حکمت ۵۰

۵۰ و قال علیه‏السلام قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّهٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ.

امام علیه السلام فرمود:

دل‏هاى انسان‏ها وحشى و رمنده است، هرکس با آنها انس گیرد

رو به سوى او مى‏کنند![۱]

شرح و تفسیر راه تسخیر دل‏ها

امام در این کلام حکمت‏آمیز درس مهمى براى صید دل‏ها و جلب و جذب دوستان مى‏دهد. مى‏فرماید: «دل‏هاى انسان‏ها وحشى و رمنده است هرکس با آنها انس گیرد رو به سوى او مى‏کنند»؛

(قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّهٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ)

. اشاره به اینکه انسان، نسبت به کسانى که نمى‏شناسد نوعى احساس بیگانگى مى‏کند؛ ولى اگر طرف مقابل از طریق محبت وارد شود در برابر او رام مى‏شود. به گفته بعضى از شارحان نهج‏البلاغه این مطلب براى انسانى که تازه در شهر یا در محله‏اى وارد مى‏شود و سکنا گزیند کاملًا محسوس است او حتى از همسایگان نزدیکش فاصله مى‏گیرد اما اگر چند بار با او سلام و علیک کنند و به دیدارش بروند و هدیه‏اى برایش بفرستند رابطه دوستى آنها مستحکم مى‏شود.

آنچه بعضى پنداشته‏اند که این کلام حکمت‏آمیز با اصل مدنىّ بالتبع بودن انسان سازگار نیست اشتباه بزرگى است. درست که انسان ذاتاً روح اجتماعى دارد و نمى‏تواند تنها زندگى کند و تمام پیشرفت‏ها و موفقیت‏ها بشر در سایه همین روح اجتماعى است؛ ولى این بدان معنا نیست که در برابر هر فرد ناشناخته‏اى اظهار محبت و دوستى کند و با او الفت بگیرد؛ الفت گرفتن احتیاج به مقدمات دارد همان‏گونه که عداوت و دشمنى نیز مقدماتى مى‏خواهد و نظر

امام علیه السلام به این حقیقت است که در روایات دیگرى نیز وارد شده و در گفتار معروف:

«الْإنْسانُ عَبیدُ الْإحْسانِ؛

انسان بنده احسان است» منعکس است.

شاعر عرب نیز مى‏گوید:

وَإنّى لَوَحْشِىٌّ إذا ما زَجَرْتَنی‏

وَإنّى‏ إذا ألَّفْتَنی لَالُوفٌ‏

هنگامى که از من دورى کنى من از تو رمیده مى‏شوم ولى هنگامى که از در الفت در آیى با تو الفت مى‏گیرم.

این‏که در بعضى از شروح به واسطه حل نشدن مشکل «مدنىٌّ بالطبع» بودن انسان یا وحشى بودن قلوب این تفسیر را پذیرفته‏اند که منظور از «رجال» همه انسان‏ها نیستند بلکه افراد بزرگ و قدرتمندِ اجتماع‏اند، تفسیر نادرستى به نظر مى‏رسد، زیرا ظاهر عبارت اشاره به همه یا اغلب انسان‏هاست نه گروه اندکى.

شاهد این سخن حدیثى است که از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود:

«ثَلَاثٌ یُصْفِینَ وُدَّ الْمَرْءِ لِأَخِیهِ الْمُسْلِمِ یَلْقَاهُ بِالْبُشْرِ إِذَا لَقِیَهُ وَیُوَسِّعُ لَهُ فِی الْمَجْلِسِ إِذَا جَلَسَ إِلَیْهِ وَیَدْعُوهُ بِأَحَبِّ الْأَسْمَاءِ إِلَیْهِ؛

سه چیز است که محبت انسان را نسبت به برادر دینى‏اش صفا مى‏بخشد با چهره گشاده با او روبرو شود و در مجلس جاى مناسب به او دهد و او را به محبوب‏ترین نام‏هایش صدا بزند».[۲]



[۱] . سند گفتار حکیمانه:

این کلام حکمت‏آمیز را زمخشرى( متوفاى ۵۳۸) در جزء اول ربیع الابرار و طرطوشى( متوفاى ۵۲۰) در کتاب سراج الملوک آورده‏اند و بعید به نظر مى‏آید که آنها از نهج البلاغه سیّد رضى گرفته باشند.( مصادر نهج‏البلاغه، ج ۴، ص ۴۸).

در کتاب تمام نهج‏البلاغه این جمله را جزء خطبه‏اى دانسته است که امام آداب دین و دنیا را به اصحابش فرمود.( تمام نهج‏البلاغه، ص ۷۱۷).

[۲] . کافى، ج ۲، ص ۶۴۳، ح ۳٫

درباره نویسنده

678مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .


نُه − 8 =

تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی