بازخوانی خطبه امیرالمومنین علی علیه السلام

بازخوانی خطبه امیرالمومنین علی علیه السلام

درسوگ فاطمه زهرا

هنگامی که علی علیه السلام، سرور زنان جهان را به خاک فرقت سپرد، در حالی که اندیشه غربت، جان او را می‌فشرد، با دلی جانکاه به مزار حضرت رسول صلی الله علیه و آله رفت و با او استغاثه و از رنج فراق فاطمه سلام الله علیها بسیار ناله کرد.

آن حضرت با ایراد خطبه‌ای سوزناک نزد قبر رسول اکرم صلی الله علیه و آله با پیامبرخدا درباره سختی جدایی از فاطمه و مصائبی که امت بر سر آنان آوردند سخن‌ها گفت.

متن خطبه به شرح زیر است:

خطبه ۲۰۲ : وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ ع رُوِیَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَیِّدَهِ النِّسَاءِ فَاطِمَهَ ع کَالْمُنَاجِی بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص عِنْدَ قَبْرِهِ-

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَهِ فِی جِوَارِکَ وَ السَّرِیعَهِ اللَّحَاقِ بِکَ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی وَ رَقَ‏ عَنْهَا تَجَلُّدِی إِلَّا أَنَّ فِی التَّأَسِّی لِی بِعَظِیمِ فُرْقَتِکَ وَ فَادِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَهِ قَبْرِکَ وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُکَ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏ فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَهُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَهُ أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ إِلَى أَنْ یَخْتَارَ اللَّهُ لِی دَارَکَ الَّتِی أَنْتَ بِهَا مُقِیمٌ وَ سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ هَذَا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلُ مِنْکَ الذِّکْرُ وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَهٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِین‏

 درود بر تو اى فرستاده خدا از من و دخترت که در جوارت آرمیده، زودتر از دیگران به تو رسیده.

اى فرستاده خدا مرگ دختر گرامیت عنان شکیبایى از کفم گسلانده و توان خویشتن‏داریم نمانده اما براى من که سختى جدایى تو را دیده و سنگینى مصیبتت را کشیده‏ام جاى تعزیت است.
تو را تکیه‏گاه ساختم در آنجا که شکاف قبر تو بود و جان گرامیت میان سینه و گردنم از تن مفارقت نمود. «همه ما از آن خداییم و به سوى خدا بازمى‏گردیم» امانت بازگردید. و رهن گرفته شد کار همیشگى‏ام اندوه است. و شبهایم شب زنده‏دارى تا آنکه خدا خانه‏اى را که تو در آن به سر مى‏برى برایم گزیند (و این غم که در دل دارم فرونشیند) و به زودى دخترت تو را خبر دهد که چگونه امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند، از او بپرس چنانکه شایسته است و خبر گیر از آنچه پیش آمده است که دیرى نگذشته و یاد تو فراموش نگشته. درود بر شما درود کسى که خداحافظى کند (وداع نماید) نه که رنجیده است و راه دورى جوید.
اگر بازگردم نه از خسته جانى است، و اگر بمانم نه از بدگمانى است بلکه امیدوارم بدانچه خدا صابران را وعده داده است.
و در روایتى دیگر در دنبال کلماتش خطاب به رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله اینگونه (درددل را با آن سرور کائنات) ابراز مى‏کند
اى رسول خدا… فبعین اللَّه تدفن ابنتک سرا و یهضم حقها قهرا و یمنع ارثها جهرا… دخترت در پیش نظر خدا به خاک سپرده شد بدون آنکه کسى از دشمنان از دفنش آگاه شود حق دخترت را به ظلم گرفتند و ارثش را از وى منع کردند… تا آنجا که فرمود:

نفسى على زفراتها محبوسه -یالیتها خرجت مع الزفرات
لا خیر بعدک فى الحیوه و انما -ابکى مخافه ان تطول حیاتى

در هجران فاطمه نفسم در سینه‏ام محبوس است اى کاش جان من با نفسم بیرون مى‏آمد.
اى فاطمه بعد از تو خیرى در زندگانى نیست فقط گریه‏ام براى این است که مى‏ترسم عمرم پس از تو طولانى شود.

 فرازهای مهم خطبه

اگر در عبارات حضرت اندکی دقت کنیم به چند موضوع اساسی می‌رسیم که به توضیح برخی از آنها می‌پردازیم.

– گفتگوی علی علیه السلام با روح پیامبر:

به اتفاق در تمام ادیان الهی و حتی غیر الهی و مکاتب بشری این نکته ثابت شده که روح آدمی با مرگ بدنی او از بین نمی‌رود و در روایات و دعاهای اسلامی خطاباتی که نسبت به بزرگان دینی شده همه گواه همین مطلب هستند. از جمله آن موارد می‌توان به گفتگوی علی علیه السلام با پیک روح در مزار آن مهتر کَونین اشاره کرد.

سلام و درود نسبت به کسی به کار برده می‌شود که زنده است و از آنجا که این خطابه درباره پیامبرصلی الله علیه‌ و آله که جسمش در خاک آرمیده و در ارتباط با روح آن بزرگوار است که در جوار حضرت باری آرمیده و از زندان طبیعت رهیده است. آن حضرت این مهم را با عبارت السلامُ علیکَ یا رسولَ اللهِ عنِّی و عن اِبْنَتِکَ النَّازِلهِ فی جِوارِکَ؛ (سلام بر تو ای رسول خدا، سلامی از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده است) بیان می‌کند.

از عبارت «النَّازلهِ فی جوارکَ» می‌توان فهمید که حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در کنار قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دفن شده است مگر این که به لحاظ سند این خطبه مورد خدشه قرار گیرد. به هر حال سخن علی علیه السلام را به وجه زیر تفسیر کرده‌اند: این که منظور از جوار نزدیکی دو قبر به همدیگر است و یا منظور از آن نزدیکی روحانی آن دو بزرگوار نه جسد و قبر آنها است و چنین وجوهی درباره عبارت (السلامُ علیکُما) نیز صادق است چه اگر خطاب آن حضرت به روح آن بزرگوار باشد در این صورت «سلام بر شما دو نفر» بی‌اشکال خواهد بود و نیز اگر این نظر را بپذیریم که با حضور انسان بر سر قبر متوفایی، روح او هم در آنجا حاضر می‌شود در این صورت چون قبر آن بزرگواران کنار هم بود لذا در یک آن و با یک عبارت حضرت علی علیه السلام به آنها سلام کرده است. با این همه، اختلافات زیادی درباره مدفن حضرت زهرا علیها السلام وجود دارد.

فاطمه علیهاالسلام پاره تن رسول بوده که به عنوان ودیعه به علی علیه السلام سپرده بود و او را امانتدار او قرار داده بود. حیات علی علیه السلام گواهی صادق بر آن بود که با کمال دقت و بلندی همت در حفظ و صیانت از آن می‌کوشید و اینک موعد بازگرداندن آن به صاحب اصلی رسیده است “لقد استرجعت الودیعه و اخذت الرهینه ودیعه”، بازگردانده و گروگان آزاد شد.

البته از آنجا که حضرت علی علیه السلام کمی پس از دفن فاطمه علیها السلام کنار قبر رسول خدا حاضر شد معلوم می‌شود که حداقل در زمان دفن اولاً این دو قبر کنار هم بودند و فاصله چندانی نداشتند به طوری که حضرت روبروی آنها ایستاده و این خطابه را ایراد کرده است. و چون حضرت فاطمه علیها السلام وصیت کرده بود قبرش را پنهان کنند لذا احتمال این می‌رود که پس از خطبه قبر حضرت را به خاطر دور داشتن از دسترس معاندین پنهان کرده است.(۲) پذیرش این نظر در صورتی است که نظر خلاف شهرت ابن سعد در طبقات را نپذیریم که معتقد است ابوبکر بر دختر پیامبر نماز خواند و بر او چهار تکبیر گفت.(۳)

به هر حال به نظر می‌رسد که حداقل در زمان سخنرانی، قبر حضرت هنوز پنهان نشده بود و بعداً پنهان شده است… و عقل و منطق اجازه نمی‌دهد «النازلهِ فی جِوارکَ» را همسایگی روحانی معنا کنیم چون شواهد و قرائن ایراد خطبه این را نمی‌رساند. خلاصه این که مرحوم فیض الاسلام در مدفن زهرای اطهر علیها السلام سه جا را احتمال می دهد؛ قبرستان بقیع، خانه خودش و روضه پیغمبر اکرم.(۴)

– الحاق سریع فاطمه علیها السلام به پیامبرصلی الله علیه و آله:

علی علیه السلام در این خطبه فاطمه علیهاالسلام را با وصف «السَّریعه اللِحاق بِکََ» وصف می‌کند. این عبارت بیانگر کوتاهی عمر حضرت زهرا علیها السلام پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که (در حدیث معروف گفتگوی زهرا علیها السلام با پیامبرصلی الله علیه و آله در آخرین لحظات حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله بدان اشاره شده است که «پیامبرصلی الله علیه و آله فاطمه علیها السلام را هنگام مرگ خویش دید که گریه می‌کند آهسته بدو فرمود تو از همه اهل‌بیت من زودتر به من ملحق خواهی شد و فاطمه علیها السلام لبخند زد.(۵)»

اما آنچه علی علیه السلام را معذرت خواه آن کرده است اصل ودیعه است که چقدر از نابکاران جفا دیده است و به گواهی مورخان پهلویش شکسته، خانه‌اش سوخته و محسنش شهید گشته! و اینک امانتدار و امانت و صاحب اصلی هر سه در یک جا جمع‌اند!

شدت علاقه علی علیه السلام به پیامبرصلی الله علیه و آله و فاطمه علیها السلام :

علی علیه السلام انسانی است که از بدو تولد با پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگ شد و با فاطمه علیهاالسلام به کمال رسید و چنان رابطه وثیقی با آنها پیدا کرد که گویی یک روح در سه کالبد بودند. اگر اضافه کنیم که علی علیه السلام و محمد صلی الله علیه و آله و فاطمه علیهاالسلام روح واحدی هستند به یقین فرقت یکی از آنها حزن و اندوه زیادی را در دل باقیمانده بر جای می‌گذارد و دل او را در آتش فراق می‌گدازد.

و به طور قطع باید گفت که هر چه انسان کامل‌تر شود به یقین لطافت روحش نیز افزون‌تر می‌شود. پس وقتی آن سابقه تقرب و این روح پرتلطف در یک کالبد جمع گردد چنین خطبه و گفته‌ای از وی در فراق محبوبان روان می‌شود که «قَلَّ یا رسولَ اللهِ عن صَفیَّتَکَ صَبْری و رَقَّ عنها تَجَلُّدی»؛ (ای پیامبر خدا صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه کم شده و توان خویشتنداری ندارم).

– نسبی بودن اندوه‌ها:

گفتگوی حزن آلود علی علیه السلام با پیامبر بیانگر اندوهی است که او را فرا گرفته و او را بر ساحل بی‌پایان آن نشانده است. لازم به توضیح است که علی علیه السلام دو اندوه عظیم را به فاصله کوتاهی ازهمدیگر پشت سر گذاشت که یکی فقدان پیامبر و دیگر جدایی دخت سفیر الهی است که او را انسی با آن دو بزرگوار بود و دل بدان‌ها چنان بسته که ارواحشان به هم پیوسته و اینک ابدان آنها در تقرب یکدیگر بی‌بهره و از هم گسسته است. این گسستگی لاجرم اندوه بزرگی را به دنبال آورده است. آنچه در این میان مهم است این که غم‌های بزرگ تسکین بخش اندوه‌های خرد است و آن که در غم بزرگ توان تحمل را از کف ندهد به یقین در اندوه خرد نخواهد داد اما در عین حال دو چیز او را تسلی می‌داد که یکی مژده وصال و دیگر رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که اندوهش بزرگتر از اندوه بر فقدان فاطمه علیها السلام بود.

ای پیامبر خدا! به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند، از فاطمه بپرس و احوال اندوهناک ما را از او خبرگیر که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است.

اما آنچه بیش از همه غم از دل او زایل می‌کرد که آن حضرت به تسلی دهنده اولی با آیه (اِنَّا لله و اِنَّا اِلیه راجعون) و بر دومی با عبارت (اَلا اِنَّ لِیَ فَی التَّاَسی بِعَظیمِ فُرْقَتِکَ و فادِحِ مُصیبَتِکَ موضِعُ تَعَّزٍ)؛ (اما برای من که سختی جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبت تو راکشیده‌ام، شکیبایی ممکن است) اشاره می‌کند.

خون غم بر ما حلال و خون ما بر غم حلال

هر غمی کو گِرد ما گَردید شد در خون خویش

باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دل تریم

ذوق مسکینانِ غم دِه ساقیا افیون خویش

– فاطمه علیهاالسلام ودیعه خدا و رسول صلی الله علیه و آله:

باید اذعان کرد که فاطمه علیهاالسلام پاره تن رسول بوده که به عنوان ودیعه به علی علیه السلام سپرده بود و او را امانتدار او قرار داده بود. حیات علی علیه السلام گواهی صادق بر آن بود که با کمال دقت و بلندی همت در حفظ و صیانت از آن می‌کوشید و اینک موعد بازگرداندن آن به صاحب اصلی رسیده است “لَقَد اسْتَرْجَعَتِ الوَدیعَهُ و اُخِذَتِ الرَْهینَهُ وَدیعَهً”

اما آنچه علی علیه السلام را معذرت خواه آن کرده است اصل ودیعه است که چقدر از نابکاران جفا دیده است و به گواهی مورخان پهلویش شکسته، خانه‌اش سوخته و محسنش شهید گشته! و اینک امانتدار و امانت و صاحب اصلی هر سه در یک جا جمع‌اند!

 

– خبرها را از فاطمه علیها السلام بپرس:

ابن ابی الحدید در ذیل عبارت وقتی به عبارت «واسْتَخْبِرهاالحالَ» ؛(احوال اندوهناک ما را از او خبرگیر) می‌رسد با زیرکی تمام از پرداختن به حوادث مربوط به جفاهایی که حاکمان زمان و صحابه دیروز پیامبر بر دختر پیامبر روا داشتند خودداری می‌کند و تنها اشاره به استبداد حاکم زمان می‌کند که چرا امر حکومت را بدون مشورت آن حضرت بررسی می‌کند؟(۶) و بیش از پنج سطر در این باب سخن نگفته است در حالی که منابع تاریخی و روایی از مطالب مربوط به وقایع ناگوار علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام سرشار است.

«گویی که جناب ابن ابی الحدید عبارت: «و سْتَنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَضافُرِ اُمَّتِکَ علی هَضْمِها»؛ «به زودی دخترت تو را خبر خواهد داد که چسان امتت فراهم گردیدند و بر وی ستم ورزیدند» را ملاحظه نکرده و به سرعت برق از آن رد شده است. باید گفت که این جمله اشاره‌ای اجمالی به تمام جفاهایی است که صحابه کبار در حق دخت صاحب دثار(۷) روا داشتند و از دادن حق آن بزرگ ابا کردند و بر شویش هزاران جفا نمودند و او را از خلافت کنار گذاشتند.

پانوشت‌ها:

۱- نهج البلاغه دشتی، خطبه ۲۰۲٫

۲- شهیدی، سیدجعفر، زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام ، ص۱۵۹

۳- همان، ص ۱۶۰٫

۴- نهج البلاغه فیض، ص ۶۵۲٫

۵- ابن ابی الحدید، ج ۱۰، ص ۲۶۶٫

۶- همان، ص ۷۰٫

۷- منظور از صاحب دثار پیغمبر است. اشاره به آیه “یا ایها المُدثر”.

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

One Comment on “بازخوانی خطبه امیرالمومنین علی علیه السلام”

  • kharazy wrote on ۹ خرداد, ۱۳۹۳, ۱۵:۱۵

    خیلی عالی ؛ روح شیخ شاد

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


− دو = 6

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی