۳۲ .

۴۲٫ افراد زُط که در سواحل خلیج‏فارس ساکن بوده‏اند ، بهرام گور از هندوستان به ایران منتقل کرده بود .ترجمه فتوح البلدان بخش مربوط به ایران ، ص۱۲۷ .

۴۳٫ همان ، ص۱۲۹ ، به نقل از دایره‏المعارف اسلام .

۴۴٫ فتوح البلدان ، ص۵۲۳ .

۴۵ تاریخ طبری ، ج۳ ، ص۵۱۷ .

۴۶٫ فتوح البلدان ، ص۵۲۳ .

۴۷٫ حیاه الشعر فی الکوفه ، ص۴۶ .

۴۸٫ طبری ، ج۵ ، ص۱۸۵۵ .

۴۹٫ حیاه الشعر فی الکوفه ، ص۴۷ .

۵۰٫ طبری ، ج۵ ، ص۱۸۵۷ .

۵۱٫ ر .ک : حیاه الشعر فی الکوفه ، ص۴۹ .

۵۲٫ به عنوان مثال ر .ک : فتوح البلدان ، ص۱۹۷ و ۱۹۸ ، طبری ، ج۶ .

۵۳٫ حیاه الشعر فی الکوفه ، ص۴۹ .

۵۴٫ ر .ک : حیاه الشعر فی الکوفه ، ص۵۳ ، از ابن قتیبه : الامامه و السیاسه ، ج۱ ، ص۶۳ .

۵۵ کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ، ص۱۷۶ ، از مروج الذهب ، ج۲ ، ص۳۶۲ .

۵۶٫ علامه محمد حسین مظفر : تاریخ شیعه ، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ،تهران ، ۱۳۷۲ ، ص۱۴۲ .

۵۷٫ حیاه الشعر فی الکوفه ، ص۵۴ .

۵۸٫ همان ، ص۵۴ به نقل از بردکلمان : تاریخ الشعوب الاسلامیه ، ج۱ ، ص۱۳۸ و ۱۳۹ .

۵۹٫ همان ، ص۵۵ .

۶۰٫ تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۴۶٫

۶۱٫ رسول جعفریان : تاریخ خلفا ، دفتر نشر الهادی ، مؤسسه چاپ الهادی ، قم ، چاپ اول ، پاییز ۱۳۷۷ه ،ص۲۷۵ . از تاریخ خلیفه بن خیاط ، ص۱۸۴ .

۶۲٫ تاریخ یعقوبی ، ج۲ ، ص۱۱۱ .

۶۳٫ علی دوانی ، مفاخر اسلام ، مؤسسه انتشارات امیرکبیر ، تهران ، ۱۳۶۳ ، ج۱ ، ص۴۶۲ به نقل از الغارات ، ج۲ ،ص۵۷۳ .

۶۴٫ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰۳٫

۶۵ مروج الذهب ، ج۲ ، ص۳۶۷ .

۶۶٫ همان ، ص۳۶۱ .

۶۷٫ مانند وائل بن حجر حضر می‏کرد (بقولی خودش و بقولی پدرش) از پادشاهان یمن بود و بعد از اسلامدر کوفه اقامت کرد ، به روایتی پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نامه‏ای برای او نوشت و فرمود : «این وائل بزرگ ملوک وشاهان است» . کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی ، ص۱۹۴ از الاصابه ، ج۴ ، ص۶۲۸ .

۶۸٫ عزّالدین عبدالحمید بن ابی الحدید مدائنی ، شرح نهج‏البلاغه ، چاپ دوم ، داراحیاء الکتب العربیه ، بی‏جا ،۱۳۵۵ ، ج۸ ، ص۱۴ .

۶۹٫ همان .

۷۰٫ تاریخ طبری ، ج۳ ، ص۴۶۲ .

۷۱٫ همان .

۷۲٫ معجم البلدان ، ج۴ ، ص۴۹۰ .

۷۳٫ غارات ، ج۲ ، ص۶۲۵ .

۷۴٫ به احتمال قریب به یقین ، همین عوامل بود که امام حسین علیه‏السلام از تمام عالم اسلام ، کوفه را برای قیامخود انتخاب نمود .

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


1 + = سه

تمام حقوق این سایت برای © 2018 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی