آرشیو موضوع : کمالات انسانی

صفحه 1 از 212

ادب کمالى‏

 ادب كمالى‏
بالاترين كمال آدمى آن است كه به ادب حق، مؤدّب شود، كمالات انسانى در او ظهور يابد، فطرتِ كمال‏خواهِ او به كمالِ مطلوب برسد و تا آنجا كه مى‏تواند، منشأ خيرات گردد. در تعريف ادب گفته‏اند: الأَدَبُ كلُّ رِياضَةٍ مَحْمُودَةٍ يَتَخَرَّجُ بهَا الإِنْسَانُ فى فَضِيلَةٍ مِنَ الفَضَائِلِ‏. ادب، ورزيدن‏هاى ستوده‏] و دگرگون كردن حالت بد نَفْس به حالت نيك ى ... ادامه مطلب

حریت‏

حريت‏
حريت به‏معناى آزادى، آزادگى، آزادمنشى‏ و نقطه مقابل رقيّت، يعنى بندگى، غلامى و بردگى است. حريت در مقابل اسارت است؛ يعنى انسان به ميزانى كه از اسارت قواى پست و نفسانى و از اسارت شهوت، خشونت، قساوت، خيانت و مانند اينها آزاد مى‏شود، به مراتبى از آزادگى و حريت ... ادامه مطلب

حکمت‏

 حكمت‏
حكمت به‏معناى اتقان، استحكام، استوارى، راستى و درستى در نظر و عمل است؛ چنان‏كه‏حكمت نظرى، شناخت درست و متقن هست‏ها و نيست‏ها، و علم به احوال اشياست آن‏طوركه هستند يا خواهند بود؛ و حكمت عملى عبارت است از شناخت درست و متقن بايدها و نبايدها و علم به اينكه افعال‏] ... ادامه مطلب

رحمت‏

رحمت‏
رحمت در لغت به‏معناى احسان، تفضّل و بخشش است، و بدين‏معناست كه احسان، تفضّل و بخشش از موجودى به موجود، يا موجودات ديگر سرايت كند و موجودى بتواند موجودات ديگر را تحت لطف، پوشش، بخشش و احسان خودش در بياورد. البته در مورد انسان يك چيزى را اضافه بر اين گفته‏اند و آن اين است كه انسان رقّت ... ادامه مطلب

نَزاهت‏

نَزاهت‏
نَزاهت به‏معناى دورى از بدى، خالى بودن از نادرستى و ناپاكى و طهارت در امور مختلف انسانى است. نزاهت از جمله كمالات انسانى است كه گذشته از ارزش ذاتى آن، خود بستر ديگر كمالات محسوب مى‏شود؛ يعنى پندارها، گفتارها و كردارهاى كمالى در زمينه آن به بار مى‏نشيند. وَ البَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بإِذْنِ رَبهِ وَ الَّذِى خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلّا ... ادامه مطلب

عدالت‏

عدالت‏
عدالت در لغت، به‏معناى استقامتِ چيزى، مستقيم بودن، مساوات، داد، انصاف، حكم حق، ميزان و امر متعادل آمده است؛ و در اصطلاح، حد وسط ميان افراط و تفريط است،كه‏عبارت است از تعديل قوه عمليه و تهذيب آن؛... ادامه مطلب

عبودیت‏

عبوديت‏
عبوديت كمالِ كمالات است و همه كمالات انسانى در اين جهت است كه آدمى به عبوديت حق واصل شود و در مدارج و مراتب آن بالا رود. عبوديت تسليم حق بودن و گردن نهادن به خواست الهى است؛ يعنى «عبد» جز رضاى حق، نخواهد و در برابر او در اطاعت كامل باشد؛ جز در برابر خدا سر خم نكند، در برابر او ... ادامه مطلب

سَماحت‏

سَماحت‏
سَماحت در لغت به‏معناى بخشندگى و گذشت و آسان گرفتن امور است؛ و بدين مفهوم به‏كار مى‏رود كه انسان در رفتار با ديگران، در مناسبات انسانى، در زندگى، در كسب و كار و در دوستى و دشمنى از بخشش و گذشت بهره‏مند باشد، و تا آنجا كه امكان دارد، به‏شدت عمل متوسل نشود. در واقع، آدمى به ... ادامه مطلب

قناعت‏

قناعت‏
قناعت در معناى درست آن، يعنى چشم و دل سير بودن، به كفاف بسنده كردن و عدم فزون‏خواهى است، كه از والاترين كمالات انسانى است؛ در نگاه اميرمؤمنان على (ع) چنين قناعتى بستر زندگى متعالى است، چنان‏كه آن حضرت فرموده است: كفَى بالقَنَاعَةِ مُلْكاً، وَ بحُسنِ الخُلُقِ نَعِيماً.] وَ سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ فَلَنُحْييَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ... ادامه مطلب

شجاعت‏

شجاعت‏
شجاعت از جمله كمالات انسانى است كه بدون آن، اصلا زندگى انسان قوام نمى‏يابد. پايدارى درست در زندگى، در وجوه مختلف به شجاعت آدمى بسته است؛ به‏طورى كه كم‏رنگ شدن اين كمال يا فقدانش، فرد و جامعه را به تباهى مى‏كشاند. شجاعت كمالى است كه به سبب آن در انسان حالتى ظهور مى‏نمايد كه انسان مى‏تواند بر ترس غلبه كند و نيزتهور و ... ادامه مطلب
صفحه 1 از 212
تمام حقوق این سایت برای © 2017 نهج البلاغه. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی